وبهاری دیگر ....

بهاری دیگر از راه رسیده است و او تغییرات اساسی در قالبهای فکری و ذهنی خود را می بیند . دو بهار قبل شرایط چه بود و الان چه ؟! به هر حال زندگی در خون و دل او جریان دارد و این بهار همیشه برای او قشنگ بوده است . چون احساس تغییر برای او همیشه در بهار رخ داده است . و فرق این بهار با بهارهای قبلی تغییر نگرش او بوده است . نگرشی که خیلی بهتر شده است ...

 

سال نوی شما دوستان عزیز مبارک ....

سال نو مبارک


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۳/۱٢/۳٠



 

يک سخن از برايان تريسی :

بکوش که صاحب تحول باشی نه قربانی آن .

چرای کوه رفتن در کوه رفتن نهفته است ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۳/۱٢/۱۸



 

ماجرای ساعت 5000 تومنی !!

ساعت عجیبی بود . خیلی دوستش داشتم . با اینکه قیمتش کم بود ولی به خاطر اینکه در جاهای مختلف ازش خاطره داشتم نمی خواستم دور بندازمش ...

برنامه دیواره علم کوه بود . سه سال پیش . من و  م .ش بودیم  که تصمیم گرفتیم   به همراه هم بریم روی دیواره ! دیواره ای که هیچی از آن نمی دانستیم . حتی مسیر صعود را بلند نبودیم و فقط چند ساعتی حرف که از این و آن شنیده بودیم و علائمی که می دانستیم می توانست کمک ما باشد . یادمه زیر کلاهک بزرگ که رسیدم مسیر را اشتباه رفتم و در حال رکاب زدن بودم که ساعت از دستم وا شد و مستقیماٌ به پایین رفت . چند ثانیه ای طول کشید تا به زمین رسید ! صحنه پرت شدن یک انسان از روی دیواره به ذهنم رسید . با اینحال جای افتادن ساعت را به خاطر سپردم و آنروز ما صعود موفقیت آمیزی داشتیم ...

روز بعد به تنهایی به سمت گل سنگها رفتم تا ساعتم را بردارم . دیواره وحشی تر شده بود . ریزش سنگها خیلی زیاد شده بود و ساعت 9 صبح بود . با بدبختی خودم را از میان گل سنگها بالا کشیدم ولی ریزشهایی که از هر طرف می آمد خیلی خطرناک بود . از طناب ثابت هم خبری نبود که بتوانم روی آن یومار بزنم . خلاصه به هر قیمتی بود خودم را به ساعتم رساندم . ولی پایین اومدن دیگه ممکن نبود . قیف به طور متوالی ریزش می کرد و هر چند ثانیه یکبار تعدادی سنگ بزرگ که یکیشون برای کشتن یک فیل کافی بود به پایین می ریختند . تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که بعد از آخرین ریزش و قبل از ریزش بعد با تمام سرعت از بین گل سنگها پایین بیایم ولی همش فکر شکاف یخی بین یخچال و دیواره بودم که مبادا داخل آن بیفتم . به هر حال بعد از آخرین ریزش بلافاصله از بین سنگها پایین دویدم و از روی شکاف پریدم . بلافاصله بعد از پرش من ریزش بود که به سمت من می اومد ... به  هر حال ساعتم در دستم بود و من کمی احساس حماقت می کردم ...

برنامه حسن در بود . پارسال . مشغول جمع کردن وسایلم بودم که ناگهان یخ زیر پایم شکست . یک تله بسیار بزرگ و من 20 متر به سمت پایین سقوط کردم . احساس کردم که مردم ... وقتی بلند شدم دیدم یک دایره خون دور و ورم جمع شده . از چشم و بینی و دهانم خون می اومد . استخوان بینی و چشمم شکسته بود . بلافاصله یک تیکه یخ برداشتم و روی چشمم گذاشتم ... به سمت سنگ رفتم و از شکاف بین سنگ و یخچال خودم رو به بالا کشیدم . احساس کردم که ساعتم در دستم نیست ! یک لحظه متوجه شدم که بین یخها جامانده .خواستم برم برش دارم ولی یخی که هر لحظه احتمال شکستنش بود مرا پس زد ...  یاد علم کوه افتادم .. بی خیالش شدم . ناخودآگاه خندم گرفت . از میان شکاف خودم را بالا کشیدم و تا ماشین خودم را رساندم . بعد از اون هم بیمارستان و 2 ماه در خانه ماندن ....

ولی همیشه یاد آن ساعت در خاطرم مانده است ...

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۳/۱٢/۱٥



 

ترکيب نهايی اعضای خانم و آقای تيم ملی ايران برای صعود به قله اورست مشخص شد . برای اين دوستان که پس از اردوهای سنگينی به اين مرحله رسيده اند آرزوی موفقيت و پيروزی در اين صعود را خواستاريم .

به اميد موفقيت همه مردمان  ايران زمين ...

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۳/۱٢/۱٥



 

میشد حدس زد ...

 جایزه تبریخ طلایی امسال ، به تیم روسی که موفق به گشایش یک مسیر جدید و دایرتزیما ( 1 )  بر روی یکی از سرسخت ترین دیواره های دنیا شدند ، تقدیم شد .

مطلب زیر ترجمه ای است در این رابطه ...  

 

تیم روسی که موفق شده بودند مسیری مستقیم بر روی دیواره سرسخت ژانو بگشایند جایزه Piolet d’Or  را به خود اختصاص دادند . این جایزه جمعه هفته پیش در فرانسه به آنها تقدیم شد . این جایزه به برترین فعالیت کوهنوردی و فنی سال اختصاص پیدا می کند ! این جایزه  در مقام مقایسه مانند اسکار فعالیتهای آلپی می باشد  و توسط مجله فرانسوی Montagnes و با تشخیص یک هیات مدیره بین المللی به برترین فعالیت سال تقدیم می شود . بدون شک صعود جبهه شمالی ژانو توسط تیم روس که در سال 2004 انجام شد لیاقت این جایزه بزرگ ( تبریخ طلایی ) را دارا می باشد .

البته عمده ترین معیار این جایزه را می توان صعود های آلپی دانست . صعودهایی با تعداد نفرات کم و بر روی مسیرهای دشوار در کوههای سرسخت دنیا می تواند شانس کاندیداهای دریافت این جایزه بزرگ را افزایش دهد . صعودهای آلپی ، بر روی مسیرهای جدید و همچنین صعودهای انفرادی بیشترین امتیاز را دارا می باشند .

 

یک هفته قبل از اهدای این جایزه ، مجله Montagnes  هیات منصفه این سال را معرفی کرد که رئیس این هیات منصفه تک خال کوهنوردی لهستان ، Krzysztof Wielicki بود و همچنین 6 صعودی که کاندیدای گرفتن این جایزه بودند معرفی شدند .

در مورد صعود ژانو چنین گفته شده بود : " از دهه 80 صعود یک مسیر مستقیم بر روی دیواره شمالی ژانو بین کوهنوردان برتر به صورت یک رقابت در آمده بود . با اینحال به نظر می رسید که برای تیم روسی که قصد داشتند به این دیواره سرسخت صعود کنند تنها تاکتیکی که قابل استفاده بود تاکتیک کپسوله ای( 2 )  بود . استفاده از طنابهای ثابت و کلیه وسایل دیواره نوردی در این صعود لازم می نمود .

 

جایزه دیگری توسط سایت www.explorersweb.com نیز به این تیم اهدا شده بود . روسها برای متر به متر صعود این دیواره عظیم هفته های متوالی جنگیدند . سایت اکسپلورروب دو صعود را به عنوان برترین صعودهای سال 2004 معرفی کرد . صعود برتر دیگر از نظر این سایت ، صعود تیم Magic line   به قله K2 بود . ( 3 ) که این صعود جایزه تبریخ طلایی فدراسیون اسپانیا را به خود اختصاص داد . ( این جایزه در اسپانیا هر 2 سال یکبار به برترین صعود داده می شود )

جایزه تبر یخ طلایی کوهنوردی ( اسکار کوهنوردی ) که آرزوی بزرگترین کوهنوردان دنیا است امسال به تیم سخت کوش روسی داده شد . متاسفانه سرگی بوریسف خیلی بدشانس بود که جان خود را در حادثه رانندگی از دست داد و چنین روز با شکوهی را برای تیمش و همنوردانش ندید .

کاندیداهای دیگر دریافت این جایزه :

مسیر Line of Elegance ، مسیری که توسط 3 ایتالیایی در  جبهه شمال شرقی برج Fitz Roy در پاتاگونیا گشوده شد . گشایندگان این مسیر سنگین عبارت بودند از : Elio Orlandi, Luca Fava and Horacio Codo

 

مسیر 'Johan's route' که توسط سنگنوردان کشور اسلونی در دیواره جنوبی آکانکاگوآ  گشوده شد . گشایندگان مسیر عبارت بودند از : Tomaz Humar and Ales Kozelj.

 

مسیر 'Arctic Rage' مسیر جدیدی است که توسط سنگنوردان آمریکایی در جبهه شرقی دندان  MOOSE  ( 3150 متر ) از رشته کوههای آلاسکا گشوده شد . گشایندگان مسیر : Kevin Mahoney and Ben Gilmore

 

این یکی رو دیگه همه شنیده اید . صعود انفرادی ژان کریستوف لافایل بر روی هیمالیای تبت و بر کوه سرسخت شیشاپانگما در اواخر پاییز امسال ! مطلبی در مورد این صعود را می توانید در وبلاگ رضا بخوانید .

 

صعود سرعتی بر روی مسیر جدیدی بر روی جبهه جنوب غربی K7  در کراکوروم . Steve House توانست این صعود را در زمان فوق العاده ای انجام دهد .

 مسیر صعود شده روسها

حقایق صعود جبهه شمالی ژانو :

گزارشی کوتاه :

اولین صعود مستقیم بر روی دیواره شمالی ژانو ( 7710 متر ) در نپال توسط تیم روسیه :

اعضای تیم :

Alexander Odintsov, Alexander Ruchkin, Nikolay Totmyanin, Sergey Borisov, Kirievsky Gennady, Alexey Bolotov, Mikhail Pershin, Dmitry Pavlenko, Mikhail Mihailov, Ivan Samoylenko, Mikhail Bakin

زمان : 5 آپریل الی 28 می 2004 میلادی

ارتفاع مسیر : 2100 متر

درجه مسیر : VI, 6c, A3+, ice 4, M6.  ( 4 )

مدت زمان : 50 روز

نوع صعود : مسیربه صورت  مصنوعی صعود شده است و از طنابهای ثابت نیز استفاده زیادی شد . از ارتفاع 6900 تا ارتفاع 7710 متری به صورت کپسوله صعود شد . شب مانی های زیاد بر روی طاقچه های بیواک و صعود سنگین از مشخصات دیگر آن بوده است .

 

پروژه BIGWALL   روسها :

این پروژه چیزی نیست جز گشایش مسیر بر روی تمامی دیواره های سرسخت و سرکش دنیا !! روسهای سخت کوش به سرپرستی Alexarder Oditsov توانستند دیواره شمالی ژانو را در دومین تلاش خود فتح نمایند . تنها یک مسیر مستقیم با نام مسیر " روسها " می توانست آنها را راضی کند . این صعود که یکی از بی نظیرترین صعودهای فنی و تکنیکی در ارتفاع بالا می باشد به حق با ارزش ترین صعود سال 2004 به شمار می آید .

روسها در این صعود دیواره ای به سرسختی دیواره Empire State building را صعود کردند . با این تفاوت که این صعود در میان بدترین و کشنده ترین بادها در ارتفاعی که فقط جتهای آمریکایی قادر به پرواز در آن ارتفاع می باشند انجام شد . یکی از آنها صعود را انجام می داد ، صعودی که حتی تصور آن در شرایط ایده آل دشوار است و بقیه در حالی که نظاره گر صعود بودند از سرما می لرزیدند و نوبت نفر بعدی می رسید و همینطور تا آخر ...

آنها دیواره ای با شیب 70 تا 90 درجه را با کلیه ابزار دیواره نوردی از قبیل میخها ، رولها ، فرند و سایر ابزار دیواره نوردی به پایان رساندند . فقط همین را بدانید که نفر سرطناب در این صعودها وزنی معادل 15 کیلوگرم را حمل می کرد ( حتی تصورش هم وحشتناک است ) . آنها از کفشهای 3 پوش میلت  ، پوشاک چند لایه و دستکشهای POLARTEC  استفاده می کردند .

محل استراحت آنها و جایی که می توانستند در آن انرژی خود را دوباره بدست آوردند ارتفاع 7000 متری بود !!تیم روسها

Alexander Ruchkin and Dmitry Pavlenko جبهه شمالی ژانو را در 26 می 2004 فتح نمودند . روز بعد نیز هم تیمیهای آنها یعنی Nick Totmyanin, Sergey Borisov and Gena Kirievsky توانستند به این هدف دست پیدا کنند . پروژه صعود تمامی دیواره های بلند دنیا 10 سال است که توسط روسها آغاز شده است . تیم رویایی روسها که با سرپرستی Alexandre Odintsov و با قدرت تمام به این پروژه ادامه می دهد قصد دارد تا 10 دیواره سرسخت و بلند دنیا را صعود نماید . این تیم تا حالا موفق به گشایش مسیر بر روی 7 تا از این دیواره ها شده است . عکس بالا مربوط به سرگی بوریسف است که چندی پیش در یک حادثه رانندگی جان خود را از دست داد ( روحش شاد ) .

 

 

1 – دایرتزیما به مسیرهای مستقیمی گفته می شود که گشایندگان تحت هر شرایطی در خط مستقیم به صعود خود ادامه می دهند . در این نوع صعود خیلی از شکاف ها و مکان های مناسب برای صعود از دست شما خواهد رفت و صعودکننده ناچار است از تمامی تکنیکهای دیواره نوردی برای گشایش مسیر استفاده کند .

 

2 – توضیح :

تاکتیک آلپی : این تاکتیک از اواخر دهه 60 به تدریج جای خود را در میان کوهنوردان و سنگنوردان باز کرد . از ملزومات این تاکتیک سبک بودن ، سرعت عملکرد ، قدرت عمل ، شناخت دقیق و برنامه صحیح پیرامون چگونگی دست یابی به هدف مدنظر توسط عاملین برنامه می باشد .

در این تاکتیک صعودکنندگان هیچگاه از نقطه آخر باز نمی گردند و در مسیر طناب ثابت کار نمی گذارند .

تاکتیک محاصره ای : در این تاکتیک ، افراد تیم تحت نظر سرپرست مرحله به مرحله مسیر را صعود کرده و اقدام به نصب و استقرار طناب ثابت ها و کارگاههای فرود می نمایند .  در پایان هر مرحله تیم جایش را به نفرات تازه نفس می دهد و نفرات جدید خود را از طریق طنابهای ثابت و یومار زدن به آخرین مرحله می رسانند .

تاکتیک کپسوله : این تاکتیک تلفیقی از تاکتیکهای آلپی و محاصره ای می باشد . یعنی سنگنوردان از کمپ خود تا مرحله ای صعود نموده طناب ثابت نصب می نمایند . کمپ ها را به بالا منتقل نموده طناب ثابت ها را جمع نموده دوباره در بالای کمپ آنها را نصب می نمایند .

خلاصه ای از طرح درس دروس تئوری مربیگری درجه 3  فدراسیون کوهنوردی ایران ( صفحه 16 و 17 )

 

3 -در مورد صعود حماسی تیم مجیک لاین به قله K2  می توانید در وبلاگ کوهها و آدمها مطالب جالبی را مشاهده نمایید . ( مطالعه کليه مطالب اين وبلاگ شديداٌ توصيه می شود !‌)

 

4 – افرادی که در مورد درجه بندی مسیر مطالعه داشته اند و با آن درگیر بوده اند می دانند که درجه های ذکر شده در ارتفاع بالای 7000 متر یعنی چه ؟! با اینحال طرح درسهای فدراسیون می تواند به عنوان یک منبع برای اطلاع از این موارد مورد استفاده قرار بگیرد .

منبع :

http://www.mounteverest.net/story/AndthePioletdOrgoestoJannuNothFaceFeb282005.shtml

Mountain.ru, Russianclimb.com

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۳/۱٢/۱۱



 

ژانویه 2005 ، قلل مرز اسپانیا و فرانسه ...

تیم امداد درخواست کمکی را از یک کوهنورد جوان دریافت کردند . او و دوستش در ارتفاع 3000 متری در یک طوفان سهمگین گرفتار شده بودند . بعد از 24 ساعت آنها توانسته بودند راه خود را به سمت پایین ادامه دهند ولی یکی از آنها به اندازه ای خسته بود که نمی توانست به راه خود ادامه دهد . دوست او ، وی را ترک می کند تا کمک بیاورد . تیم امداد خود را به سرعت به محلی که کوهنورد در آن قرار داشت می رساند آنها دیر کرده بودند . او مرده بود در حالی که لبخندی پر آرامش بر گونه رنگ پریده او نقش بسته بود ...

شبح همنورد ..

اکتبر 2003 ، کانچن چونگا ، شرق نپال ...

بعد از صعود به قله Carlos pauner  موقع فرود همنوردانش را گم می کند . او در ارتفاع 8500 متری قرار دارد و شب با سیاهی خود فرا می رسد  . کارلوس خیلی احساس سرما یا خستگی نمی کند . ناگهان بدون هیچ دلیلی یکی از چشمهای او بینایی خود را از دست میدهد . به ناگاه او صدایی را می شنود که قبلاٌ هیچگاه نشنیده بود ...

" هی رفیق !! تو باید استراحت کنی . تو لیاقتشو داری که کمی خستگی در کنی ... روز سختی داشتی . حال وقتشه که یک استراحتی به بدن خستت بدی " . کارلوس کاملاٌ گیج شده است . او نمی خواهد بخوابد . ولی شبح ادامه می دهد . " تو قله را صعود کردی پسر . حالا یه ذره به خودت استراحت بده . بعد می توانی با انرژی بیشتر ادامه بدی . می تونی روی برف نرم راحت بخوابی و چشمانت را ببندی ... "

]چهره جوانی که در مقابل خواب شیرین مقاومت نکرد

مقابله با مرگ

حرفهای او داشت روی من تاثیر می گذاشت ... نمی توانستم او را قانع کنم . پس با او شروع به بحث کردم . در آخر به این نتیجه رسیدیم که من 100 قدم ارتفاع کم کنم . کمی استراحت کنم و دوباره 100 قدم دیگر ارتفاع کم کنم . همینطوری توانستم تا ارتفاع 8000 متری پایین بیایم . بعد از آن برای چند ساعت استراحت کردم . ولی خودم را وادار به بیدار ماندن کردم . همنورد خیالی من تمام شب را با من بود و تا صبح غرولند می کرد . تنها حرف او کمی استراحت و بعد هم ادامه دادن با تمام انرژی بود ... کارلوس دوروز و دوشب را با این کابوس سپری کرد ... او بارها در شکافهای یخی افتاد یکی از دستکشهای خود را گم کرد و در نهایت نتوانست کمپ 3 را پیدا کند . ولی با اراده خود توانست نهایتاٌ خود را به کمپ 2 و از آنجا به سمت بیس کمپ برساند . کارلوس برای چند روز وحشتناک در ارتفاعات بالا سپری کرده بود . بدن او دچار کم آبی شدید ، سرمازدگی و کمبود انرژی شده بود . سرمازدگیهای بدن او شاید یکسال طول می کشید تا بهبود یابد .

لبخند مونالیزا

هم کارلوس و هم آن کوهنورد جوان دچار هایپوترمی با شدتهای متفاوت شده بودند . هر دوی آنها علائم یک نوع بیماری ارتفاع که " مرگ شیرین " نامیده می شود را داشتند .

وقتی بر اثر " مرگ شیرین " به سمت مرگ می روید احساس خوبی به شما دست می دهد . دوست دارید بر روی زمین دراز بکشید و چشمان خود را ببندید و استراحت کوتاهی بکنید . استراحتی که هیچ وقت پایان ندارد . هایپوترمی تنها چیزی نیست که کوهنوردان ممکن است دچار آن بشوند . در مورد کارلوس ، ارتفاع و توهم نیز به سراغ او آمده بود . ولی قدرت توانایی و تجربه او به کمک او آمده بود و او را از مرگ نجات داده بود . ولی در مورد کوهنورد جوان ، این میل شدید برای " مرگ شیرین " به سراغ او آمده بود و او نتوانسته بود تحمل کند . در فصل قبل صعود به اورست ، صعود کنندگان داستانهای صعود خود را برای www.explorersweb.com  فرستادند که در برخی از این گزارشها نکات جالبی دیده می شد . در تمام نقاط کوه خیلی از کوهنوردان احساس خواب می کردند . خوشبختانه شرپاها مانع خواب آنها شده بودند . آنها نمی دانستند که چقدر به مرگ نزدیک بوده اند . اکثر این کوهنوردان تازه کار بودند و اولین صعود 8000 متری آنها بوده است . دقت کنید که آنها نه خسته بودند ، نه تشنه و نه گرسنه . فقط میل شدیدی در درون آنها ، باعث می شد که یکجا بنشینند ، چشمان خود را ببندند  و قصد استراحت داشته باشند !

ما از یک متخصص در مورد مرگ شیرین سوال کردیم . اینکه چقدر می تواند خطرناک باشد و چه راههایی برای جلوگیری از آن وجود دارد .

Dr.Ramón Morandeira یک متخصص جهانی در زمینه پزشکی ارتفاع می باشند . او تحقیقات زیادی در زمینه بیماریهای ارتفاع انجام داده است . او در حال حاضر رئیس یکی از بخشهای آموزشی در اسپانیا می باشد و وظیفه آموزش دکترها برای فعالیت در امدادهای کوهستان و ارتفاعات بالا را به عهده دارد . در مرکز او ، پزشکان در مورد بیماریهای  ارتفاع و نحوه نجات مصدوم آموزش می بینند . همچنین آنها با مهارتهای کوهنوردی فنی نیز آشنا می شوند . دکتر رامون در 7 اکسپدیشن مهم شرکت داشته است . هم به عنوان دکتر تیم و هم به عنوان یک صعود کننده ! از جمله آنها می توان ژانو و ماکالو را نام برد .

هایپوترمی شما را نمی کشد ولی می تواند شما را به سمت مرگ هدایت کند ....

دیدگاه او در مورد هایپوترمی کاملاٌ شفاف است .

هیچ فردی فقط در اثر هایپوترمی در کوه جان خود را از دست نمی دهد ولی به دلیل بدتر شدن وضعیت عمومی بدن به دلیل ارتفاع یا از دست دادن آب بدن یا سرمازدگی ، می تواند جان خود را از دست بدهد .

هایپوترمی حاد دلیل نهایی مرگ نیست ولی نشانه نهایی کم آبی بدن ، ارتفاع زدگی و سرمازدگی بدن می باشد . هایپوترمی به صورت عمومی دمای بدن را پایین می آورد ولی نشانه های دیگری مثل خستگی عمومی اعضای بدن را نیز دارد .

هایپوترمی باعث سرمازدگی میشود و می تواند شما را به سمت مرگ هدایت کند .

خطر اصلی سرما هایپوترمی عمومی نیست ، بلکه آنچه بعد از آن اتفاق می افتد خیلی مهمتر است . وقتی بدن ما در معرض سرمای شدید قرار می گیرد بدن ما برای اینکه قسمتهای داخلی خود مانند قلب و مغز را گرم نگه دارد اندام خارجی بدن مثل انگشتان دستها و پاها را قربانی می کند . درست مثل اینکه در آمد یک خانواده خیلی کم باشد . این درآمد فقط می تواند به کارهای اساسی اختصاص پیدا کند و در این حالت بدن شما اندام اصلی و مرکز فرماندهی خود را ترجیح می دهد و بقیه اندامها را قربانی می کند . این یک هایپوترمی عمومی است و مهمترین پیامد آن سرمازدگی انگشتان و اندامهای خارجی است . این چیزی است که اکثر کوهنوردان با آن مواجه شده اند .

اما مرز رسیدن به هایپوترمی حاد را می توان کم آبی بدن ، سرمازدگی ، خستگی و مشکلات ارتفاع نام برد . اگر فردی در کوه گم شود یا اینکه کاملاٌ خسته شود خستگی باعث می شود که اندام او دیگر توانایی حرکت را نداشته باشند . در اینجاست که دیگر شاید هایپوترمی باعث مرگ فرد شود . البته این مساله تنها به خاطر فعالیت بیش از حد توانایی شخص و مشکلات صعود او می تواند تشدید شود .

هایپوترمی حاد وقتی رخ می دهد که دمای عمومی بدن پایین بیاید . وقتی بدن نتواند دمای درونی خود را تنظیم کند قلب مشکل پیدا می کند . دکتر رامون در این باره توضیح می دهد :

افتادن در آب سرد :

وقتی در حال عبور از یک دریاچه یخ زده هستید و ناگهان یخ زیر پای شما بشکند ! این وضعیت باعث می شود دمای عمومی بدن ناگهان پایین بیاید . این نوع هایپوترمی یک خطر بزرگ برای کاوشگران به حساب می آید

ماندن در زیر بهمن :

مرگ در زیر بهمن می تواند در اثر فشار حجم بهمن به بدن فرد یا خفگی در اثر وارد شدن پودر برف به ریه های او باشد . اگر فرد از این مساله نجات پیدا کند و بتواند تنفس داشته باشد به دلیل اینکه دمای عمومی بدن او ناگهان کاهش می یابد ممکن است قبل از نجات به علت هایپوترمی جان خود را از دست بدهد .

آیا مرگ شیرین است ؟!

در مورد مرگ شیرین دکتر رامون می گوید که سرما یک نوع بیهوش کننده و بی حس کننده می باشد . وقتی که ما هنگام خستگی تکه ای برف بر روی عضو خسته یا آسیب دیده می گذاریم سرما باعث می شود آن عضو بی حس شود و شما دیگر درد را احساس نکنید . علاوه براین شما خسته اید ، گرسنه اید و هنوز مسافت زیادی تا مقصد باقی مانده است . اینجاست که سرما شما را بی حس می کند و تصمیم می گیرید که استراحت کوتاهی داشته باشید . استراحتی که هیچ وقت پایانی ندارد ...

منبع : http://www.mounteverest.net/story/stories/SweetDeathFeb182005.shtml


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۳/۱٢/۸



 

شکایت

راستش بعضی مواقع یه چیزهایی می بینی که نمیتوانی باور کنی . چیزهایی که نشان دهنده مشکلات جامعه است . مشکلاتی که ریشه در فرهنگ پوسیده ما دارد . مسائلی که حل کردن آن نیاز به سالها فرهنگ سازی دارد . در این حالت تنها کاری که می توانی بکنی این است که به آن مساله !! بخندی ../ . چون می بینی که واقعاٌ کاری از دستت ساخته نیست .

اما بعضی مواقع چیزهایی می بینی که واقعاٌ تحملش برای آدم سخت است و ناگزیر باید واکنش نشان بدهی چون ممکن است گند خیلی چیزهای دیگه هم در بیاد .

مدتها پیش وارد سایت یکی از دوستان شدم که تلاش کرده بودند تا سایتی با نام پایگاه اطلاعاتی کوهنوردان ایران را تاسیس کنند . تقریباٌ از همان روزهای اول که ایشان در وبلاگ شخصی خود شروع به نظرخواهی کردند مطالب ایشان را می خوندم . خیلی خوشحال شده بودم که یک نفر دیگر هم قصد دارد یک سایت برای اطلاع رسانی دقیق به کوهنوردان فراهم کند . مسلماٌ مهمترین سایت اطلاع رسانی ایران ، همان سایت فدراسیون کوهنوردی است که می شود آن را تحولی در زمینه کوهنوردی ایران به شمار آورد . برداشته شدن فاصله بین کوهنوردان و فدراسیون و آگاهی دقیق از آخرین اخبار فدراسیون از بزرگترین مزایای این سایت است . افراد دیگری مانند محمد حاج ابوالفتح و وحید اشرفی هم اقدام به تاسیس سایتهایی مختص به کوهنوردی نمودند که آن سایتها نیز مطالب جالبی داشتند . سایت کوهنورد آقای اشرفی یکی از سایتهای فوق العاده ای بود که در این زمینه ایجاد شد و ایشان با علاقه و اشتیاق فراوان که تنها ناشی از " عشق " ایشان به انجام این کار بود مطالب زیادی را از سایتهای مختلف ترجمه می کردند و در داخل سایت خود با نام منبع آن ذکر می کردند . حتی در سایت ایشان می توانستیم اخبار فدراسیون و گروههای کوهنوردی را با ذکر منبع آنها ببینیم . وبلاگهای زیادی هم در این میان ایجاد شدند که به طور پراکنده اطلاعات جالبی در مورد کوهنوردی و تجهیزات و شرایط آن ارائه می کردند که لینک اکثر آنها در وبلاگهای کوهنوردی وجود دارد .

اما در مورد سایت طراحی شده دوستمان :

این سایت که می توانست به زودی خود را در بین کوهنوردان با عنوان یک سایت فوق العاده معرفی نماید با اشتباهات آشکاری از طرف مدیر آن روبرو شد .

به محض ورود به این سایت در پایین تمام صفحات آن متن زیر به چشم می خورد .

 " کليه مطالب متعلق به سايت Persianebuy مي باشد و هرگونه کپي برداري ، نشر و انتشار مطالب آن بدون هماهنگی خلاف شرع و قانون مي باشد . "

اما در مورد مطالب این سایت ! تعداد زیادی از مطالب این سایت بدون اجازه از صاحب آنها و کسی که آن مطالب را با زحمت و علاقه جمع آوری کرده در سایت مورد نظر ثبت شده است . مطالب زیادی از طرح درسهای فدراسیون کوهنوردی ، مطالب مختلفی که آن مطالب را در وبلاگهای مختلف دوستان دیده بودم . وبلاگهایی مثل درکوه و سايت کوهنورد و ...  

جالبترین قسمت این مطلب قسمت بزرگی از نوشته های این فرد است که از وبلاگ کوهها و آدمها که متعلق به آقای پارسایی است برداشته شده است .

مسلماٌ خیلی از ما ایشان را می شناسیم و تلاشهایی که برای پیشرفت علم کوهنوردی کشیده اند . مسلماٌ آقای پارسایی ، آقای عامری و سایر دوستان ناراحت نخواهند شد که مطالب آموزشی آنها در اختیار همه قرار بگیرد . در غیر اینصورت آنها را در وبلاگهای اینترنتی منتشر نمی کردند !! ولی ذکر نکردن منبع این مطالب از نظر من تنها یک دلیل دارد و آن این است که مدیر سایت با زحمت و تلاش خود این همه مطلب را از منابع مختلف در اینترنت ترجمه و نگارش کرده  است !! وقتی در ادای مطلب غدیر یزدانی مرحوم ذکر شده است :

" صداي روي پيامگير خونه خيلي ناراحت بود:الو خونه نيستيد من يه کار واجب با شما دارم . با خودم گفتم چي شده؟

که دوباره زنگ زد : الو سلام غدير مرد. ديروز صبح ساعت چهار .آدرس رو يادداشت کن . دولت آباد فلکه ... و من نفهميدم بر من چه گذشت . يعني باور کنم . پس بالاخره يه چيز توي دنيا تونست خودشو به اراده اون تحميل کنه . نه باور نمي کنم . باور نمي کنم . .... "

شما می توانید عین این مطلب را در وبلاگ کوهها و آدمها ببینید که این مطلب مال چند ماه قبل می باشد .

می خواستم از این دوست بپرسم که آیا پیغامگیر خانه شما به صدا در آمد و آیا این نوشته شما است ؟ خوب برای خواننده چه برداشتی پیش می آید ؟ و یا اینکه شما از این کار چه قصدی دارید برای من مبهم است ؟!!

شما اسم این کار را چه می گذارید ؟ ... !؟ اگر ما خودمان به خودمان رحم نکنیم چه کسی می تواند به ما رحم کند ؟ شما که در پایین تک تک صفحات خود صحبت از شرع و قانون می کنید و اعلام می کنید که ذکر مطالب سایت شما بدون کسب اجازه از شما خلاف شرع و قانون !!!! می باشد چرا خودتان به آن پایبند نیستید ؟! آیا شرع و قانونی که شما از آن صحبت می کنید همان چیزی است که در جامعه ما جاری است ؟! یعنی فقط دیکران باید آن را رعایت کنند و شما هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارید ؟ دوست عزیز وقتی ما خودمان به همدیگر رحم نمی کنیم چه انتظاری می توانیم از دیگران داشته باشیم ؟! اگر شما قصد اطلاع رسانی دارید و می خواهید همه کوهنوردان از اطلاعات خوبی برخوردار باشند چرا همه این کارها را با ذکر منبع آن انجام نمی دهید ؟! به نظر من هدف شما چیزهای دیگری است ...

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۳/۱٢/٦



 

کانچن چونگا تنها قله ای نیست که پنجاهمین سالگرد صعود خود را جشن می گیرد . قله زیبا و رویایی شرق اورست یعنی ماکالو نیز جشن پنجاهمین سال صعود به خود را خواهد دید . این قله 8458 متری نیز در سال 1955 صعود شد . به هر حال در تاریخچه صعودها ، ماکالو زودتر از کانگ متولد شده است . اولین کاوشگرانی که بر روی آن ایستادند Jean   Couzy and Lionel Terray دو کوهنورد آهنین قرن بیستم که با رهبری جان فرانکو توانستند قله را در 15 می صعود کنند .

ماکالو قله زیبایی برای صعود می باشد . شکل هرمی این قله با چهار وجه قاچ خورده آن بسیار دیدنی است . زمانی که همه تیمها تلاش می کردند تا به بلندترین قله روی کره زمین صعود کنند ، ماکالو کمتر مورد توجه قرار می گرفت . بزرگترین مشکل این هیولای سیاه این بود که نزدیک به بام کره زمین قرار داشت . اورست حق ماکالو را خورده بود . تمامی کوهنوردان ترجیح می دادند بلندترین قله دنیا را صعود کنند .

اولین تلاش بر ماکالو در سال 1921 انجام شد . ولی اولین تلاش جدی توسط هیلاری و شیپتون بود . با اینحال آنها بعد از شناسایی اورست تصمیم به این کار داشتند که نیمه کاره ماند . هیلاری و تیمش سال 1952 برای صعود به قله اقدام کردند تازه بعد از شکست در قله چوآیو . به نظر می رسد که ماکالو همیشه یک گزینه دوم بوده است .

ولی وقتی هیلاری و تنزینگ در سال 1953 موفق به صعود بام دنیا شدند به ناگاه ماکالو اهمیت خاصی پیدا کرد . اولین صعود به ماکالو یک حالت رقابت بین هیمالیانوردان ایجاد کرده بود و این تیم فرانسه بود که توانست در سال 1954 بر فراز قله بایستد . اولین صعود بر روی این کوه از جبهه شمال شرقی انجام شد .

منبع : www.mounteverest.net

 تيم ايران در بهار سال ۱۳۸۰ خورشيدی توانست به اين قله دست يابد .

( يک نکته در مورد دنا : در مورد گزارش برنامه کل قدويس اعلام شد که اعضای تيم ملی و بچه های فدراسيون از امکانات تخت و غذای بهتری برخوردار بودند در حاليکه اين برداشت اشتباه من بود و اعضای تيم ملی شب را در نمازخانه خوابيده بودند و از امکانات خاصی برخوردار نبودند . )


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۳/۱٢/۳