هادی !‌ همیشه در خواب :)

مه و جنگل و ستایش خدا ...

 

 آبشارهای بلند و مه آلود ....

دریای ابر ...

...

 

 جزیره

 صحنه ای که همیشه دیدنش را دوست دارم ...

 ...

 فرودهای آخر ...

 

,  Old Friends ,Face to Face , Nose to Nose   OFFSIDE !

  

 ...

what do you think about ?

 

فعلاٌ همین ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٦/۳۱
تگ های این مطلب:عکس کمجل


باز هم بدون شرح !!! روز قدس‌!

عکس از روزنامه اعتماد


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٦/٢۸


گزارش دره نوردی ( آبشار نوردی ) در دره زیبای کمجل

 مدتها بود که منتظر پیش آمدن موقعیتی بودم تا بتوانم پیمایش این دره را انجام دهم . پس از برنامه ای که به همراه مرحوم علی در دره داشتیم و مشکلی که پیش آمد و نتوانستیم برنامه را به اتمام برسانیم فکر برنامه در ذهن من باقی ماند تا فرصتی که بتوانم این پیمایش را انجام دهم .

رسیدن به شرایط زمانی فوق زیاد طول نکشید چرا که در یک فاصله زمانی یک روزه توانستیم زمان خود را هماهنگ کرده و چهار نفر پا در دره بگذاریم .

دره کمجل دره ای است که برای پیمایش آن ابتدا باید به سد سیاه بیشه جاده چالوس مراجعه کنید . نگهبانان سد مانع حضور ماشین و کوهنوردان در این منطقه شده ولی با هماهنگی های قبلی که با یکی از دوستانم کرده بودم توانستیم ماشین را در پارکینگ شرکت کیسون پارک کنیم . صبح ساعت 6 بود و مه همه جا را فراگرفته بود . بیدار کردن هادی هم کار بسیار مشکلی بود و درون ماشین چمباتمه زده بود . به هر حال پس از کلنجار رفتن زیاد با هادی او هم وسایل خود را جمع کرد و آماده رفتن شدیم .

 خود را به امامزاده رساندیم و از آنجا حرکت خود را به سمت غرب آغاز کردیم . پیمایش ما به موازات جاده چالوس به سمت غرب می باشد که کم کم از راه پاکوب ارتفاع می گیریم . به دلیل وجود انبار مهمات حساسیت های خاصی در این منطقه وجود دارد ولی به هر حال ما از هوای گرگ و میش استفاده کرده و راه میانبر را به سمت پاکوب روی گردنه ادامه دادیم . در ادامه راه عبور از جنگل دل انگیز که با مه صبح گاهی همراه شده بود روح ما را جلا می داد .

 پس از دور زدن چند تپه صخره ای کم کم به سمت گردنه ارتفاع گرفته و حدود ساعت 9 بر روی گردنه قرار داریم . دیدن منظره دریایی از ابر در دو سمت ما اشتیاق ما را دوصد چندان می کند . در قسمت جنوب و در دامنه های روبه رویمان گوسفند سرایی مشاهده می شود که صدای سگ و گوسفند آن در دره می پیچد . حال از روی گردنه در مسیر پاکوب به سمت شرق سرازیر شده و ارتفاع کم می کنیم .

 بعد از حدود 30 دقیقه به آبشار ابتدای دره می رسیم . یاد و خاطره علی رئیس دانا و شبی که در آنجا با هم بودیم از ذهنمان دور نمی شود . پس از خوردن صبحانه و وکیوم کردن وسایل حرکت خود را به داخل دره آغاز می کنیم . حرکت ما در دو تیم دو نفره است . تیم اول با رسیدن به آبشارها کارگاه را فراهم کرده و آماده فرود می سازد و حرکت خود را ادامه داده و تیم دوم کارگاهها را جمع می کند و طنابها را به تیم اول می رساند . لذت فرود در این آبشارها آنها برای بار اول ، یاد خاطرات اولین دره اندرس سال 80 با طناب پلاستیکی را برایم زنده می کند !! به هر حال مسیر را ادامه می دهیم .

 بعد از چند آبشارکوتاه و 3 ، 4 متری به یک آبشار 10 متری می رسیم که از آن فرود می رویم . مسیر را ادامه داده و چند آبشار کوتاه دیگر را نیز دست به سنگ رد می کنیم . بعد به یک آبشار 12 متری می رسیم که با فرود از آن و چند دست به سنگ کوتاه دیگر ، آبشار دیگری نیز پدیدار می شود که ارتفاع فرود آن حدود 15 متر می باشد . در ادامه مسیر با گذشتن از چندین آبشار دیگر و لذت بردن از طبیعت زیبای دره کم کم از مه در می آییم و جنگل اطراف دره در دامنه های سر به فلک کشیده آن خود را به ما می نمایاند . مسیر را ادامه داده و بعد از عبور از چندین آبشار دیگر و فرود از آنها در  ساعت 4 بعد از ظهر به منطقه ای تقریباٌ صاف می رسیم . در واقع 2 درخت به صورت نیمه افقی در مسیر آب قرار گرفته اند و می توان در این قسمت استراحت کرد . صندلیها را در آورده و لباسهای خیس خود را عوض می کنیم و بساط آتش را آماده می کنیم . در این بین بچه ها با بازکردن وکیوم ها لباس خشک پوشیده و دورآتش جمع می شویم . امیرحسن هم مثه همیشه با سوتی های به روز و جذاب سر گروه را گرم می کند . هادی هم انگار فقط خوردن و خوابیدن خود را برای ما به ارمغان آورده است . پس از مدتی صحبت هادی و امیر به کیسه خوابهایشان می روند و من و جعفر کنار آتش به صحبت می نشینیم . داخل دره به دلیل عمق آن زودتر از بقیه مناطق تاریک می شود و برای من کمی دلگیر است . به هر حال تا پاسی از شب را با جعفر صحبت می کنیم و او خاطرات زندگی خود را می گوید . بعد هم یک نسکافه داغ خورده و به کیسه خواب می رویم .

نیمه های شب مه مجدداٌ بالا آمده و مه ریز کیسه خوابهایمان را خیس می کند . دغدغه فردا و آبشارهایی که پیش رویمان است فکرم را کمی مشغول کرده است . منکه خوابم نمی برد نمیدونم چطوری هادی از ساعت 6 بعد از ظهر دیروز تا 7 صبح روز بعدی بدون کوچکترین وقفه ای خوابیده است !! صبح مجدداٌ وسایل را جمع کرده و آماده حرکت می شویم . در ادامه راه با رسیدن به چند آبشار 25 متری و 40 متری لذت فروهای بلند در کنار آبشارهای زیبا را تجربه کرده و در ادامه و بعد از گذشتن از چندین آبشار کوتاه و بلند به یک آبشار 55 متری رسیده که با دو مرحله ای کردن فرود از آن نیز می گذریم .

 مه باز هم بالا آمده و مناظر مجدداٌ رویایی شده اند . پس از گذشتن از چند آبشار بلند دیگر به ناگاه جاده چالوس و پیچهای هزارچم در مقابل چشمانمان ظاهر می شود .

همیشه از این پیچها که پایین می آمدم دوست داشتم که آبشارهای روبه رو را بپیمایم که الان به آرزوی خود رسیدم . با ادامه راه دره بسیار پر شیب شده و ترتیب آبشارها پشت سر هم می باشد . فرود از آبشارهای بلند به صورت پی در پی لذت کار را چند برابر می کند .

در نهایت به آبشاری فوق العاده زیبا می رسیم که کارگاه آن مشخص نیست . با کمی تراورس به راست و داخل درختان کارگاه آن نیز پیدا می شود . فرود از این آبشار از فراز کلاهکی بزرگ و به صورت معلق می باشد که فوق العاده لذت بخش است . بعد از فرود از این آبشار از چندین آبشار کوتاه و بلند دیگر نیز گذشته و خود را به کنار جاده چالوس و رستوران صخره می رسانیم . در آنجا نیز مقداری غذا خورده و مسیر خود را به سمت تهران ادامه می دهیم .

 با توجه به اینکه این اولین پیشمایش ما در دره کمجل و بدون راهنما بود در پیدا کردن کارگاه بعضی از آبشارها و تخمین طول آبشارها برای فرود کمی دچار مشکل می شدیم .

ابزارهای فنی مورد استفاده شامل یک حلقه طناب 50 متری ، دوحلقه طناب 25 متری ، یومار ، طنابچه و سایر وسایل فرود و عملیات بالاکشی بود .

 

هادی صابری جعفر ناصری امیرحسن کاظمی و حمید شفقی

به زودی چند تا عکس از برنامه میذارم همینجا :)

فعلاٌ همین

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٦/٢۸


برای سلامتی عباس جعفری دعا کنیم ...

عکس از وبلاگ آزاد کوه


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٦/٢٦


برنامه تمرینی بارفیکس

مطمئناٌ به عنوان کوهنورد ، سنگنورد و ... یا هر چیزی که در آن فعالیت دارید یکی از دغدغه هایمان توانایی دستها و قدرت و استقامت دستها می باشد .

شاید خیلیها باشند که نتوانند حتی 1 عدد بارفیکس هم بروند و تعدادی هم هستند که توانایی بالایی در بارفیکس دارند . تمرینات زیر که ترجمه ای آزاد از سایت indoorclimbing  می باشد خدمت هر دو گروه ارائه می گردد امید به آنکه مفید باشد .

بارفیکس یکی از موثرترین تمرینات جهت بدنسازی نیمه بالای بدن برای سنگنوردی و صعود می باشد . برای شروع باید یک میله بارفیکس تهیه کنید . در صورتیکه پول خرید آن را ندارید ممکن است در شرکت شما هم مثل شرکت ما میله هایی باشد که بی استفاده از سقف آویزان است و تا حالا کسی از آن آویزان نشده است !!

مساله مهمی که در این قسمت وجود دارد این است که قبل از عملیات بارفیکس حتماٌ باید بدن را آماده کنید .برای این کار 5 دقیقه جهت گرم کردن بدن و 10 دقیقه هم جهت انجام حرکات کششی بر روی عضلات بالا تنه خود وقت بگذارید ( مطمئن باشید که اگر یکبار مثه من جو شما را بگیرد و تعداد زیادی بارفیکس بروید و رگ گردنتان بگیرد حتماٌ گرم کردن را فراموش نخواهید کرد ) . گرم کردن موثر شما را از گزند آسیبها دور نگه می دارد .

این را برای کسانی می نویسم که حتی یک عدد بارفیکس هم نمی توانند بروند ( آره با توام ! به کناریت  نگاه نکن ! ) برای شروع اصلاٌ ناامید نباشید . می توانید از یک صندلی زیر پایتان استفاده کنید و برای شروع کمی از نیروی پاهایتان استفاده کنید . مطمئن باشید به مرور زمان دستهای شما قدرت بالا کشیدن بدنتان را پیدا می کنند .

اما تمرینات بارفیکس به دو دسته تقسیم می شود .

تمرینات استقامتی  - تمرینات قدرتی

همه کسانی که سنگنوردی سالنی را دنبال می کنند می دانند که هر دوی این موارد مورد نیاز یک سنگنورد می باشد .

برای انجام تمرینات استقامتی و افزایش استقامت بر روی بارفیکس به صورت زیر عمل کنید :

ابتدا باید یک هدف برای خود در نظر بگیرید . مثلاٌ اگر حد قدرت شما در بارفیکس رفتن 10 بارفیکس می باشد تعداد 6 بارفیکس برای انجام تمرینات استقامتی خوب است . شما باید این تمرین را در 4 ست انجام دهید . برای انجام این کار از میله بارفیکس آویزان شده سپس به آرامی خود را بالا بکشید و بعد به آرامی پایین بیایید . اگر به مقدار هدفتان نرسیدید پایین نیایید . از یک دست آویزان شده و دست دیگر را تکان دهید تا خستگی آن در بیاید و بعد دستتان را عوض کنید و دست مقابل را استراحت دهید . سپس یکی دیگر هم بروید . استراحت بین دو ست بستگی به این دارد که ضربان قلبتان تا 40 درصد ماکزیمم قابل قبول آن پایین بیاید . بعد از رسیدن به این ضربان ، می توانید ست بعدی را آغاز کنید .

روش دیگر تمرینات استقامتی آن است که یک بارفیکس آرام بروید سپس در همان حالت به مدت 5 ثانیه آویزان بمانید بعد یکی دیگر بروید . این تمرین را نیز می توانید با تعیین هدف مناسب در 4 ست انجام دهید .

 

تمرینات بارفیکس قدرتی :

در این تمرینات باید تمرین را تا زمانی ادامه دهید که ماهیچه ها ناتوان از ادامه کار باشند ( حد قدرت )

در این روش ، شما باید نمودار پیشرفت خود را نیز چک کنید ( باید پیشرفت داشته باشید ) در صورتیکه شما می توانید 12 بارفیکس استاندارد بروید تمرین خود را به سوی استقامتی تغییر دهید . یعنی 4 ست 12 تایی به روش استقامتی . هنگامی که توانستید تعداد بارفیکس را به 15 عدد برسانید می توانید با اضافه کردن وزنه به پاهایتان و یا بارفیکس با یک دست قدرت خود را افزایش دهید .

( یک بارفیکس اصولی به این صورت است که ابتدا به صورت کاملاٌ کشیده و بدون تاب خوردن از میله خود را بالا کشیده تا چانه بالاتر از میله قرار بگیرد و سپس به آرامی به موقعیت اول بر می گردیم )

  

یکی از تمرینات قدرتی دیگر نیز به این صورت می باشد که با یک دست از بارفیکس آویزان شوید . قبل از آنکه دست شما کاملاٌ تخلیه شود با دست دیگر بارفیکس را گرفته و دست اول را رها کنید تا خون در آن به جریان بیفتد . این کار را آنقدر تکرار کنید تا توان شما کاملاٌ تخلیه شود . در ابتدا ممکن است بتوانید این کار را برای 45 ثانیه انجام دهید ولی در صورت افزایش تمرینات اگر بتوانید آن را به مقدار 4 دقیقه برسانید کار بزرگی انجام داده اید .

 

روش قدرتی دیگر بالا کشیدن خود با یک دست است که قبلاٌ در مورد آن صحبت کردیم

. در این روش بایک دست از بارفیکس آویزان شده و خود را با کمک دست دیگر بالا می کشیم . این روش تاثیر بالایی در بدنسازی مناسب نیمه تنه بالای شما دارد . می توانید در صورت افزایش قدرتتان از وزنه هایی که به کمر یا پا وصل می شود نیز استفاده کنید .

 

 

روش دیگری نیز وجود دارد که برای افزایش قدرت استاتیک و همچنین ماهیچه های شکم کاربرد دارد . در این روش در حالیکه از بارفیکس آویزان شده اید پاهای خود را بالا آورده و به مدت 5 ثانیه در همین حالت نگاه دارید .

  

قفل کردن در بارفیکس :

این یک تمرین ترکیبی قدرتی استقامتی می باشد . این روش را نیز در 4 ست انجام دهید . به این صورت که به صورت یکی در میان دستها با فاصله از یکدیگر و در ست بعد دستها نزدیک به یکدیگر قرار می گیرند . در این روش به آرامی بالا می روید . 15 ثانیه در بالا خود را نگاه داشته و سپس به آرامی پایین می آیید . صبر می کنید تا ضربان قلبتان به مقدار مجاز برسد و ست بعدی را انجام دهید .

 

 با امید آنکه مطالب بالا برای کسانی که به سلامت بدن و افزایش آمادگی جسمانی خود اهمیت می دهند مفید بوده باشد .

ترجمه از : حمید شفقی


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٦/۱۸


خوشا به روزگار ما ! روزگار غریبی است نازنین !


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٦/۱٤


عبدا... وطن خواه ( فلزبان ) کارگر صنایع فلزی و نگهبان آهن آلاتی است که در گوشه جاده قدیم تهران - کرج به حال خود رها شده است . او که به دلیل مشکل مادرزادی حتی قادر به راه رفتن نیست طبعی لطیف دارد ...

چند سال پیش شبی در منزل خود میزبان بیژن امیری بود و از او در مورد وضعیت کوه و کوهنوردی می پرسد ( مصادف با مرگ اوراز ) . امیری از مرگ اوراز برای او می گوید و این بزرگروح فی البداهه شعری در وصف اوراز می سراید ...

 

به یاد محمد اوراز

دماوند

دماوند دیشب سراسر باد بود

روفنده و پرسوز !

بامدادان ناشده ، هیبتی معلوم و گنگ

دماوند را سلام دادم

با شیارهای تنش ، با سیوله و یخارش ، خندید مرا ...

چشم در چشم ، از اوراز پرسیدمش ؟

 سایه روشن بود یا جنبید و گفت :

مرگ های بیشمار ما دیده ایم ،

از دسیسه ، از غرور ، از انتحار وز پی کسب افتخار !

وز دیر یا زود رسیدن ، وز هزاران بست و بند ، وز قمار !

من نمی دانم چه باید گفت ؟

فقط ...

طلوع خورشید را

ساکت شدیم ،

و زوزه باد ، حاکم

 

جدیداٌ به خاطر جسدی که در اطراف محل کارش پیدا شده ، دفتر اشعار این مرد توسط نیروی انتظامی برای بررسی موارد مشکوک !!‌به یغما برده شده . به امید شادی و شادکامی برای او ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٦/۱۱



 

اشتباه نکنید !! این یه معتاد و عملی نیست ! این سعیده که داره سر طنابها رو می سوزونه :) ...

 

دهانه غار ...

 

کی می تونه فرق بین آب و خشکی رو بفهمه ! در صورت سقوط توی یک دریاچه ٢ متری !!‌ نه عزیزم ۶ متری  با آب فوق العاده سرد سقوط می کنی !

 

اینم آقا سعید سوژه در حالیکه تلاش می کنه بره دوربین امیرحسن رو بیاره ! البته فقط این حرکتش در حد تصمیم باقی موند !

 

سوار بر تیوب به سمت اعماق غار ...

 

قطرات زیبای تشکیل شده بر روی تزئینات آهکی

 

تزئینات غار ...

 

اینم یه همدونی که اگه جونش بره مالش نمی ره . به حرکت هدلمپ توجه کنید هدلمپ و کرده توی آب تا بتونه بهتر ته آبو ببینه . البته اونجا پر از جنس بود . قرار شد اسم اون دریاچه رو بذاریم موقعیت دوربین امیر :)

 

فعلاٌ همین !


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٦/۱۱



 

گزارش برنامه پیمایش غار سراب

این غار از مدتها پیش ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود .یادمه سال 83 توی یک زمان کوتاه فرصتی پیش اومد که نگاهی به این غار زیبا بندازم ولی فرصت آنقدر نبود که بتونم دقیق تر داخل غار رو ببینم و به خاطر همین مساله ، فکر این غارتوی این مدت سه سال با من بود .

علیصدر از توابع بخش گل تپه شهرستان کبودرآهنگ می باشد که اولین بار در سال 1339 وسط مرحوم فریدون اسماعیل زاده کشف شده است . جالب است که در دهانه غار هیچ نامی از این کوهنوردی بزرگ برده نشده است !! غار سراب در جنوب دهکده سراب و 6 کیلومتری غرب غار علیصدر قرار گرفته است .  سرچشمه غار علیصدر طبق گفته ها از غار سراب می باشد . غار علیصدر اکنون به یک تفرجگاه تبدیل شده و نورپردازیها و امکانات رفاهی آن برای گردشگران مناسب می باشد . حدوداٌ 2100 متر از غار علیصدر تاکنون کشف شده است ( اگر اطلاعاتم به روز باشد ) 

روز جمعه 6 شهریور به همراه سه تن از دوستان به قصد بازدید از غار کرج را ترک کردیم . قرار ساعت 3:30 صبح بود ولی با کمی تاخیر ساعت 4 راه افتادیم . جاده خلوت بود و پس از مدت زمانی حدود 3 ساعت ، در بخش کبودرآهنگ ، جاده خروجی غار علیصدر را دیدیم و مسیر خودمان را به سمت غار علیصدر ادامه می دهیم . حدود 1 ساعت جاده آسفالته تا پارکینگ غار علیصدر طول می کشد . در این محل صبحانه مختصری خورده و با استفاده از تاکسی خود را به محل دهانه غار سراب می رسانیم . غار سراب در واقع از نظر خصوصیات شبیه به غار علیصدر می باشد و فقط فکر کنم از لحاظ ابعاد کوچکتر از غار علیصدر است ولی این مساله که دو غار با این خصوصیات مشابه در فاصله ای کم از یکدیگر ، فرضیه ارتباط این دوغار را بسیار قوت بخشیده و عدم پیدا کردن مسیر بین این دوغار ناشی از نبود غارنوردی حرفه ای به همراه تجهیزات غواصی می باشد . به هر حال حدود ساعت 10 وارد دهانه غار شدیم که این دهانه درفاصله حدوداٌ یک کیلومتری جاده خاکی می باشد که در مقابل ده سراب قرار دارد .

غار سراب فنی تر و پیچ و خمهای بیشتری از غار علیصدر داشته و عبور از آن نیازمند کار فنی می باشد . دهانه غار در ادامه جاده خاکی و در ارتفاع کوتاهی که با سنگهای آهکی تکه تکه آذین بسته شده می توانید پیدا کنید . همچنین استخر مانندی که از اضافه آب درون غار تشکیل شده نشانه خوبی از دهانه غار می باشد . دهانه غار به عرض حدوداٌ 1 متر و طول 2 متر با نسیم خنکی که از آن به بیرون می وزد قابل تشخیص می باشد . داخل غار معبرها و مسیرهای باریک و دریاچه های زیادی وجود دارد که عبور از آن نیازمند دقت و رعایت مسائل فنی می باشد . آب موجود در کف غار عمق زیادی داشته و عبور از آن به دلیل سردی آب بسیار سخت می باشد . به همین دلیل می توان از حفره هایی که در قسمت  های بالایی غار ایجاد شده استفاده کرد و در واقع تا جایی که امکان دارد از طبقه بالایی غار عبور کرد . در ادامه به یک تراورس جالب برخورد کرده که در زیر پا دریاچه ای غمیق وجود داشت . در این قسمت به دلیل بی احتیاطی دوربین یکی از بچه ها به درون آب سقوط کرد که تلاشهای ما برای بیرون آوردن دوربین بی نتیجه بود . آب دریاچه به دلیل سکون بسیار صاف می باشد و کف آن کاملاٌ مشخص و واضح می باشد ولی با کوچکترین حرکتی در سطح آب ، دریاچه به حالت گل آلود در آمده و امکان دیدن کف آن وجود ندارد . همچنین عمق دریاچه به دلیل شکست آب بسیار کمتر از چیزی به نظر می آید که در واقعیت هست و به طور مثال عمقی که مافرض می کردیم حدود 2 متر باشد بیشتر از 5 متر بود . به هر حال به مسیر ادامه داده و به چند دریاچه بزرگ می رسیم که با استفاده از تیوب های موجود ، بر روی دریاچه شناور بوده و با استفاده از طناب ها خود را به انتهای این دریاچه بزرگ و عمیق می رسانیم . در ادامه با عیور از دالان هایی بسیار باریک و به حالت گربه رو ، مسیر را ادامه داده و به تالاری بزرگ می رسیم که استلاگمیت های بزرگ و قارچی شکل فوق العاده زیبایی در آن تشکبل شده است . مسیر را به سمت جلو ادامه می دهیم و در انتها به یک حوضچه در کف غار می رسیم . این حوضچه را باید به صورت خوابیده در کف دریاچه ادامه بدهیم چون سقف آن بسیار کوتاه است و من به محض قدم گذاشتن در داخل این حوضچه ، حدود 40 سانت در گل فرو رفتم که با توجه به نبود امکانات مناسب برای عبور از این مسیر منصرف شده و کمی به سمت عقب بازگشتیم و از سوراخی که در قسمت سقف ایجاد شده بود مسیر را ادامه داده و در یک شیب تند که از سنگهای بزرگی تشکیل شده بود و نیازمند کار فنی بود به سمت پایین آمده و در این قسمت مسیر به چندین قسمت تقسیم می شود که مسیر مستقیم را ادامه داده و تا جایی که امکان دارد با تقسیم کردن نفرات تیم مسیرهای فرعی را چک کرده و با ادامه این مسیر در کنار دریاچه اصلی غار در می آییم . یعنی به عبارتی یک مسیر دایره ای شکل درون غار که به دریاچه اصلی باز می گردد . برای آوردن تیوبها به دلیل سردی آب ، تا جایی که می شد دست به سنگ از دیواره غار به تیوبها نزدیک شده و در نهایت با توجه به ناچاری به درون آب زده و شناکنان خود را به تیوبها رساندم . سردی آب این غار به حدی زیاد است که در زمان کوتاهی می تواند شما را دچار هایپوترمی کند . به هر حال تیوبها را با خود به نقطه مورد نظر آورده و با توجه به زمان گذشته زمان بیشتری برای کنکاش در گربه روهای فرعی وجود نداشت . لذا به سمت دهانه غار بازگشته و باز هم جهت درآوردن دوربین از درون دریاچه تلاش کردیم که در این راستا اشیای دیگری همچون هدلمپ و چیزهای دیگری هم به کف غار افتاده بود که نتوانستیم هیچکدام آنها را در بیاوریم ولی تجربه خوبی بود . در پایان هم با بدنهایی خیس و کاملاٌ گلی خود را به دهانه غار رسانده و مسیر را تانزدیکی های ده سراب پیاده رفته و آنجا با وانت خود را به پارکینگ رساندیم . بعد از خوردن ناهار به سمت تهران حرکت کرده و حدود ساعت 12 شب به تهران رسیدیم .

در پست بعدی چند تا عکس از قسمتهای مختلف غار رو می ذارم همینجا :)

نفرات شرکت کننده :

 جعفر ناصری امیرحسن کاظمی سعید یوحنا - حمید شفقی

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٦/٧