این همون چیزیه که مدتها بود منتظرش بودین . گارمین مدلهای جدید جی پی اس خودش رو با قابلیتی فوق العاده به بازار ارائه کرد . خیلی وقتها به این فکر می کردم که چه خوب می شد اگر می تونستیم نقشه های توپوگرافیک رو در دستگاه جی پی اس تعبیه کنیم . قبل از اون بهتره یه توضیحی در مورد نوع نقشه های موجود در دستگاه جی پی اس براتون بدم .

نقشه های موجود در دستگاههای جی پی اس از نوع نقشه های دیجیتال می باشند که عموماٌ توسط شرکتهای سازنده جی پی اس تهیه می شوند . این نقشه ها کاملاٌ شماتیک بوده و هیچ بعدی ندارند . کوچه ها و خیابان ها و مرزها و رودخانه ها همه با خطوطی مشخص می شوند و نقاطی که شما در نقشه وارد کرده اید به صورت شماتیک و با آیکون نمایش داده می شوند . اما برای کسی که دوست دارد به صورت حرفه ای کوهنوردی کند و به قول خودمون دل رو به دریا بزند با اینکه این جی پی اس ها کاملاٌ مسیر رفت و برگشت و سایر موارد را مشخص می کنند اما دید کاملی نسبت به محیط اطراف خود ندارد . ( مگه اینکه واقعاٌ اینکاره باشد )

حالا گارمین با معرفی سری جدید محصولات کوهنوردی خود این مشکل را به طور کامل حل کرده است .

Oregon  و Colorado دو محصولی هستند که با آپشن های مختلف به بازار معرفی شده اند . مدل 400t  هر دوی این دستگاهها مدلهای منحصر بفرد یک دستگاه جی پی اس هستند که می توانند به صورت نامحدود و رویایی در کوهنوردی و فعالیتهای ماجراجویانه تا آخرین نفس همراه صاحبان خود باشند .

خود گارمین چنین می گوید :

" هنگامیکه شما از خود می پرسید شیب کوه روبه رو چطور است این نقشه سه بعدی به کمک شما می آید تا شبیه سازی نقاط اطراف خود را ببینید !!! ( البته گارمین علامت تعجب نذاشته و این علامتها را من گذاشتم )

نکته جالب در مورد این نقشه ها ، آن است که این نقشه ها فقط یک نقشه توپوگرافیک نیستند ، بلکه نقشه های سه بعدی هستند ( چیزی شبیه به Google earth  ) که می توانند به صورت کامل مورد استفاده قرار بگیرند .

Colorado & Oregon à FOR ADVENTURE IN ANY DIRECTION 

 

حالا که خبر خوبه رو دادم باید یه خبر بد هم به شما بدم .

نقشه های قابل استفاده در این دستگاهها نقشه های Preload هستند ، یعنی شما باید آنها را خریداری کنید و سپس در دستگاه جی پی اس خود وارد کنید که این نقشه ها در حال حاضر مختص به نقاطی از اروپا و امریکا می باشند . و اما آسیا و ایران ، متاسفانه هنوز نقشه ای اینچنینی در مورد این مناطق بر روی سایت گارمین نیست !! اما به هر حال این یک پیشرفت جالب و فوق العاده است و مطمئناٌ به زودی نقشه های نقاط مختلف جهان در این سایت قرار می گیرد . نقشه مناطقی که فعلاٌ در پوشش این قضیه هستند را در اینجا ببینید

 

 اطلاعات بیشتر در مورد این دو جی پی اس را در اینجا ببینید .


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٧/٦/٢۸
تگ های این مطلب:گارمین ¡تگ های این مطلب:نقشه ایران برای جی پی اس


 

 

 

 این  بار ، دفعه سوم بود که به این غار می رفتم . دفعه های قبلی به صورت تفریحی به این غار رفته بودیم و همراه کسانی بودیم که امکان ادامه مسیر تا انتهای غار برایشان سخت بود و یا اینکه زمان کافی نداشتیم . اما این بار در یک تیم ٨ نفره تونستیم به راحتی تا انتهای غار برسیم . غاری که برام قشنگه . از بچگی آرزوی غوطه ور شدن در آبهای زیرزمینی و غارهای آبی را داشتم و حالا این همان چیزی است که روزی بهش فکر می کردم ... حالا دیگه عطشم نسبت به این غار فروکش کرد . می تونم برم سراغ یه هدف دیگه :)

غار دانیال شهریور ٨٧

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٧/٦/٢٥
تگ های این مطلب:غار دانیال



 

 افزایش 400 درصدی مرگ ناشی از آلودگی هوای تهران

آماری مبنی بر 400 درصد افزایش مرگ و میر بیماران تنفسی در آبان و آذرسال گذشته بر مبنای خبری از سایت آفتاب ...

بعضی آدمای این شهر بدجوری به شهرشون عادت کردن ... شهری که مدتهاست آلودگیش از حدود مجاز گذشته و دیگه به حد خفقان رسیده . وقتی ارتفاع ٣٠٠٠ متر رو رد می کنی ، اونجاییکه بالاتر از حد آلودگیهای تهران قرار می گیری تازه می تونی آسمون آبی رو ببینی . تازه میفهمی که هوای پاک چه تاثیری روی روحیه ات می ذاره و تازه می فهمی که تو چه مخمسه ای نفس می کشیدی ... یادمه وقتی با البالک _ کارشناس آلمانی شرکت schenck آلمان رفته بودیم فشم دستاش رو باز کرد و با تمام وجود نفس می کشید . پدر او مراکشی بود و به همین خاطر اسمش عمر بود :) عمر می گفت اگه من یه روز مجبور بودم که توی تهران زندگی کنم حتماٌ می اومدم چنین جایی . می گفت حاضره در روز 5 ساعت رانندگی کنه ولی شب توی آلودگی هوای تهران نخوابه .

اون شازده کوچولویی که دوست داره پر بکشه و پرواز کنه هیچ وقت نتونست آدمای اطرافش رو درک کنه . آدمایی که زندگی تو این شرایط رو دوست دارن . آدمایی که وضوح ظاهر براشون مهمتر از آلودگی باطن ه . و این آدم کوچولو پیش خودش فکر می کنه ... " آدم بزرگا خیلی عجیبن !‌" خیلی ...

عجیبن آدم بزرگایی که دوست ندارن هرزچند گاهی از این وضعیت پر بکشن ...

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٧/٦/٢۳


پدر سامان نعمتی گروه دماوند را مقصر مرگ فرزند خود می داند ...

"

مقصر مرگ کوهنوردان‌مان کیست؟!

طی دو ماه پیش و در دو صعود برون مرزی کوهنوردان ایران به قله‌های نانگاپاربات و لنین، سه تن از هموطنان به نام‌های "سامان نعمتی"، "مصطفی شفیعی" و "حسین کبکستانی" جان خود را از دست دادند. مرگ جزیی جداناپذیر از این رشته است اما، از بین رفتن هموطنان‌مان زمانی بیشتر ناراحت‌مان می‌کند که بدانیم چرا این اتفاقات بیشتر برای کوهنوردان ایرانی رخ می‌دهند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پس از کنجکاوی در دلایل مرگ این کوهنوردان سوال‌های زیادی به ذهن خطور می‌کند. اینکه آیا بر اعزام‌های برون مرزی کوهنوردی نظارتی وجود دارد یا نه؟ نقش متولی این رشته در کشور (فدراسیون کوهنوردی) در این اعزام‌ها چقدر است؟ چگونه می‌شود این تلفات را به حداقل رساند؟ و چندین سوال دیگر.

دانستن برخی قوانین و اطلاعات درمورد صعودها می‌تواند برای یافتن دلایل اصلی این حوادث کمک زیادی به ما کند.

طبق آیین‌نامه‌ی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی در تمام صعودهای بالای 6 هزار متر حضور سه نفر با شرایطی خاص الزامی است و اگر صعودی هر یک از این موارد را رعایت نکند فاقد اعتبار است.

سرپرست، مسوول فنی و پزشک تیم این سه رکن هستند.

سرپرست باید فردی باشد که تجربه‌ی هدایت تیم در ارتفاع را داشته باشد. او همچنین باید اطلاعات دقیقی از سرمازدگی، یخ‌زدگی، ادم مغزی در ارتفاع، فاصله‌ی کمپ‌ها از یکدیگر، هدایت تیم در شرایط بحرانی و موارد دیگر را در اختیار داشته باشد تا در موقع لزوم از آنها برای نجات جان افراد استفاده کند.

مسوول فنی دومین رکن اصلی در صعودهاست. هر فردی که مسوول فنی می‌شود باید شرایط هیمالیا نوردی را به خوبی بداند. شناخت کافی از ظرفیت فنی نفرات داشته باشد و شرایط اضطراری و انتخاب راه حل درست را به خوبی بداند.

پزشک آخرین حلقه‌ی هرصعود با اطمینان بیشتر است چرا که هر پزشکی را نمی‌توان همراه تیم برد. پزشک تیم کوهنوردی باید شناخت دقیقی از شرایط ارتفاع و ارتفاع‌زدگی، یخ و سرمازدگی، بیماری‌های پنهان و آشکار اعضای تیم و موقعیت نفرات داشته باشد.

"اقبال افلاکی" دبیر فدراسیون کوهنوردی در این رابطه به خبرنگار ایسنا گفت: تمام اعزام‌های برون مرزی باید طبق آیین‌نامه صعودهای برون مرزی فدراسیون کوهنوردی انجام شود. به طور کلی هر هیات، اداره کل تربیت بدنی یا باشگاهی که خواهان رفتن به خارج است باید این آیین‌نامه را بخواند و فرم‌های داخل آن را پر کند.

وی افزود: حدود 15 فرم از نتایج نخستین اردو گرفته تا آزمایش‌های پزشکی مرحله‌ی آخر در این فرم‌ها وجود دارد که حتما باید پر شوند. پس از پر کردن این فرم‌ها، مساله‌ی خروج از کشور این تیم در کمیته‌ی هیمالیانوردی فدراسیون کوهنوردی مطرح و بررسی می‌شود. نفرات و تمام شرایط تیم در این جلسه بررسی شده و اگر هیچ یک از اعضای کمیته نسبت به اعزام اعتراضی نداشته باشند. این اعزام از سوی فدراسیون تایید و به شورای برون مرزی سازمان تربیت بدنی ارجاع می‌شود.

دبیر فدراسیون کوهنوردی گفت: سپس شورای برون مرزی، فدراسیون را دعوت می‌کند تا با بیان دلایل از این اعزام برون مرزی خود دفاع کند. در صورت تاییدیه شورای برون مرزی برای اعزام، تمام مشکلات و مسایل این صعود به سازمان تربیت بدنی و فدراسیون کوهنوردی مربوط خواهد شد،از هماهنگی اولیه گرفته تا گم شدن پاسپورتها، تهیه غذا و غیره.

وی درمورد مرگ "سامان نعمتی" در صعود به قله‌ی نانگاپاربات یادآور شد: برای این صعود هیچ مکاتبه‌ی رسمی برای گرفتن مجوزاز سوی باشگاه دماوند انجام نشد و تنها نامه‌ای که وجود دارد به آذرماه سال 86 بازمی‌گردد. این نامه، تنها معرفی تیم و اعلام زمان اعزام تیم بود. فدراسیون این نامه را به هیات کوهنوردی استان تهران ارجاع داد تا آنها بررسی کنند و اگر درست باشد از روال اداری و مرسوم عمل شود.

افلاکی با تاکید بر اینکه فدراسیون کوهنوردی و سازمان تربیت بدنی برای صعود به نانگاپاربات هیچ مجوزی را صادر نکردند، خاطرنشان کرد: در ایران برخی شرکت‌ها هستند که در صعودهای داخلی فعالیت می‌کنند ولی برخی از این شرکت‌ها با شرکت‌های کوهنوردی درجه سه و چهار در کشورهای قرقیزستان، پاکستان، تاجیکستان و چند کشور دیگر مستقیما وارد مذاکره شده و قرارداد می‌بندند و کاری هم به مسایل فنی و ایمنی صعودها ندارند.

وی ادامه داد: متاسفانه این تیم‌ها که خارج از سیستم طبیعی فدراسیون کوهنوردی اعزام می‌شوند اطلاعات اندکی دارند به نحوی که حتی برخی از آنها نمی‌دانند در ارتفاعات باید چه چیزی بخورند. این گروه‌ها به نحوی متکبر هستند که حتی از دوره‌های آموزشی فدراسیون کوهنوردی که به صورت رایگان برگزار می‌شود، استفاده نمی‌کنند.

دبیر فدراسیون کوهنوردی درمورد فوت دو تن از هموطنان‌ دیگرمان در قله‌ی لنین نیز گفت: جلوی بروز این حادثه را براحتی با استفاده از کپسول‌های اکسیژن می توانستیم بگیریم اما، متاسفانه تیم‌های داخلی که بدون مجوز فدراسیون برای صعود می‌روند می‌خواهند با کمترین هزینه به این مقصود برسند. آنها حتی حاضر نیستند پول بدهند تا کپسول اکسیژن و ماسک بخرند و زنده بمانند.

وی افزود: در ارتفاع 5400 متری نباید یک کوهنورد به خاطر نداشتن اکسیژن جان خود را از دست دهد. در این صعود هیچ پزشکی همراه تیم نبود تا در این شرایط اقدامات لازم را انجام دهد.

این در حالی است که همایون نعمتی پدر مرحوم سامان نعمتی (که در صعود به قله‌ی نانگاپاربات جان خود را از دست داد) معتقد است مسوولان باشگاه دماوند با رها کردن فرزندش در کوه کاری مشابه قتل عمد را انجام داده‌اند!!

وی افزود: به گزارش سایت این باشگاه، سامان ارتفاع زده شده بود. او کلاه کاسکت، کوله‌پشتی و تجهیزات فنی که وسایل اصلی کوهنوردی هستند را در کوه جا گذاشته بود که این نشان دهنده ارتفاع زدگی اوست. کسی که ارتفاع زده می‌شود فکرش درست کار نمی‌کند و قدرت تصمیم‌گیری ندارد.

پدر مرحوم نعمتی گفت: گروه دماوند 300 متر مانده به قله پسرم را رها کرد. آنها افتخار رسیدن به قله‌ای خاکی و سنگی را به افتخار انسانیت، انسان بودن و نجات جان یک انسان ترجیح دادند. این کوهنوردان کسی را در کوه جا گذاشتند که پیش از آن بارها دست‌شان را گرفته بود.

وی یادآورشد: طبق گزارش‌های باشگاه دماوند این گروه در صعود سه بی‌سیم برای ارتباط در اختیار داشت، اما چطور است گروه از این دستگاهها یکی را هم به کسی که ارتفاع زده شده و هر لحظه ممکن است حالش بدتر شود، نمی‌دهد؟ چه مدرکی بالاتر از این برای اثبات گناه کار بودن یک گروه؟

پدر مرحوم نعمتی ادامه داد: اعضای گروه دماوند هنگام بازگشت از قله اذعان کردند که سامان را در فاصله‌ی 50 متری دیدند اما، این که چرا هیچ کمکی برای پایین آوردن او انجام ندادند، نمی دانم. سامان به شکلی باور نکردنی دو شب هم توانست خود را در کوه زنده نگه دارد اما، باز هم مسوولان این گروه او را نجات ندادند. مسوولان باشگاه در آن هفت، هشت روز صعود و بازگشت از پاکستان تنها دروغ به ما تحویل دادند.

وی یادآور شد: براساس گزارش مسوول شرکت APT پاکستان باشگاه دماوند برای صعود به نانگاپاربات هیچ قرارداد امداد و نجاتی نبسته بود. تنها یکبار با ضمانت فدراسیون کوهنوردی هلی‌کوپتری پرواز کرد که آن هم به جای آنکه برای نجات پسر من باشد برای نجات اعضای گروه بود. آنها در کمپ دو گیر کرده بودند و نمی‌توانستند پایین بیایند که هلی‌کوپتر آنها را بازگرداند. فاکتور این پرواز هم به نام سامان نعمتی صادر شده است!

همایون نعمتی به ایسنا گفت: پیگیری درمورد مسببان این حادثه را به قانون و مراجع ذی‌صلاح سپرده‌ام. هدفم از این کار این است که چهره‌ی واقعی این گروه را نشان دهم تا در آینده دیگر شاهد بروز چنین حوادث تلخی نباشیم.

سرپرست هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تهران نیز گفت: در صعود باشگاه دماوند به قله‌ی نانگاپاربات هیچ مجوزی از این هیات اخذ نشده است.

کاوه کاشفی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: صعودهای برون مرزی به دو صورت انجام می‌شود؛ یکی اینکه خود گروه و مجموعه باشگاه به صورت شخصی و آزاد اقدام به صعود می‌کنند. دیگری اینکه از طریق شورای برون مرزی سازمان تربیت بدنی با گرفتن مجوز صعود می‌کنند.

وی افزود: برای صعود به قله‌ی نانگاپاربات مسوولان باشگاه دماوند تنها اوایل زمستان 86 طی نامه‌ای به هیات تهران اعلام کرده بودند که قصد دارند در سال 87 فلان قله ها را فتح کنند. این نامه به همان صورت به فدراسیون کوهنوردی ارسال شد. در این نامه هیچ درخواستی برای گرفتن مجوز یا کمک نشده بود.

وحید بهرامی مدیر باشگاه کوهنوردی دماوند نیز در این رابطه به خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران گفت‌: در حادثه‌ی به وجود آمده در صعود به قله‌ی نانگاپاربات قصد پنهان کردن هیچ چیزی را نداریم.

وی افزود: صعود به قله‌ی نانگاپاربات از شهریور سال 86 اعلام شد و اعضای تیم تا اواسط خرداد 87 مشغول تمرین بودند. سرانجام تیم بیست و هفت خرداد عازم پاکستان شد و پنجاه روز در منطقه‌ بود که در نهایت با فتح قله این صعود به پایان رسید.

وی درمورد این که برای این صعود هیچ مجوزی از فدراسیون اخذ نشده بود، گفت: معمولا تیم‌هایی که به خارج می‌روند از دو طریق عمل می کنند. یک اینکه به صورت آزاد می‌روند و دوم این که با اخذ مجوز از فدراسیون و سازمان تربیت بدنی این کار را انجام می‌دهند. ما سه برنامه‌ی صعود خود را آذر 86 به صورت کتبی به فدراسیون اعلام کردیم و خواستیم که آنها را در تقویم ورزشی قرار دهند، اما آنها این کار را انجام ندادند. در نهایت تصمیم گرفتیم به صورت آزاد صعود خود را انجام دهیم.

مدیر باشگاه کوهنوردی دماوند افزود: در تماسی که با دبیر فدراسیون کوهنوردی داشتم، آنها درمورد اعلام رسمی ما برای این صعود گفتند که ضوابط اداری فدراسیون را باید به گونه‌ای دیگر انجام می‌دادید.

وی درمورد این که چرا برای این صعود با سفارت ایران در پاکستان هماهنگی نشده بود، یادآور شد: فدراسیون کوهنوردی برای صعود‌های برون مرزی یک دستورالعمل چهل صفحه‌ای دارد که در این دستورالعمل هیچ چیزی تحت عنوان هماهنگی با سفارت پیش از صعود قید نشده است. برای صعود به نانگاپاربات با سفارت ایران هماهنگی نکرده بودیم اما، بعد از بروز حادثه برای سامان نعمتی این سفارت همکاری بسیار خوبی با ما داشت.

بهرامی خاطرنشان کرد: رسالت ما این است که با انجام کارهای درست در صعودها کوچکترین مشکلی برای هیچ یک از اعضای گروه اتفاق نیفتد. برای رسیدگی به این موضوع و مشخص شدن تمام زوایای این حادثه تاکنون سه جلسه‌ی کارشناسی را با حضور خانواده‌ی آن مرحوم، نماینده‌ی فدراسیون و کارشناسانی که سابقه‌ی لمس ارتفاع هشت هزار متری را دارند، برگزار کرده ایم. چند جلسه‌ی دیگر نیز خواهیم داشت تا در نهایت به جمع بندی نهایی رسیده و بیانیه‌ای را صادر کنیم.

وی ادامه داد: نماینده‌ی فدراسیون کوهنوردی تنها در جلسه‌ی اول حاضر بود و در دو جلسه‌ی دیگر هیچ کس نیامده بود. از لحاظ فنی ایراداتی به این تیم وجود دارد و می‌شد تمهیداتی اندیشید که این اتفاقات نیفتد. البته مسوول فنی صعود در بیس کمپ گفته بود کوهنوردان تا آنجایی بالا بیایند که توان برگشت داشته باشند.

مدیر باشگاه دماوند اظهار کرد: مسوول فنی صعود به نعمتی دستور بازگشت داده بود. حتی تمام اعضای تیم به نعمتی گفته بودند که اگر تو قصد صعود داشته باشی ما همه با تو برمی‌گردیم. این حادثه چیزی است که نمی‌توان به راحتی از آن گذشت.

وی درمورد این مطلب فدراسیون که اعضای این صعود از لحاظ فنی آماده نبودند، گفت: نمی‌شود چنین چیزی گفت. چرا که از یک تیم هفت نفره، پنج نفر آنها می‌توانند قله را فتح کنند. خانم اسفندیاری سرپرست تیم سابقه‌ی صعود هشت هزار متری را نداشت . اما، فریدیان و ابوالحسنی چنین تجربه‌ای را داشتند.

بنابراین گزارش سال 81 در حادثه‌ی غار پرا دو نفر از هموطنان کشورمان جان خود را از دست دادند. در این غارنوردی "فریدیان" سرپرست و مسوول فنی بود که طبق گزارش باشگاه دماوند وی پنجاه درصد مقصر شناخته شد. مدیر باشگاه دماوند درمورد جریمه‌ برای وی در آن سال گفت: او در آن زمان مسوولیت کمیته‌ی فنی باشگاه را بر عهده داشت که به خاطر همین حادثه از این پست خلع شد و به مدت دو تا سه سال از سرپرستی تمام صعودهای این باشگاه منع شد. در آن زمان تیمی از تمام کارشناسان غارنوردی تشکیل شد و این حادثه را بررسی کردند. در نهایت بیانیه‌ای صادر شد و تا آنجایی که اطلاع دارم، این پرونده مختومه شده است.

"

از وبلاگ کوهنوشت


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٧/٦/۱٩


 

میدونی ... داشتم فکر می کردم که دنیای این پسر کوچولو چطوریه ...

تو فکره یه نونه یا یه چیز دیگه ؟! بهش فکر کن ...

همین .


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٧/٦/۱٢



 

سوار مترو شده بود . متروی شلوغ شهری با اونهمه جمعیت که انگار همه چیز براشون عادت شده ... ضربه هایی که از چپ و راست به سمتش پرتاب میشه و آدمایی که توی روزمرگیهاشون غرق شدن و دهن یه مرد سیگاری که مستقیماٌ مقابل صورتشه و با هر نفسی که می کشه انگار خنجر به ریه هاش می زنن ...‌آدمایی که از اینور و اونور مترو آویزونن و بالاخره راه می افته .. بعد از اون ایراد فنی . ایستگاه آخر وقتی که همه در حال دوییدن به سمت ایستگاه بعدین با صدای جیغ اعتراض یه دختر به سمت عقب می دون و موبایلها و بلوتوث ها روشن میشه ... وای خدا از دست این ملت ...

و در این میان کودکی به غایت زشت آروم تو بغل مادرش خوابیده . خوش به حالش چون این چیزا برای اون اصلاٌ مهم نیست و به دنیای کودکانه خودش مشغوله ( ولی حیف که اونم چند سال بعد میشه یه آدم بزرگ دیگه ) ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٧/٦/۱۱


یه موقعیت خوب ! تعطیلات تابستونه شرکت تا بتونی از شر اینهمه ازدحام و شلوغی خودروهایی که تولید می شن و صنعتی که به سمت ناکجا آباد می ره رها شی ... و بهترین گزینه می تونه سبلان باشه . می دونی چرا ؟! آخه اونجا یه کوه مقدسه . محلی است باشکوه و آسمونی که فکر می کنم مکان امنی برای آرامش انسانها باشه . راستش تو رده بندی ذهن من بعد از کوه عشق ( علم کوه ) ، سبلان دومینه و بعدش هم شازده کج گردن ( آزادکوه ) .

اینم از گزارش تصویری از این  برنامه خانوادگی :

جاده مارپیچی که در میان ابرها و در دوردستها به کوه ساوالان میرسه ...

طلوع زیبای خورشید با اون رنگ قرمزش در دوردستها که در سرمای صبح پوست رو نوازش میده ...

و شاید قشنگترین منظره ای که هر کوهنوردی در این کوه می بیند همین دریاچه روی قله باشد . پشت یک پیچ در حالی که فکر می کنی که صعود همچنان ادامه دارد کوه مقدس رخ زیبای خود را به تو نشان می دهد .

تعجب نکنید . این موزه مردم شناسی شهر اردبیله . تحقیق و تفحص در این عکسها نشون میده که قدیما همچینم سنتی لباس نمی پوشیدن و تریپهای امروزی داشتن !

اینم نمای کلی موزه است . این عکس رو نشون دادم چون مربوط میشه به عکس بعد . گوشه سمت چپ پایین این عکس رو نگاه کنید و بعد عکس بعد رو ببینید .

این در واقع یه موجود کشف شده مربوط به سالیان بسیار قبل از میلاده !‌تحقیق دانشمندان برای کشف واقعیات درونی و بی خیالی بیش از حد این موجود همچنان ادامه داره !!

میدان اصلی و زیبای ده هیر در راه اردبیل به خلخال

مراسم گوسفند شوران در کنار دریاچه نئور توسط چوپانان !!

شنا در دریاچه نئور ( در این برنامه تقریباٌ هر جا که تونستم تنی به آب زدم )

اگه دماغ مانع دیدتان نشود می توانید مناظر زیبای جاده خلخال اسالم رو که واقعاٌ فوق العاده ست ببینید ...

 

اینم مشکی که بیشترین سهم رو تو مسافرت ما داشت و مثه همیشه مراقب همه چیزه و حواسش جمعه ...

اینم عکس یادگاری توی جاده خلخال - اسالم ...

دلم برای یخچال شمالی سبلان تنگ شده ... کاش موقعیتی پیش می اومد تا می تونستم یه سرکی بهش می کشیدم ... با اون هوارها و کولی بازی های معروفم !!

فعلاٌ همین :)


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٧/٦/٧
تگ های این مطلب:صعود به سبلان