گزارش برنامه جنگل نوردی پول نجارده

 

بادهای سرد  زمستانه از حرکت ایستاده اند . رقص زیبای ابرهای بهاره که از شدت شوق رسیدن بهار می گریند و خورشید که دیگر گرمایش ستودنی است و پوست را می نوازد نوید بخش بهار دیگری است . بهاری که از دل زمین و آسمان زیباییهای خود را به رخ ما می کشاند . باد دیگر سوزناک نیست بلکه سپردن خود به آن به مانند مادری است که کودک خود را می نوازد . طبیعت به خروش آمده است . رودخانه های گل آلود خستگی کوهها را شسته اند تا خاک تازه خود را به ما نشان دهد . جوانه های گلها با دو دست خود دل خاک را شکفته اند چون دیگر از زمستان خبری نیست . بهار آنها را به مانند معشوقی فرامیخواند . معشوقی که عاشق برای رسیدن به آن خود را به در و دیوار می زند . این تکان طبیعت و حرکت بهار در انسانها هم تاثیر گذاشته است . میل به دیدن طبیعت ما را بر آن می دارد تا به رسم هر ساله ، امسال نیز با پیمایش مسیری دیگر در دل جنگل خود را به دامان طبیعت سپرده و از آن سیراب شویم .

اما این بار برنامه آماده شده جنگل نوردی از ده پول به سمت روستای نجارده در نوشهر می باشد . فصل هنوز کامل جابه جا نشده است و بررسی نقشه مسیر و گردنه 2400 متری به ما خاطر نشان می کند که باید وسایل مناسب زمستانه جهت عبور از این گردنه به همراه داشته باشیم . معمولاً مناطق بالای 2000 متر در فصل بهار احتمال وجود برف و یا تغییرات شدید آب و هوایی را دارا می باشند . ساعت 4:30 صبح روز چهارشنبه 10 فروردین ماه 1390 خورشیدی حرکت خود را به سمت روستای پول آغاز می کنیم . راننده که سید محمود نامی است از اهالی ولایت رود است . کمی از اسکی با او صحبت می کنیم و او نیز برای ما تعریف می کند که کوهنوردان زیادی را به جاهای مختلف برده است . پیچهای جاده چالوس یکی پس از دیگری خود را به ما نشان می دهند . در مرزن آباد توقف کوتاهی کرده و سپس حدود 10 کیلومتر جلوتر به سمت راه فرعی دشت نظیر که به شهرهای کجور ، کندلوس و ... منتهی می شود حرکت می کنیم . این منطقه همیشه زیبا و دل انگیز بوده است . شکل خاک این منطقه با مناطق دیگر ایران کاملاً متفاوت است . خاکی که در برخی مناطق حتی به سرخی می زند . پس از عبور از روستای پول یک جاده فرعی آسفالته به سمت ده اویل  ( Avil ) وجود دارد . این جاده به طول 4200 متر ادامه پیدا می کند تا ما را به روستای اویل برساند . از ماشین پیاده شده و از سید خداحافظی می کنیم . وسایل خود را مرتب کرده و برای جلوگیری از مزاحمت برای افراد محلی بلافاصله به سمت شمال ده حرکت می کنیم . خوش و بش با پیرزنی مسن و همسر او که نشان دهنده اوج مهر و محبت آنها است و سال نو را به ما تبریک می گویند بدرقه راه ما است . کمی بالاتر از ده توقف کرده و صبحانه ای می خوریم . سپس  معارفه کوتاهی بین افراد تیم انجام شده و نقشه مسیری که قصد پیمایش آن را داریم برای افراد توضیح داده می شود . قبلاً هیچکدام از اعضای تیم این مسیر را نپیموده و ما قصد داریم با استفاده از نقشه و GPS پیمایش مسیر را انجام دهیم . پس از آماده شدن نفرات تیم در یک صف منظم حرکت خود را به سمت گردنه آغاز می کنیم . کوه قلعه گردن در ارتفاعات شمال شرقی خودنمایی می کند . طبیعت سرزنده است . رنگ خاک شاداب است و آبی که ناشی از آب شدن برفهای ارتفاعات است به سختی راه خود را از دل خاک سخت باز می کند . قصد او رسیدن به دریا است و قصد ما هم همین است ولی مسیر ما با هم فرق دارد . آرام آرام به سمت گردنه نزدیک می شویم . کم کم باد سرد گردنه که ناشی از وزش نسیم های جنگل های طبرستان است افراد تیم را مجبور می کند تا لباسهای گرمتری بپوشند . منظره گردنه فوق العاده زیبا است . جنگلهای تنک در ابتدا که کم کم و با حرکت به سمت رطوبت شما انبوه تر شده و در انتها کاملاً فشرده می شوند . گویا تعداد زیادی از آنها در کنار دریا تجمع کرده اند . اما دیدن تک درختهای بلند در نزدیکی گردنه نیز خالی از لطف نیست هرچند که هنوز کاملاً از خواب زمستانی خود بیدار نشده اند . از روی گردنه در قسمت حدود شمال شمال شرقی خود می توانیم ده کلیک را با سقف های رنگارنگ مشاهده کنیم . اما در قسمت شمال ما امامزاده سارا خاتون در دل جنگلها با سقفی آبی رنگ خود نمایی می کند . در قسمت شمال غرب نیز می توانیم قسمتهای پایینی ییلاق کهنه ده را مشاهده کنیم . از روی گردنه فرود نمی آییم بلکه به سمت غرب به حرکت خود ادامه می دهیم تا آبریزهای پرشیب منطقه را رد کرده و شیبی مناسب برای فرود پیدا کنیم . مسیر تراورس بسیار زیبا و در عین حال به دلیل آب شدن برفهای گردنه و خیس بودن در برخی مناطق فوق العاده لیز  و گلی می باشد . به هر حال جنگل نوردی که از گلی شدن گریزان باشد مامن خود را اشتباه انتخاب کرده است . شدت گل و برگ در هم آمیخته در برخی مناطق به باتلاق ها و مرداب هایی پایین کشنده تبدیل شده است . نوع مسیر حرکت تیم ما را کند می کند ولی به هر حال پس از تراورس کردن تعدادی از آبراههای مسیر از روی یک گرده با شیب مناسب خود را به سمت کف دره و سرچشمه رودخانه کلیک می رسانیم . از شیب شمالی به سمت بالا ارتفاع گرفته تا به ابتدای جاده می رسیم . از جاده مسیر خود را ادامه داده و خود را به امامزاده ساراخاتون می رسانیم . در این محل 5 امامزاده قرار دارد که به نام یکی از آنها ( سارا خاتون ) نام گرفته است . محیط امامزاده فوق العاده زیبا است و درون آن پتو و کلیه امکانات رفاهی قرار گرفته است . اتاقهایی نیز در اطراف امامزاده جهت رفاه حال زائران ساختخ شده است . وسایل خود را پیاده کرده و شامی می خوریم . بخاری هیزمی داخل اتاق با دود خود نیز نتوانست ما را از خود دور کند و گرمای آن ما را جذب خود کرد . بچه ها سعی در نظافت اتاقها دارند تا شب را به راحتی بخوابند . تعدادی از دوستان تا دیروقت دور آتش در محوطه امامزاده بیدارند . ستاره های آسمان آنقدر نزدیک هستند که می توانی آنها را بگیری . بیچاره آسمان تهران که مدتها است چنین وجهه ای رو به خود ندیده است . صبح روز بعد سرحال و آماده حرکت هستیم . هوا بسیار عالی است و آفتاب مطبوعی با نسیم ملایمی پوست را نوازش می دهند . حرکت خود را به سمت دره در شمال امامزاده ادامه می دهیم . با کمی ارتفاع گرفتن وارد راه مالرویی می شویم که مشخص است محل عبور دام است . جنگل به یکباره چندین برابر زیباتر می شود . خش خش برگهایی که از خزان بر روی زمین باقی مانده اند در زیر پاهای نفرات و سکوت مطلق جنگل که فقط صدای بلبلان آن را می شکاند و طراوت و شادابی بهار روحیه ای دوصدچندان به ما می دهد . مسیر بسیار ساده تر از روز اول است و ما نیز با آن همراه می شویم . بچه ها در طول مسیر به عکاسی می پردازند . حرکت خود را از راستای مسیر ادامه داده و از میان درختان غول پیکر و بکر جنگل عبور می کنیم . درختان هنوز سبز نشده اند ولی لطافت بهار درهمه جای مسیر حس می شود . آبراههای مسیر همه پر آب هستند و رودخانه کلیک را سیراب می کنند تا خروشان تر از همیشه به دریا بریزد . مسیر به سمت پایین ادامه دارد و ما 5 آبراه که آب خود را به داخل کلیک می ریزند تراورس کرده و آرام آرام ارتفاع کم می کنیم . در انتها پس از عبور از یک رودخانه دیگر که با رودخانه کلیک یکی می شوند و عبور از یک دره بزرگ ارتفاع گرفته و پس از پیمایشی کوتاه به جاده جنگلی محافظت شده منطقه 45 می رسیم . جاده ای که متعلق به دانشکده منابع طبیعی نوشهر می باشد و عبور از آن نیازمند مجوز است . همین مساله باعث شده است که این جاده برخلاف دیگر جاده های شمال کشور از هجوم انسانهای ویرانگر در امان بماند . با حدود 2 کیلومتر پیمایش در جاده به چشمه ای می رسیم و در ادامه نیز یک محوطه مناسب را برای شب مانی انتخاب کرده و چادرهای خود را برپا می کنیم . ستارگان ، آتش ، شوخی های کنار آتش ، بازخوانی خاطرات و شعرهای کوهستان هستند که این شبها را به زیباترین شبهای زندگی تبدیل می کنند .

بیدارکردن بچه ها در صبح روز بعد کمی سخت تر است چون اکثر آنها تا دیروقت کنارآتش بیدار بوده اند . وسایل خود را آماده کرده و حرکت خود را در مسیر جاده ادامه می دهیم . جاده همچنان قشنگتر است اما تابلوی کیلومتری که در کنار آن قرار دارد نشاندهنده آن است که مسیر رو به اتمام است . هر چه عدد روی تابلو کمتر می شود افرادی که در حاشیه جاده می بینیم بیشتر می شوند . کمکم نجارده و در ادامه نوشهر و دریای خزر رخ خود را به ما نشان می دهند . آری ... این برنامه نیز به پایان خود نزدیک می شود و فقط خاطرات آن برای نفراتش می ماند . اگر چه در مسیر سختی کشیدیم راه رفتیم کوله کشیدیم . پاهایمان درد گرفت و نفسمان گرفت ولی در عوض مناظری دیدیم که روحمان را جلا داد نفسی کشیدیم که تا اعماق وجودمان را تطهیر کرد و خاطراتی داشتیم که تا همیشه با ما خواهد ماند .

گزارش از : حمید شفقی

Hamid.shafaghi@gmail.com

" برای دریافت فایل GPS مسیر جنگل ( Full Track )  می توانید با ایمیل اینجانب تماس بگیرید . "

با تشکر از محسن عزیز به خاطر ارائه اطلاعات این برنامه

برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .  


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱/۱٥