ترجمه آزاد از حمید شفقی

به همراه کروکی درجه صعود آبشار یخی نوا

 

درجه بندی ها

یکی از درجه بندی های عمومی مسیرهای یخ نوردی در سالهای اخیر ، سیستم درجه بندی فرانسوی / کانادایی می باشد . این سیستم توسط بسیاری از یخ نوردان استفاده می شود و در مورد بیش از 75 درصد مسیرها در آلپ و کانادا در حال اجرا می باشد . این سیستم از دو قسمت تشکیل شده است . قسمت اول شامل یک حرف یونانی است و قسمت دوم آن یک حرف انگلیسی می باشد مانند II-5 ، اما برای توضیح این درجه بندی به صورت زیر عمل می کنیم  .

عدد اول که به یونانی نوشته شده است شامل فاکتورهای جدیت کار می باشد . فاکتورهایی مانند فاصله آبشار یخی از جاده ، خطراتی مانند بهمن و ریزش سنگ در مسیر دستیابی به آبشار ، سختی فرود در مسیر در این قسمت موثر می باشند . به عنوان مثال "I" می تواند صعود یک آبشار یخی  با یک طول در کنار جاده و "VI" می تواند یک آبشار یخی باشد که برای دسترسی آن نیازمند یک برنامه سنگین آلپاین و درگیری با بهمن و ریزش سنگ و حتی بیواک باشید .

قسمت دوم که به حروف انگلیسی نوشته می شود درجه سختی مسیر صعود آبشار یخی می باشد و به عواملی مانند شیب مسیر ، راحتی در نصب حمایتهای میانی ، درجه سختی کراکس مسیر و عواملی از این قبیل می باشد . به عنوان مثال صعود یک مسیر با درجه "2" فقط به یک تبر نیاز دارد در حالیکه یک مسیر با درجه 7 یک مسیر عمودی و در قسمتهایی کاملاً معلق می باشد که درجه بندی این قسمت بسیار شبیه به درجه بندی های سیستم آمریکایی WI می باشد .

توضیح این درجه بندیها به صورت زیر می باشد :

حروف یونانی :

I : یک صعود کوتاه و نهایتاً با یک طول طناب در نزدیکی جاده که به سادگی در دسترس می باشد . ( در ایران می تواند مدرسه یخ نوردی هملون را در این رتبه جای داد )

II : یک صعود یک یا نهایتاً دو طوله که به سادگی با وسیله نقلیه در دسترس می باشد . خطرات مسیر کم و دسترسی به مسیر نسبتاً ساده می باشد . ( آبشار یخی خور در این درجه بندی قرار می گیرد هر چند که با وجود خطر بهمن دسترسی به این آبشار می تواند در درجه III نیز قرار بگیرد . )

III : یک صعود با چند طول که رسیدن به آن چندین ساعت پیاده روی را می طلبد و یا به صعود با اسکی و یا مهارتهای زمستانی نیازمند می باشد . ممکن است مسیر شامل خطراتی مانند بهمن نیز باشد . بازگشت از مسیر بسیار سخت است و فقط با فرود امکان پذیر می باشد . ارتفاع آبشار در این حالت معمولاً خیلی بالا نیست . ( آبشار یخی نوا می تواند در این درجه بندی جای بگیرد . )   

IV : یک مسیر با چندین طول در ارتفاع بالا که دسترسی به آن نیازمند کوهنوردی زمستانه و کار تکنیکال زمستانه می باشد . در طول مسیر امکان ریزش بهمن و یا ریزش سنگ وجود دارد . فرود از این مسیرها عموماً ساده نیست و به استفاده از بولت یا کارگاههای یخی نیاز دارد .

V : یک صعود بلند در کوهستانی با ارتفاع بالا که چالش های زیادی را تا دستیابی به مسیر آبشار نیازمند است . خطرات کوهستان مانند بهمن و هوای خراب شما را تهدید می کند . فرود از مسیر بسیار دشوار می باشد .

VI : یک مسیر آلپاین در یک کوهستان بلند که فقط تعداد کمی از کوهنوردان توانایی دستیابی به آن را در مدت 1 روز دارند . لجستیک برنامه سنگین و حمل تجهیزات بسیار دشوار است . دوری مسیر ، خطر بهمن ، هوای خراب و سقوط تکه های یخ از خطرات عادی مسیر می باشد .

VII   : این درجه دستیابی به آبشار یخی تا به حال در کانادا صعود نشده است . از نظر سختی 1 درجه سخت تر از حالت قبلی می باشد .

 

درجه بندی سختی مسیر :

این تقسیم بندی به صورت زیر می باشد :

1 : صعود از مسیر یخی . تنها به کرامپون نیاز می باشد .

2 : یک شیب 60 تا 70 درجه که صعود از آن به سادگی امکان پذیر است . در طول مسیر چندین پله وجود دارد . امکان نصب حمایتهای میانی مطمئن و کارگاههای مطمئن وجود دارد . امکان صعود با یک تبر یخ یا کلنگ  وجود دارد .

3 : یخ ضخیم محکم و قرص با شیب 70 تا 80 درجه ، ممکن است صعود آن در برخی قسمتها دشوار باشد ولی معمولاً مناطق استراحت خوبی در طول مسیر وجود دارد و نصب میانی ها و کارگاه بسیار ساده می باشد .با استفاده از دو تبر صعود به راحتی انجام می شود ولی وزن شما بر روی پاهایتان است .  

4 : یخ 75 تا 85 درجه ، یخ از کیفیت خوبی برخوردار است و امکان نصب حمایتهای میانی مطمئن بر روی آن وجود دارد . ( شیب را احساس می کنید ولی هنوز به حالت عمودی نرسیده است . )

5 : شیب 85 تا 90 درجه که امکان نصب حمایت میانی در آن وجود دارد ولی سختی آن نسبت به حالت قبل بیشتر است . ( نیمی از مسیر کاملاً 90 درجه است )

6 : شیب سخت و دشوار برای صعود که محلهای بسیار کمی برای استراحت داشته و حمایت در آن به صورت معلق می باشد . یخ ممکن است از کیفیت بسیار مناسبی برخوردار نباشد و ممکن است تعدادی از حمایتهای میانی نامطمئن باشند . توانایی صعود نسبتاً بالایی مورد نیاز می باشد .

7 : یک شیب نزدیک به 90 درجه و عمودی که یخ آن بسیار نازک می باشد . امکان نصب حمایت میانی سخت و در برخی مناطق ناممکن می باشد .

کروکی مسیرهای ممکن برای صعود در آبشار یخی نوا و درجه های پیشنهادی

البته من به دلیل کیفیت نامناسب یخ و قندیل آویزان مسیر صورتی را صعود نکردم و فقط بر اساس شکل کلاهک بزرگ و قندیل آویزان حدوداَ  در مورد درجه تخمین زده ام . درجه دقیقتر را کسانی می توانند بدهند که مسیررا صعود کنند .


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱۱/٢٥


چگونه می توان آمار بازدید وبلاگ خود را افزایش دهیم ؟

در صورتیکه تمایل دارید آمار بازدید وبلاگتان افزایش یابد سعی کنید مراحل توصیه شده در زیر را بکار بگیرید .

ارائه دانش خود و اظهار نظر در مورد تمام امور کره زمین

صحبت در مورد حواشی کوهنوردی

ارائه مطالب با جزئیات کافی از خصومت ها و کینه های مقطعی ایجاد شده بین افراد و گماردن خود در جایگاه قضاوت به عنوان مرجع کامل تصمیم گیری در مورد روابط

ارائه حواشی روابط خصوصی افراد و توضیح جزییات این روابط به تفصیل در وبلاگ و محل عمومی و ایجاد امکان دسترسی به مسائل خصوصی افراد از طریق وبلاگ شما

بررسی ، تحلیل و آنالیز روابط خواهر و مادر و نوامیس افراد مطرح و سوء استفاده از موقعیت این افراد

انتقاد به بالاترین مراجع تصمیم گیری در کوهنوردی ( فدراسیون ، انجمن و ... ) به هر دلیلی بدون کوچکترین توجه به آنکه آیا شما در جایگاه انتقاد و صلاحیت آن هستید یا خیر و آیا این انتقادات اصلاً وارد است یا خیر ؟

اشاعه ایرادات در مورد افراد مختلف و مطرح در کوهنوردی و زیر سوال بردن آنها به سادگی آب خوردن

ارائه رگبار انتقادات در مورد همه مسائلی که از آن سررشته نداریم .

مطرح کردن اختلافات داخلی تیم ها در محیط اینترنت و سوء استفاده هر چه بیشتر از این اختلافات و دامان زدن به این مسائل

ارائه تخصص بی حد و مرز خود در کلیه زمینه های علمی ، ورزشی ، تفریحی و ... در محیط وبلاگ

ایجاد کامنتهای حاشیه ساز در بخش نظرات به نام دیگران و شروع مباحث از پیش برنامه ریزی شده جهت فعال کردن حاشیه در قسمت کامنتینگ

عدم رعایت ادب و گاهاً استفاده از کلمات رکیک جهت جلا بخشیدن به محیط وبلاگ

قایم شدن پشت چهره افراد بزرگ و ارائه نظریات خود با سوء استفاده از اظهار نظر های آنها

 

چگونه می توانید آمار بازدید وبلاگ خود را کاهش دهیم ؟

ارائه مطالب به روز ، فنی ، مناسب و به روز نگاه داشتن وبلاگ با این مطالب

ایجاد ساز و کارهای مناسب جهت اظهار نظر در حیطه های دانش خود در محیط وبلاگ

احترام به حریم خصوصی افراد و هر مساله ای را در هر مکانی جار نزدن

احترام به شخصیت افراد و دادن اجازه دفاع به آنها قبل از بیان کردن انتقادات در محیطهای عمومی نظیر وبلاگها

ارائه گزارش برنامه های متنوع و ایجاد زمینه جهت انتقال تجربیات این برنامه ها

مدیریت بر نظرات وبلاگ و حذف کردن کامنتهایی که با هدف تخریب نوشته می شوند .

انتقاد سازنده و رعایت مباحث مدیریتی در مورد شخصیت افراد در محیطهای اینترنتی و مجازی

رعایت ادب و احترام برای افراد در هر جایگاهی که باشند .

 

چگونه می توانیم ضعیفترین نفرات از نظر شخصیتی در محیط وبلاگهای کوهنوردی باشیم ؟

این کار بسیار ساده است . مرحله اول ایجاد یک اسم مجازی است . این اسم مانند نقابی است که به صورت خود می کشیم و در یک جشن تخریب شرکت می کنیم . مرحله دوم جستجوی یک مطلب پر حاشیه است . خوشبختانه این روزها از این نوع حاشیه ها فراوان است . مرحله سوم تخریب کامل افراد مورد نظردر محیطی نسبتاً امن است . حال می توانید کلیه عقده های درونی خود را به بیرون تراوش نموده و دلتان خنک شود . شما ضعیفترین شخصیتی هستی که در عالم هستی وجود داری . هم پشت نقاب قایم شدی و هم از پشت خنجر می زنی . آنقدر ضعیفی و مطالبی که بیان می کنی آنقدر سخیف است که حتی جرات بیان آنها را با اسم واقعی خود نداری . حداقل افرادی که با اسم واقعی خود مطلب را بیان می کنند آنقدر شجاعت دارند که از حرف خود دفاع کنند ولی تو ... بی وجود ترین آدم روی کره زمین هستی . تا حالا به این فکر کرده بودی ؟ و اما ناچیزترین افراد کسانی هستند که مطلبی را به نام کسی دیگر ثبت می کنند . این افراد اینقدر کوچکند که حتی خود را در حد یک اظهار نظر نمی دانند و عقاید پوچ خود را از زبان افراد دیگر بیان می کنند تا به آن اعتبار و شهرتی دهند .

 

وقتی این وبلاگ شروع به کار کرد تعداد وبلاگهای کوهنوردی شاید به عدد 6 نمی رسید . آن موقع افراد در استفاده از کلمات بسیار محتاط بودند و انتخابشان برای مطلب سنجیده بود . اما امروزه تعداد وبلاگهای کوهنوردی شاید بیشترین تعداد در میان وبلاگهای ورزشی باشد و این جای خوشحالی دارد و نشان می دهد که کوهنوردان دست به قلم شده اند تا تجربیات خود را منتقل کنند . با این رشد بادکنکی ما باید مراقب کیفیت مطالب ارائه شده توسط خود نیز باشیم .

گاهاً اظهار نظر در مورد روابط خصوصی یک فرد می تواند خانواده ای را از هم گسیخته و منهدم نماید .

اظهار نظر بدون درک کامل از شرایط افراد و تصمیماتی که آنها گرفته اند می تواند آنها را از تلاش در این جامعه مایوس و گوشه گیر نماید .

انتقاد شرایطی دارد . اولین مرحله آن ارائه انتقاد به شخص مورد نظر می باشد نه بازتاب آن در رسانه ها و تهمت زدن به افراد و تخریب آنها

هر وقت کامنتی می گذاری آنقدر شجاع باش که اسم واقعی خود را پای آن بنویسی مگر آنکه مطلب شما به کسی برنگردد و یا شخصیت کسی را مخاطب قرار ندهید .

در همه جای دنیا ، استفاده از الفاظ رکیک ناپسندیده است . استفاده از کلمات مناسب و در شان یک کوهنورد در یک محیطی که قلم فرد می تواند موثر باشد پسندیده است .

 

گاهاً در مورد برخی به یقین رسیده ام که دیگر این افراد از روی اشتباه و سهوی تخریب انجام نمی دهند بلکه این مساله کاملاً برنامه ریزی شده و از روی عمد است . برای این افراد واقعاً متاسفم و بیشتر برای مخاطبانی که به این افراد اعتبار داده اند . مراجعه به چنین وبلاگهایی در واقع ریشه در حاشیه طلبی و تمایل به دنبال کردن این مطالب در نزد ما می باشد . با هر مراجعه ما به چنین محیطهایی ، انگیزه های پوچ و پلید نویسنده در جهت ادامه تخریب افزایش می یابد و می توان گفت دیگر از این مرحله به بعد ما هستیم که او را ترغیب به نوشتن می کنیم .

نمی خوام بگم ما فرشته ایم و اشتباه نمی کنیم . ترکش این نوشته ها شاید خیلی از ما حتی خود من را نیز در بر بگیرد اما مساله مهم آن است که این بادکنکی که با بادهای سمی پرمی شود را پرتر نکنیم . اگر بترکد عواقبش دامان همه ما را خواهد گرفت .

نمی خوام بگم که عموم آدمها اینگونه شده اند . هنوز که هنوزه افرادی هستند که برای انتخاب کلمه به کلمه وبلاگشان ساعتها فکر می کنند تا حرفی بیهوده را به زبان نیاورند . نمی خوام بگم که ما فارغ از اشتباه هستیم . همه ما ممکن است در مواردی اشتباه کرده باشیم ولی باید یاد بگیریم که از اشتباهات درس بگیریم و باید بدانیم که گاهی یک اشتباه ممکن است یک زندگی را نابود کند ...

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱۱/۱٤


صبح با هزاران امید و آرزو میری دانشگاه . همسر و خواهر عزیزم هم برای مراسم دفاع اومدن . میرم پیش استاد راهنما و هر دو داور همه اعلام می کنن که برای دفاع شرایط آماده است ... اما استاد مشاور ... در کمال ناباوری به دلیل جلسه ای دیگر جلسه دفاع را ترک می کنه و دفاع رو کنسل می کنه ...

این وضعیت بعد از کنسلی دفاع !

اما مگه من تسلیم میشم . اینقدر ساختمان فناوری اطلاعات و مدیریت را بالا و پایین میرم تا بالاخره موفق میشم تو یه اتاق آخر انتهای دانشگاه شرایط دفاع رو آماده کنم . آره مثه اینکه یواش یواش باید باورم شه که واقعاَ داره شرایط جور میشه دفاع کنم .

همه چیز آماده است !

و اما این اساتید محترم در ابتدا با سوالات ساده شروع کردن ولی به مرور خواستن منو بپیچونند که خوب البته موفق نبودند . به هر حال باید از زحمات استاد راهنمای خودم " دکتر قلیچ لی "‌هم تشکر کنم .

به هر حال کسی که باید بیشترین تشکر رو ازش بکنم همسرمه . تو تمام موفقیتهای من سهیمی سارا :)

نمره دفاع :‌19.5 ...

خلاص شدم !

دیگه باید با دانشگاه شهید بهشتی خداحافظی کنم و بچسبم به تمرینات !


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱۱/۱۳


گزارش صعود اکسپدیشن دیواره نوردان اسلوونی سال 2006

تیم زنان

صعود کنندگان : تینا دی باتیستا(1) ، تانجا گرمووشک(2) ، الکساندرا وولگرا (3)

ترجمه ای آزاد از حمید شفقی بر مبنای گزارش نوشته شده توسط تانجا

 مقدمه مترجم : در سال 2006 تیمی 9 نفره از برترین دیواره نوردان اسلواک جهت صعود در منطقه ترانگو عازم کشور پاکستان می شود . این تیم در منطقه ترانگو به سه قسمت تقسیم شده که تیم زنان آن ، قصد تکرار صعود از مسیر اسلووانی را دارند  . رزومه نفرات این تیم به شرح زیر می باشد :

تینا دی باتیستا : یکی از برترین صعود کننده های کشور اسلوونی در سالهای اخیر می باشد . او در سال 2004 موفق به صعود برج فیتز روی شد و در سال 2006 برج بی نام ترانگو را صعود کرده است . تینا اکثر مسیرهای دشوار یخ ، سنگ و میکس را در منطقه آلپ ، امریکا ، پرو ، شیلی ، آرژانتین و نپال را صعود کرده است . درجه صعود طبیعی او در سنگنوردی 8a می باشد. او گاید بین المللی کوهستان در اسلوونی می باشد .

 تانجا گرمووشک : او نیز یکی از برترین آلپینیست های اسلوواک در طی چند سال اخیر می باشد . صعود برج سروتوره در 2005 و برج بی نام ترانگو در سال 2006 در کارنامه او می باشد . او نیز در کشورهای مختلف صعودهای سختی انجام داده و جزو برترین صعود کننده های دنیا به شمار می آید . در صعود میکس درجه صعوداو M9 می باشد .

الکساندرا ووگلرا : او ، جزو صعود کننده ها و آلپینیستهای اسلوواک در چند سال اخیر بوده و مسیرهای دشواری را در سالهای اخیر صعود نموده . برج بی نام ترانگو و مسیر اسلوونی بزرگترین فعالیت زندگی او بوده است . او همچنین مادر یک پسر به نام ماتیچا می باشد .

  گزارش صعود به قلم تانجا :

10 روز طولانی و خسته کننده طول کشید تا خود را به کمپ اصلی ترانگو برسانیم . تعدادی از ما با آشپزخانه کثیفی که در بیس کمپ ایجاد شده بود مشکل داشتیم و دچار اسهال و بیماریهای دیگر شدیم که برای برخی تا آخر برنامه همراهشان بود . در طول زمانی که در کمپ اصلی بودیم هوای بسیار خرابی داشتیم . تنها دو روز هوا صاف بود و بقیه روزها از صبح تا ظهر هوا صاف بود و بعد از ظهر به ناگاه شرایط تغییر می کرد و هوا سرد می شد و همیشه همراه با بارش باران یا برف بود . باران ، برف و برف آورد ناشی از بهمن ها در منطقه ره آورد ما در کمپ اصلی بود . مجبور بودیم منتظر هوای خوب بمانیم . برای هم هوایی ، دو بار آبریز ترانگو را تا بالا پیمایش کرده  و به پایین برگشتیم . همچنین ما قله ترانگوی بزرگ(4) را از مسیر SELTER _ WOOLUM در گرده شمالی صعود کردیم . این مسیر با شیب بین 40 تا 60 درجه ( در پرشیب ترین قسمت 80 درجه ) می باشد .

اما برنامه اصلی ما در این سفر چند روزه صعود مسیر شعله های ابدی(5 ) بود . برف تازه این مسیر راپوشانده بود  . هدف ما صعود بدون هیچگونه کمک و به شیوه آلپی با کمترین میزان تجهیزات و سبکترین حالت بود . همچنین هدف ما این بود که به سلامت صعود کرده وبه سلامت نیز برگردیم . تیم صعود ما یک تیم سه نفره بود و عموم بارها بین دو نفر ته طناب تقسیم شده بود . ما دو کیسه خواب به همراه داشتیم به همراه یک گاز خوراک پزی ، یک جفت تبر و یک جفت کرامپون . ما عموماًطولهای پایین را به صورت طبیعی صعود کردیم تا قبل از آنکه به طولهای سرد و میکس بالاتر برسیم . در قسمتهای بالاتر ، عموماً به صورت میکس صعود خود را انجام دادیم و در بین آن هر جا امکان داشت  به صورت طبیعی صعود می کردیم تا سرعت انجام کار بالاتر برود . ما توانستیم ظرف مدت 3 روز به شیوه آلپی خود را به قله برج بی نام برسانیم . روز اول هوای مناسبی نداشتیم بنابراین ما تلاش کردیم تا ذهن خود را آسوده نگه داریم و تا جایی که امکان داشت صعود کردیم . روز دوم توانستیم با تلاشی سرسختانه به صورت معجزه آسایی خود را به طاقچه بزرگ مسیر ( بعد از طول 23 برسانیم ) شب مانی سخت ما در محلی که فقط برای یک نفر جا داشت با سرمای شدید و لرزه هایی که یک لحظه از بدن ما بیرون نمی رفت به صبح رسید . ما خوب به کروکی مسیر توجه نکرده بودیم و طول 20 و 21 را از قسمتی دیگر صعود کرده بودیم . روز سوم در ابتدای روز هوای صاف داشتیم ولی در ادامه بادهای کشنده در منطقه قصد داشت ما را از روی دیواره پرتاب کند . 9 سپتامبر 2006 ساعت 9 شب ما به قله رسیدیم . تقریباً دیگر هیچ انرژی در بدن ما باقی نمانده بود اما منظره زیبای ماه مارا محو خود کرده بود . ما در حالیکه 2000 متر بالاتر از کمپ اصلی خود ایستاده بودیم با چشمانی گریان همدیگر رادر آغوش کشیدیم . ما آن را انجام دادیم " انشاالله "(6) ساعت 2 صبح ما توانستیم خود را به جشنی که توسط علی برای ما گرفته شده بود برسانیم . همه خوشحال بودیم و همنوردان خود را در آغوش می کشیدیم .

وقتی که به صعود خود نگاه می کنیم می بینیم که توانستیم کار عظیمی را انجام دهیم . ما سرمای زیاد و سختی صعود زیادی را تحمل کردیم . تعدادی از انگشتان دست و پای ما سرمازده شد . در طول صعود همواره بر روی یک لبه حرکت می کردیم " ادامه بدهیم یا برگردیم" اما هیچ کدام از ما سه نفر حرفی نمی زد و فقط کار خود را انجام می دادیم . ما همواره به فکر صعود طول بعدی بودیم که چه اتفاقی در آنجا در انتظار ما است ؟ یک صعود سخت و زیبا ، بر روی یک لبه زیبا ، بر روی یک برج بی نظیر و دختران زیبایی که همدیگر را در آغوش کشیده بودند .

بعد از ۵ روز فعالیت ... آنها خسته اند ولی از موفقیت بدست آمده شادند ...

 

ترانگوی بزرگ

 

کروکی مسیر شعله های ابدی ( گشایش توسط ولفگانگ گولیچ )

 

 

حلقه اتحاد

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱۱/۱۳


صبح زود با حسن گرامی هماهنگ کردم . بعد از کلی غرو غر که بد آدرس دادی بالاخره میاد دنبالم . توی تاریکی شب این شهر کثیف و نامرد رو ترک می کنیم . شهری که آدماش به جای فکر راجع به کارشون دنبال قیمت دلار و سکه و طلا و کلاه گذاشتن سر همدیگه هستن . تمام دروغها و ناروها رو پشت سر می گذاریم تا در تاریکی شب این پلیدی رو که مجبور به زندگی توش هستیم ترک کنیم ...

نزدیکای صبح است که به رستوران کوهستان می رسیم . بچه ها اکثراََ آمده اند . حسین بلند اختر که زحمت زیادی برای این برنامه کشیده و سرپرست است شروع به ارائه توضیحات در مورد نحوه انجام کار می کند . نفرات تیم همه حضور دارند به جز حمید امیری که درگیر امتحانات است و جایش واقعاَ خالی است . حمید دوست داشتنی ... حسین برگه های آب و هوا و همچنین برگه های گزارش برنامه رو به تک تک بچه ها میده و توضیحاتی راجع به نحوه پرکردن اونا ارائه می کنه . نظم و دسیپلین حسین بی نظیره ...

صبحانه خورده و رستوران را به سمت آبشار ترک می کنیم . تیم های اول من و سعید و مجتبی و شهرام هستند . ما کمی زودتر با کوله بار سنگین خود را به پای آبشار می رسانیم . ساعت ایکس تن جدید که دارم تستش می کنم بهم میگه که مختصات آبشار اینه .:

N 35.87399 , E 52.21986  ( فرمت مختصات بر اساس دسیمال است )

کرامپون ها رو می پوشم . بعد از آخرین نوا که پارسال بود اصلاً سر طناب یخ صعود نکرده بودم ولی این چیزا هیچ وقت برام مانع نبوده . سعید آماده حمایت شد و تبر اول رو که زدم به یخ باهاش ارتباط برقرار کردم . تبرهای بعدی و کرامپونها را سعی می کردم با نظم و ریتم خاصی بکوبم تا صعودم دلچسب بشه . پیچ اول رو نصب می کنم . یخ خرخر کنان از داخل پیچ بیرون می زنه و نشون دهنده اینه که پیچ مطمئن نشسته . مسیر رو ادامه میدم و از درون دهلیز دوست داشتنی نوا خودم را به سمت بالا و کارگاه اول که در فاصله 40 متری از کف قرار گرفته می رسانم . سعید را حمایت می کنم و او نیز خود را به من می رساند . طول 2 که یک  طول 15 متری است را سعید صعود می کند . به کارگاه قدیمی سیم بکسل روی طاقچه خود را رسانده ایم . نفرات تیم در پایین با زحمت فراوان مشغول حمل بارها و برپایی کمپ می باشند . همه اونها در وجود ما هستند و با هم مشغول صعود هستیم . طول 3 را شروع می کنم . یک طول 25 متری 90 درجه با شرایط جالب و هیجان انگیز برای صعود سر طناب . سعی می کنم تا جایی که می تونم نیش کمتری بکوبم ولی یخ سرسخت این اجازه را به من نمی دهد . پیچ یخها رو نصب می کنم تا پس از صعودی حدود 30 متر خود را به محلی که برای کارگاه مناسب است می رسانم . در این قسمت یک کارگاه معلق زده و طناب خود را فیکس می کنم . بنا به خواسته حسین از همین قسمت پایین می آیم تا شروع به نصب پرتلج در قسمت کلاهک زیر یخ ها نماییم . عباس محمدی و پژمان زعفری آماده انجام این کار هستند . آنها یک کنج زیبا را تا زیر کلاهک صعود می کنند و پرتلج را در آن قسمت نصب می کنند . با انتقال بارها با کمک سعید و مجتبی و شهرام به طاقچه شرایط جهت شب مانی عباس و پژمان در پرتلج مناسب است . طاقچه را به سمت پایین فرود می آییم تا این دو مرد را در شبی سرد زیر یخ های معلق تنها بگذاریم . ..

روز دوم : صبح بیدار می شویم . قرار است کنجی که عباس رفته را از قسمت چپ صعود کرده و مسیر را در بیاریم تا محمد حاج ابوالفتح که یکی از عکاسان و فیلمبرداران تیم است بتواند تصویر مناسبی تهیه کند . این بار با حسن گرامی خود را به طاقچه می رسانیم . حسن سر طناب و من این بار ته طناب  . روی طاقچه با حسن درگیرم تا بالاخره او را قانع می کنم که من این طول را سرطناب صعود کنم . با ضربات تبر خود را به زیرکنج می رسانم . یک میانی نصب می کنم . محمد نمایی از من دارد که در پشت تصویر کوه دماوند زیبایی خود را به رخ ما می کشاند . مسیر را از زیر کنج ادامه می دهم و خود را از قسمت عمود به بالا می رسانم . کارگاه معلقی زده و عمو حسن را حمایت می کنم . طول بعدی عمو حسن بدون اینکه بپرسد شروع می کند . سعید و محمد میرمطهری و حسین هم از قسمت چپ آبشار خود را به کارگاه 3 رسانده اند . با حسن مسیر را ادامه می دهیم . هوا دیگر گرگ و میش است و رو به خرابی گذاشته . در قسمت بالای تاج یخچال دو کارگاه آبالاکوف زده و یک فرود 50 متری دلنشین میاییم . در طول این روز نیز بچه های تیم در حال نصب پرتلج دوم بر روی پیچ یخ بودند و همچنین در مورد کارهای عکاسی و آماده کردن کارگاهها فعالیت می کردند . محمد و فرشاد قرار است در پرتلجی که روی پیج یخ نصب شده است شب مانی کنند ( فکر کنم این کار برای اولین بار در ایران انجام شد )

روز سوم : صبح زود عباس محمدی و پژمان برای صعود از تاج آبشار آماده حرکت می شوند . من و حسن و حسین بلند اختر به سمت جاده می رویم تا وسایل تیم فیلمبرداری را به بالا منتقل کنیم . وسایلی فوق العاده سنگین و بد بار ...

وسایل را به سمت پایین دهلیز منتقل می کنیم و با استفاده از تجهیزات مناسب تکه فیلمی مناسب از صعود سر طناب و پاندولی تهیه می کنیم . در این میان عباس و پزمان نیز به سمت پایین فرود آمده و به همراه بقیه بچه های زحمت کش تیم مانند مهدی فرهادی ، فرشاد میجوجی ، سعید محمودی ، شهرام عباس نژاد و محمد میرمطهری پس از ترمیم کارگاهها و زنجیر کردن آنها و همچنین جمع کردن پرتلج به سمت پایین می آیند . وسایل را جمع کرده و به سمت پایین حرکت می کنیم . شب شهر را ترک کردیم و شب دوباره به شهر برمی گردیم . شهری که قیمت ارز و طلا در طول این سه روز در آن افزایش چشمگیری داشته ... چی بگم ؟! ....

در طول این برنامه کارهای زیر تمرین شد : 

صعود سرطناب کلیه قسمتهای یخشار 100 متری نوا

بارکشی در قسمتهای مختلف یخشار

صعود بر روی طناب ثابت و بالاکشی و تکنیکهای بالاکشی

نصب و برچیدن پرتلج و شب مانی بر روی پرتلج ( 4 نفر )

انجام فیلمبرداری و عکاسی حرفه ای برای اولین بار  بر روی آبشار یخی نوا

آموزش  و مرور تکنیکهای یخ نوردی

نفرات  تیم : حسین بلند اختر ( سرپرست ) ، عباس محمدی ، حسن گرامی ، شهرام عباس نژاد ، مهدی فرهادی ، مجتبی ثقفی ، محمد میرمطهری ، حاجی نجفی ، فرشاد میجوجی ، سعید محمودی ، علی کریمی ، پژمان زعفری و حمید شفقی

عکاسان تیم : محمد حاج ابوالفتح و یکی از دوستان حسین که اسمش را فراموش کردم .

با تشکر از اسماعیل که مهمان زحمت کش برنامه بود . همچنین ممنون از عامر و دوستش که روز اول در انتقال بارها کمک فراوانی کردند .

عکسها در ادامه مطلب ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱۱/۳