هفته گذشته برای کلاس کارآموزی پیشرفته سنگ ، اصفهان بودم . در انتهای دوره و با همکاری کلیه نفرات کلاس مسیری اسپرت و با طول 25 متر به نام آفتاب تیر گشایش کردیم . این مسیر با درجه سختی 10a و صعودی جذاب در کوه سفید اصفهان واقع شده است .


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٥/٤/٢٠


سال 83 - سالی بود که به قول بعضی از دوستان ترمز بریده بودم . ازاین برنامه به اون برنامه و دائم در حال فعالیتهای ماجراجویانه . در حین این فعالیتها و در تیرماه به قصد آموزش تعدادی از دوستان به برفچال حسن در رفتیم . هدف آموزش هم طنابی و البته آشنایی با کارگاههای برف بود . با وارد شدن به منطقه و دیدن کیفیت برف ترسی در وجودم نشست .برف بسیار سفت شده بود و در عین حال سطح آن شیشه ای و داخل آن به خاطر حرارت زیاد و آفتاب شدید به صورت پودری در آمده بود . ما به سمت بالای برفچال و نزدیک تاج حرکت کردیم . فاصله ای حدود 6 متر را انتخاب کردم که کسی از آن فاصله بیشتر به لبه برفچال نزدیک نشود . در قسمتی حدود 10 متر پایین تر وسایل خود را قرار دادیم و شروع به آموزش کارگاه قارچ برفی کردم . بعد از آموزش دادن این مساله از نفرات خواستم که این کار را تکرار کنند . ‌ایشان نیز همانند آنچه دیده بودند اقدام به کندن سطح برف و ایجاد کارگاه نمودند . در این میان چون بچه ها به چند تسمه و کارابین نیاز داشتند به سمت کوله ها که کمی بالاتر بود رفتم . اولین کوئیک درا را که در آوردم در حالیکه نگاهم به تسمه ها بود و داشتم انتخاب می کردم به ناگاه تمام زمین لرزید و با حالتی شبیه به انفجار دینامیت مواجه شدم . ثانیه ای بعد روی قالبهای یخ افتاده بودم در حالیکه دور تا دور من به شعاع 1 متر خون بود . نتیجه آن حادثه به خیر گذشت و در بهترین حالت مواجه شد با پروتزی که در چشم من قرار دارد .

بعد از آن حادثه همیشه از این برفچال و از نیمه خرداد به بعد گریزان بودم تا کلاسی که اخیرا برای بازآموزی مربیان درجه 2 برف و یخ برگزار شد . در طول این کلاس همواره با یک وسواس خاصی نسبت به تاج آبشار برخورد می کردم و این استرس ناخودآگاه در وجودم بود . در طول این کلاس نیز تیم با رعایت فاصله نسبت به لبه تاج آبشار اقدام به پیاده سازی کارگاه نمود یعنی چیزی که قبلاَ هم در همان حادثه با آن روبرو بودم . با کمی وسواس مقداری دورتر از لبه تاج شروع به انجام کار کردم که به ناگاه زمین لرزید . دوباره همان حادثه قبل و این بار به طرز وحشتناکی میدیدم که چگونه حسین و محمد  در تقلای برای فرار از ریزش به طرز وحشتناکی تقلا کنان در فضای معلق به پایین سقوط کردند . زمان متوقف شده بود . باورش سخت بود و بلافاصله به لبه برف رفتم . معجزه ای رخ داده بود و حسین و محمد در کم عمق ترین جای برفچال که با قالبهای بزرگ برف پر شده بود سقوط کرده بودند . کمی پیچ خوردگی مچ پا برای محمد و دردی در ستون فقرات برای حسین به راستی معجزه ای بود که باعث شد این دوستان خوب و قوی سالم بمانند . حادثه ای که میتوانست با به کام کشیدن نفرات بیشتری تبدیل به یکی از تراژدیهای کوهنوردی ایران شود !

در حادثه حسن در و تحلیل آن نکات زیر به ذهن من میرسد که با توجه به برگزاری دوره ها و همینطور نفرات آزادی که برای تمرین می آیند پیشنهاد می کنم مد نظر قرار بگیرد :

1 . هر دو حادثه به یک شکل بودند . یخ شیشه ای در سطح به همراه برف پودر در لایه داخلی که بهترین حالت ممکن را برای یک جسم شکننده ایجاد می کند . این مساله همراه با ضربات کلنگ به سطح برفچال به عنوان یک ماشه می تواند باعث شود که حادثه ای سهمگین اتفاق بیفتد .

2 . فصل ایمن حسن در از نظر اینجانب تا انتهای خرداد ماه می باشد . ایران به دلیل اینکه سایتهای مناسبی از این لحاظ در اختیار ندارد فصل آموزش این رشته در آن محدود است که گاها در تیرماه نیز این آموزشها انجام می شود که از نظر اینجانب می تواند زمینه ساز خطرات زیادی باشد . حتی کارآموزانی که در طول این دوره بر روی برفچال میدیدم بیشتر ترس را تجربه می کردند زیرا برفچال در نقاط زیادی خالی شده بود .

3 . واکنش سریع و همیاری همه نفرات و مربیان تیم و همدلی همه نفرات از نکات بارز این حادثه بود . واقعا باید خدا رو شکر کرد که برای هیچ کدام از عزیزانی که در این برنامه بودند اتفاقی نیفتاد . ولی این شانس تا کجا ادامه داشته باشد خدا می داند . امیدوارم مسئولین بخش برف و یخ در فدراسیون برنامه ای برای محدود کردن این حوادث و جلوگیری از تکرار آن اتخاذ کنند .

4 . هر ساله حسن در شاهد اتفاقاتی است که انتها می گوییم خدا رو شکر ! ولی خدا هم صبری دارد و انتظار رفتاری عاقلانه تر از ما !

 

همین !


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٥/٤/٦


امروز صبح این آگهی از طریق یکی از دوستانم به دستم رسید . فراخوان برای اصلاح مشکل در یکی از کفشهای لاوان . خوشحالم که آقای کشوری که از دوستان بسیار خوبم هستند برای فرهنگ مشتری مداری و حمایت از مشتری در تولیدی خود گام مثبتی برداشته اند . هستند در بین برندهای داخلی ، تجهیزات و پوشاکی که با کیفیت بسیار بالایی تولید می شوند . با حمایت از تولید کننده هایی که خوش فکر هستند و به مشتری بها می دهند زمینه را برای ادامه موثر کار ایشان و بهبود روزافزون کیفیت محصولاتشان فراهم کنیم .


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٥/۳/۱۸


پاسخی به نقد مهدی فرهادی در خصوص برنامه تجربه تغییردر ماداگاسکار

این چند روز به قدری سرم شلوغ بود که اصلا نتوانسته بودم وبلاگهای کوهنوردی را مطالعه کنم . آخرای شب جمعه فرصتی شد تا مطلبی رو که تحت عنوان نقد به برنامه تجربه تغییر نوشته شده بود را ببینم . به همراه حسن و فرشاد مطلبی را در پاسخ به نقد مربوطه نوشتیم  . امیدوارم افرادی که نقد را خوانده اند پاسخ به آن را نیز کامل بخوانند .

مهدی را از اردوهای ترانگو می شناسیم . اردوهایی که با حضور تعدادی از دیواره نوردان خوب جهت ایجاد یک جهش در دیواره نوردی ایران آغاز شد . وی در اردوی بیستون بنا به درخواست یکی از اعضای تیم به اردوها پیوست . هدف وی کسب تجربه از حضور در کنار نفرات پرتجربه تیم و پیشرفت بود که البته با رای مساعد نفرات تیم وی توانست به این مهم تا حدودی دست یابد .

در طی این سالها تلاش او در جهت اجرای برنامه های جدید ستودنی است . وی با حضور در تیم 48 زمستانه علم کوه و با استفاده از تجربیات فردی مانند احسان پرتوی نیا و دیگر افراد کارکشته گروه مانند فرشاد میجوجی توانست عضوی از تیم زمستانه 48 باشد . کلاً می توان از او به عنوان فردی پرتلاش نام برد که امید دارد بتواند کارهای بزرگی نیز انجام بدهد . متاسفانه مهدی در کنار تلاش خود نقطه ضعف بزرگی نیز دارد . تلاشهایی که او نقشی در آن داشته باشد بزرگترین ، پربارترین و پرنتیجه ترین و فعالیتهایی که او از آن سهمی نداشته باشد تلاشی بیهوده ، ضعیف و در سطح بسیار پایین است . از نظر او فدراسیون ، وزارت ورزش و هر ارگانی هم می تواند خیلی خوب باشد و هم خیلی بد !  البته پیش فرض ذهنی و تلقین او به جامعه بد بودن این ارگانهاست ولی اگر مزایایی برای او داشته باشد نشستن سر میز مذاکره را توجیح می کند

وی نقدی در خصوص برنامه تجربه تغییر در ماداگاسکار نوشته است که با توجه به بیان شدن در فضای مجازی نیاز به پاسخگویی را خواهد داشت .

اولین تصویر در متن وی یک جمله انگلیسی با مفهوم " غلو نوعی دروغ است " می باشد . یعنی وی نفرات تیم را متهم به دروغ گفتن در مورد صعود کرده است . یعنی وی با توجه به رویه قبلی خود قبل از بیان مطلب خود اقدام به ایراد اتهام کرده است . این رویه البته مدتی است که در کشور باب شده و تهمت زدن بدون مدرک و دلیل در بین برخی وبلاگ نویسان به عنوان یک عرف و در قالب پوشش وزین " انتقاد " خود آرایی می کند .

او دراولین جملات خود با تحسین عملکرد نفرات تیم سعی در مثبت نمایش دادن جنبه های نقد خود داشته اما در ادامه و با خواندن مابقی جملات او متوجه می شویم که آن سه خط بالایی در هیچ جایی از صحبتهای او نمایان نیست  .

مهدی فرهادی با متهم کردن نفرات تیم به غلو و بزرگ نمایی ، اقدام به کشف !! مواردی در گزارش برنامه ما کرده است. از جمله استفاده از بولت ، طنابهای ثابت و .... . خوب این خیلی جالب است چون گزارش ما در همه جای دنیا ( چه مجله کوه ایران و چه سایر نشریات معتبر ) با ذکر همین کشفیات شما اعلام شده است . یعنی ما چیزی را از دیگران مخفی نکرده ایم و همه آدمهایی که گزارش برنامه ما را خوانده اند با توجه به همین موارد اعلام شده آن را پسندیده اند .

در ابتدای امر ، لازم می دانیم مجدداً مختصری از هدف خود در این برنامه را بگوییم . عین این کلمات در گزارش برنامه درج شده آمده است :

شعارمان در این برنامه تغییر بود . تغییر خیلی از چیزها . تغییر از حالت لشکرکشی هایی که قبلاً برای یک گشایش و یا حتی صعود انجام می شد . انتخاب نفرات کم و کارآمد یکی از فاکتورهای با ارزش بودن یک گشایش می باشد چون فشار بیشتری به نفرات وارد آمده و کل کار توسط نفرات محدودی انجام می شود . چیزی که قبلاً تجربه آن را در آلپ ها کسب کرده بودیم و دو نفری توانستیم صعودهایی با کیفیت انجام دهیم . فاکتور دیگری که در تغییر در نظر گرفتیم گشایش مسیر بود . اما این گشایش نیز در دل خود تغییر داشت . این گشایش قرار بود بر روی دیواره ای انجام شود که از لحاظ سختی و صعب العبور بودن زبانزد است . مسیر گشایش شده در این دیواره مطمئناً درجه سختی بالایی خواهد داشت و نفرات تیم باید بتوانند مسیر گشایش شده را جهت اثبات مناسب بودن مسیر ، صعود کنند . تغییر دیگر مستند سازی کار بود . چیزی که عمدتاً ضعف ما محسوب می شد . عدم ثبت مناسب لحظات صعود و گشایش مسیر و ناتوانی در نشان دادن کامل این رشته ورزشی دلیلی بود تا از مدتها قبل فکر ما را به خود مشغول سازد . ما در این برنامه روزهای کاری پرتلاشی را فقط جهت مستند سازی کار انجام شده اختصاص دادیم . بله ما توانستیم تجربه تغییر را در این برنامه تجربه کنیم .

نویسنده نقد در ابتدا و باآوردن فاکتورهای تبر طلایی ، برنامه ما را از این دید نقد کرده است !! لازم به ذکر است که ما به هیچ عنوان تمایلی برای ارائه گزارش خود در رقابت کلنگ طلایی نداشتیم . یعنی به هیچ عنوان اهداف برنامه خود را برای این مورد نچیدیم .

اگر جملات بالا را به دقت بخوانید متوجه می شوید که تغییرات مورد نظر ما از سه جنبه بوده است .

1 . تغییر از لشگر کشی های بزرگ ( مانند برنامه ترانگو یا حتی خیلی از برنامه های دیواره نوردی که در حال حاضر انجام می شود و شما هم در آن حضور دارید ) به برنامه هایی با نفرات کم ولی کار کرده و پرتجربه . البته اینکار را قبلاً در آلپها هم تمرین کرده بودیم و اولین صعود دیواره گراند کاپوسین از مسیر بوناتی در تابستان 93 را در بدترین شرایط آب و هوایی و فقط با همین دو نفر انجام دادیم . صعودی که مورد تحسین خیلی از دیواره نوردان برتر حاضر در منطقه قرار گرفت . پس کاری که از آن صحبت می کردیم را قبلاً تمرین کرده بودیم . البته نویسنده نقد اعلام کرده که این کار بسیار ساده بوده و نفرات دیگری نیز می توانند این گشایش را انجام دهند . البته که راه باز است و منطقه شما را می طلبد . گشایش مسیر اینچنینی و صعود آن منتظر شماست .

2 . تغییر از نظر سختی مسیر در گشایش : این دومین تغییر مد نظر ما بود . امکان انجام گشایشی با درجه های پایینتر در منطقه سورونورو و در صخره های واتوواریندری آن برای ما میسر بود . اما ما چالشی دیگر را انتخاب کردیم . گشایش بر روی سینه زرد رنگ و کاملاً عمود برج کارامبونی ، جایی که سخت ترین مسیر نیمکره جنوبی زمین نیز در آن گشایش شده است . البته فقط خود گشایش نیز معیار کار نبود . مسیر گشایش شده حتماً باید صعود هم میگردید که این کار نیز توسط نفرات تیم انجام شد . البته نویسنده نقد در حالی از عادی بودن درجه های گشایش شده صحبت می کند که تا کنون چنین مسیری و با چنین درجه ای توسط ایرانیان گشایش نشده بود . در مورد صحت ادعای ما و یا درست بودن درجه های ادعا شده نیز تا کنون چندین تیم با ما ارتباط برقرار کرده اند و قرار است تا در فصل آینده ( دسامبر و اکتوبر ) اقدام به صعود این مسیر نمایند و در مورد درجه های آن اعلام نظر نمایند . همچنین نویسنده نقد صعود مسیری با درجه 13d را توسط نفرات تیم یک غلو دیگر اعلام کرده است . البته که نفری که این طول را درجه داده مسیرهای مختلفی را در مناطق مختلف ایران با این درجه صعود کرده است . اگر تمایل دارید می توانید با او همطناب شوید ولی فکر نمی کنم بتوانید حتی به عنوان نفر دوم او مسیری را ادامه دهید . همچنین نویسنده نقد در اواسط نقد خود از نصب حدود 100 بولت بر روی دیواره خبر داده ! و این کار را بیشتر یک آسیب زیست محیطی اعلام کرده است ! البته که دلیل این اعلام نظر عدم اطلاع نویسنده نقد از شرایط دیواره سورونورو است . او حتی برای اندکی وقت نگذاشته تا متوجه شود که این یکپارچه تری سنگ موجود در دنیا با حداقل شکاف است . برای اطلاع نویسنده اعلام می کنم که تنها شکاف سرتاسری در دیواره ،  مسیر Out of Africa می باشد که جزو اولین مسیرهای گشایش شده بر روی دیواره نیز می باشد . سایر مسیرهای موجود بر روی این دیواره بولت کوبی شده اند و البته جهت حفظ مسائل زیست محیطی بولتها با فاصله نسبتاً زیاد خورده است که این قضیه در مورد تیم ما نیز اجرا گردید . 114 بولت برای 442 متر آمار خیلی خوبی است و اگر توانایی تحمل یکی از پاندولی های بلندی که نفرات تیم بارها در حین گشایش و صعود دادند شما را به تکرار صعود این مسیر تشویق می کنیم .

3 . سومین جنبه تغییر مستند سازی می باشد . این اولین مستند سازی نیمه حرفه ای ایرانیان در یک صعود دیواره ای بود . کاری که فرشاد بعد از بازگشت با تکرار آن بر روی مسیر بیداد علم کوه ، نشان داد که این مساله چقدر اهمیت دارد . البته نویسنده نقد اعلام کرده است که شواهد جدی و مستدلی در این زمینه وجود ندارد !! این نوع اظهار نظر نیز در نوع خود بینظیر است . 3 روز وقت بر روی دیواره برای مستند سازی این صعود و تهیه فیلم و عکس های قوی را ندیده گرفتن از برکات نقدهای اخیر می باشد . اولین عکسهای ارسالی ما از ماداگاسکار همه دوستان را به وجد آورد چرا که قبل از آن چنین تصاویری از صعودی تهیه نشده بود . تصویر برداری از بالا از صعود کننده با همه سختیها و آزاری که برای فیلمبردار داشت دستآوردی شد تا ما بتوانیم گزارش خود را به دیگران ثابت کنیم .  البته نقاد این صعود حتی وقت و حوصله شرکت در گزارش این برنامه را نداشته است تا تصاویر زیبایی که از این گزارش تهیه شده بود را ببیند . برای اطلاع مجدد وی ، کلیپ 9 دقیقه ای این برنامه همکنون آمار بازدید 5000 نفر را گذرانده است . این آمار بازدید در مورد یک عکس میتواند خیلی عادی باشد اما در مورد یک کلیپ سنگنوردی رقمی چشمگیر است به گونه ای که با جستجوی عبارت کارامبونی در یوتیوب اولین لینک بالا آمده مربوط به مسیر تجربه تغییر می باشد  . همچنین چاپ تصاویری زیبا از برنامه مذکور در نشریات معتبر آیا دلیل دیگری بر مستند سازی قوی این موضوع نیست ؟ شاید این مساله شما را کمی آزار دهد و دوستان را خوشحال ولی فیلم این صعود هم قرار است به زودی در یکی از جشنواره های بین المللی سنگنوردی در خارج از ایران اکران شود . به هر حال همه این موارد همانطوری که نقد کننده این صعود اعلام کردند نشان دهنده آن است که هیچ استدلال و دلیلی مبنی بر مستند سازی ما وجود ندارد !

البته نگارنده نقد در ادامه با تاکید بر اجرای صعودهای داخلی ، آن را پله ای برای اجرای صعودهای خارج از کشور بیان کرده و باز بر طبل بی ارزش بودن برنامه تجربه تغییر کوبیده است . نمی دانم لازم است یا نه ولی اگر دوست داشته باشید در یک پست دیگر رزومه اجرایی نفرات تیم را در داخل ایران برای شما ذکر کنم . حتی منطقه علم کوه که شما از آن یاد می کنید در طول سالهای اخیر بیشتر با نام فرشاد همراه شده است تا نام فردی دیگر . صعود سرعتی مسیر 48 در تابستان امسال توسط حسن گرامی را شنیده اید ؟ مسیرهای طویل و قدرتمند گشایش شده دیگر در امسال توسط نفرات تیم را دنبال کرده اید یا تنها تلاش خود برای صعود آلپی تا پای دیواره علم کوه را می بینید ؟

نگارنده نقد مجدداً با اعلام فاکتورهای مورد نیاز برای برگزیده شدن برای کلنگ طلایی اقدام به ادامه بحث خود کرده است . لازم به ذکر است که ما هیچ اقدامی درجهت نامزد شدن این برنامه برای کلنگ طلایی نکرده ایم . اولین بار با دیدن خبری که یک صعود ایرانی نامزد جایزه کلنگ طلایی شده است بسیار خوشحال از اینکه این موفقیت نصیب کوهنوردی ایران شده است ( حالا توسط هر تیمی ) لینک خبر را باز کردیم و با دیدن عکس برنامه ماداگاسکار خودمون متعجب شدیم چون ما هیچ اقدامی برای ثبت این برنامه در لیست کلنگ طلایی نکرده بودیم و تصور  این بود که برای چنین جایزه ای حتماً باید فرمهای مربوطه را پر کرد . البته نویسنده نقد  توجهی به این نداشته ( یا تمایلی به این توجه نداشته ) که یک برنامه دیگر در این دیواره بدون شکاف نیاز به بولت کوبی و برنامه های دیگری نیز که به همین صورت انجام شده اند نیز کاندیدای این جایزه شده اند .

نویسنده نقد در ادامه با تکرار مجدد عوامل امتیاز آور جایزه کلنگ طلایی مجدداً با بولد کردن عواملی که در این برنامه موجود نبوده است سعی در تکرار صحبت خود دارد . با تکرار مجدد این مساله که ما هیچ اقدامی برای نامزد کردن خود نداشته ایم اعلام می کنیم که فعالیت انجام شده توسط این تیم در تعداد زیادی از این آیتمها نیز امتیاز مناسب را گرفته است .

در پایان ، میخواستیم مساله ای را بنویسیم . در طول این روزها دوستان و علاقمندان زیادی با خوشحالی از این موضوع ، تبریک گفته اند . حتی تعداد زیادی از دوستان  در خارج از کشور بخصوص سنگنوردان بزرگی از فرانسه ، برزیل ، افریقای جنوبی ، سوئیس و دانمارک با خواندن همه موارد بالا و ذکر شده در گزارش تبریکات صمیمانه ای فرستاده اند . برنامه تجربه تغییر یک برنامه بدون ایراد نبوده است . ما نیز در این برنامه ایراداتی داشته ایم که البته با صحبت های بعد از برنامه بین خودمان و تجربیاتی که در برنامه کسب کردیم قطعاً در برنامه های بعدی بهتر و بهتر خواهیم شد .

در برنامه تجربه تغییر ، نفرات تیم 50 درصد از مهارت خود را در گشایش مسیر به کار بستند و عموما هدف به چالش کشیدن صعودی طبیعی و با درجه بالا توسط ایرانیان بود . به قول شما ما با این هدفی که تعریف کردیم و با به کارگیری 50 درصد از توان خود توانستیم نامزد کلنگ طلایی شویم پس اگر در این دوره هم برنامه ما رای نیاورد ، می توانیم با برنامه ریزی درست و تعریف هدف مناسب و بهره گیری از 100 درصد توانمان حتماً به این موضوع فائق شویم . توجه شما را به این موضوع نیز جلب می نماییم که به قول شما شاید برنامه زمستانه 48 و یا خیلی از برنامه های دیگر فاکتورهای قویتری از برنامه ما داشته باشند اما یک سوال از خودتان بپرسید که چرا این برنامه که سطح آن ( از دیدگاه شما ) بسیار پایین تر از برنامه های اجرایی شماست به افق قویتر و شرایط بهتری در سطح جهانی دست پیدا کرده است .

با امید به اینکه نقد در کشور ما روز به روز جلوه مناسبتری پیدا کند و واقعاً در جهت سازندگی و پیشرفت باشد نه چیز دیگری !

 

 

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٤/۱٢/۱٥


مسیر تجربه تغییر در ماداگاسکار برای اولین بار ، صعودهای ایرانیان را به میز انتخاب کلنگ طلایی برد .

مسیر تجربه تغییر ، The Change Experience  همانطور که نویدش را داده بودیم منشا تغییرات زیادی در دیواره نوردی و کار فنی ایرانیان در مقیاس جهانی بوده است . بیش از 5k بازدید کننده در لینک Youtube و بازتاب آن در نشریات مختلف نشان از کار بزرگی بود که این تیم سه نفره توانست با حداقل امکانات انجام دهد .

جایزه کلنگ طلایی ، یکی از معتبرترین جوایز کوهنوردی در دنیا است که هر ساله به برترین صعودها اختصاص می گیرد . جالب است بدانید که هنوز با قرض ها و بدهکاریهای برنامه افریقا سرو کله می زنیم اما برنامه ریزی خوب ما و ارائه خوبی از کار انجام شده و البته کیفیت و خوش نامی کار توانست این برنامه را به اینجا برساند .حتی نامزد شدن برای چنین انتخابی ، افتخاری بزرگ برای کار فنی در ایران می باشد و ما خوشحالیم که توانستیم این اعتبار را برای دیواره نوردی ایران جذب کنیم .

جا دارد اشاره کنیم که اجرای برنامه های قدیمی تر برج ترانگو مسیر اسلونی ، دیواره اگویی دومیدی مسیر ربوفات / بکوئت ، دیواره گراند کاپوسن مسیر بوناتی و مون بلان دوتکول تری انگل همه و همه در کارنامه اجرایی تیم بوده است .

همچنین لازم می دانیم بار دیگر از تمامی دوستان ، همراهان و پشتیبانان این برنامه قدردانی نماییم . قطعاً رسیدن پای یک صعود به مقیاس جهانی مدیون زحمات همه این عزیزان است .

عکس از وبسایت حسین رضایی

در همین رابطه بخوانید :

وبلاگ کوه قاف

وبسایت حسین رضایی

وبسایت خبری تحلیلی کوه نامه


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٤/۱٢/۱