از سال 79  که شبکه های عمومی تحت سیستم داس رایج شده بود به عضویت یکی از اونها در اومدم . برای اولین بار در محیطهای مجازی که آدمها  همدیگر را نمی دیدم فهمیدم که چقدر محیط می تواند تاثیر گذار باشد . اون موقعها از یکی از دوستان بزرگتر از خودم در مورد علت عدم عضویت در این شبکه ها پرسیدم و او گفت به خاطر حرمت چشمهاست ...

سوال برام پیش اومده بود که حرمت چشمها یعنی دقیقاً منظورش چیه ؟مهدی خدابین که از نظر من انسان وارسته ای بود بهم گفت که جایی که آدمها چشمهای همدیگر را نبینند حرمتها شکسته خواهد شد ...

از اون روزها خیلی گذشته ولی برخی صحبتها و خاطرات با جزییات کامل در ذهنم هست و این خاطره هم جزو خاطره های جاودانه شده . امروز که وبلاگ نویسی بین افراد عمومیت پیدا کرده می بینم که اون حرمت چشمها واقعاً وجود داشته . افراد درغیاب هم و بدون دیدن چشمان هم بسیاری از حرمتها را می شکنند . حرمتهایی که چشمان افراد می تواند آن را حفظ کند . چشم آنقدر مهم است که حتی افراد برای شناسایی نشدن در تصاویر تلویزیونی چشم نفرات را سانسور می کنند . حتی مکالمه تلفنی و استفاده از تماس تلفنی نیز نمی تواند به اندازه چشم نفرات نفوذ داشته باشد . قانع کردن بسیاری از افراد با نگاه در چشم انها بسیار راحتتر از ساعتها صحبت تلفنی با آنها است . حرمت چشم در شبکه های مجازی تا به این لحظه  امکان حضور نداشته و این مساله باعث می شود که افراد در لاک تو در توی این شبکه ها فرو رفته و به خود اجازه هر رفتاری را بدهند ...

و اگه روزی  نفری در حضور حرمت چشمان باز هم بی حرمتی کرد یه جورایی تموم شده است ...

 

------------------------------------------------

همچنان دعا می کنیم که مهدی عمیدی کوهنورد خوب و توانمند ایرانی سلامت بوده و از او خبرهای خوبی بشنویم .

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۸/٢٧


برای ما 4 روز خوشی بود و برای او شاید از 6 ماه قبل و یا حتی 2 سال قبل تر شروع شده بود . ما لذت بردیم و او زحمت کشید . ما صعود کردیم و او  دائماَ در حال هماهنگی و ایجاد نظم جهت اجرای بهتر بود . ابراهیم نوتاش کوهنورد بزرگی که مملکت خود را فراموش نکرده و حتی یک لحظه هم از یاد آن غافل نشده در صدد بود تا پتانسیل های موجود در کشور ایران را به بزرگان کوهنوردی و دیواره نوردی دنیا نمایش دهد و همچنین جوانان این مرزو بوم را با بزرگان دیواره نوردی دنیا دوست و آشنا کند  و می توان گفت در این کار تا حد زیادی موفق بود . این را می توان از روی آمار تقریباَ 2 برابر شده تعداد شرکت کنندگان خارجی در دومین جشنواره فهمید . تلاشهای نوتاش در این دو سال گذشته جهت برگزاری مجدد این جشنواره ستودنی است . زحمات او از مدتها قبل از جشنواره شروع شد و فکر می کنم 6 ماه ترافیک کاری جهت برگزاری رویدادی بزرگ آنهم تقریباَ با رفع اکثر ایرادات وارده در جشنواره قبلی می تواند برای نوتاش کارنامه درخشانی باشد و فکر می کنم خیلی بی انصافی باشد که از او به عنوان یک بنیانگذار بزرگ در عرصه جشنواره های سنگنوردی در ایران یاد نکرد . شاید ما نتوانیم دقیقاَ لمس کنیم که برای برگزاری این جشنواره چقدر تلاش کرده ای ولی فقط این رو بدون که کار نیک بی پاداش نیست و محبت شما را هیچگاه فراموش نخواهیم کرد . ممنون به خاطر همه چیز ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۸/٦


در بازخورد مطلبی که تحت عنوان پیغام لزلی برای تحریم کنندگان جشنواره بیستون نوشتم سیلی از کامنتها به این وبلاگ سرازیر شد . ابتدا باید از برخوردهای مناسب و تحلیل های خوب موافقان و مخالفان این قضیه تشکر کنم و باز هم متذکر شوم که این یک دیدگاه است . اما در ادامه و با دیدن کامنتهای فراوانی که در آنها پر بود از توهین ، تهمت ، فحش و ناسزا لازم می دانم که چند کلمه ای با این دوستان حرفی داشته باشم .

در مورد برنامه ترانگو و نقش فدراسیون در آن نمی توان از نامه نگاریهای فدراسیون برای گرفتن اسپانسر مالی و همچنین تامین ارز دولتی و حداقل حمایتهای معنوی در صحبت و نامه نگاری برای اعضای تیم جهت سازمانهای مختلف و ... را نادیده گرفت ! حرکتی که شاید چیزی حدود 30 درصد هزینه های ما را تامین کرد. اما مساله ای که خود من از آن ناراحت هستم گوشه نشین شدن این بچه ها بعد از اجرای برنامه و عدم حمایت از آنها مانند سایر قهرمانان رشته های ورزشی و همچنین عدم تامین مالی قسمتی دیگر از هزینه های برنامه بود . ( بسیاری از اعضای تیم بعد از برنامه به دلیل مشکلات مالی کاملاً درگیر کارهستند و امکان سنگنوردی را ندارند ) . انتظاری که از فدراسیون در مورد تیم ترانگو می رفت این بود که مقتدرانه و مصر برای احیای حقوق اعضای این تیم که جان و مال و زندگی خود را گذاشتند تا طلسمی بزرگ شکسته شود تلاش کند .

باید گفت که خوشحالی ما از ایجاد یک وفاق ملی بین فدراسیون و انجمن و کوهنوردان مستقل در حمایت از این برنامه بود . وفاقی که انگار این روزها شکسته شده است .  

 اما در مورد بحث انجمن کوهنوردان و غارنوردان و تعلیق آنها به نظر شخصی من فدراسیون اگر گناهی نداشت تا به حال باید نسبت به روشنفکری عمومی اقدام می کرد و این سکوت سنگین فدراسیون نظر شخص من را در مورد این قضیه منفی می کند . همچنین در مورد اجرای جشنواره بیستون نیز می شد با همدلی بیشتر بین سنگنوردان ، زمینه اجرای بهتر آن را فراهم نمود و با تقدیر از دیواره نوردان برتر کشور ( در جایی که متعلق به دیواره نوردان است ) دل آنها را بدست آورد . بله اینها همه انتقاداتی است که به فدراسیون وارد است و  این یک نوع انحصار طلبی و دور کردن نیروهای مفید می باشد که هیچ سازمانی از برخورد اینگونه نفعی نخواهد برد . آقای شعاعی باید در مورد این گونه موارد با پاسخگویی و شفاف سازی زمینه اعتماد مجدد جامعه سنگنوردی را ایجادکند .

اما دوستانی که با فحش و ناسزا کامنت دونی وبلاگ را پر کردند در وهله اول خوشحالم که باعث شدم شخصیت درونی خود را به نمایش بگذارند . آنها از تمامی ابزار قدرت خود در طی یک روز استفاده کردند تا به من ضربه بزنند . ارسال کامنت تهدید آمیز ، فحش و ناسزا و تهمت و در آخرین اقدام جالب حذف من از یکی از انجمن ها در فیس بوک !! کارهایی بود که آنها در طی یک روز کاری خود به نحو احسنت انجام دادند . خوب یک سوال دارم . فرق شما با شعاعی که می گویید انحصار طلب است چیست ؟ شعاعی قدرتی بسیار بیشتر از شما دارد و برخوردش با مخالفانی مثل شما حداقل این است که اجازه دارید هر حرفی می خواهید در مورد او بزنید اما شماها با قدرتی بسیار کمتر از تمامی ابزار و امکانات خود برای حذف کردن و کوبیدن مخالفان خود استفاده می نمایید .دیگر قضاوت به عهده دیگران . برخورد شما من را یاد سیاستهای دولتمان می اندازد .

من در جشنواره شرکت کردم ولی مساله تحریم انجمن کوهنوردان و بسته بودن جو انتقاد در ایران و تک قطبی بودن ورزش را با اکثر خارجیهایی که می دیدم مطرح کردم و چیزی که خواستار آن هستم بازگشت انجمن به جریان عادی فعالیت خود و در آمدن وضعیت ورزش سنگنوردی از حالت تک قطبی آن است . اما اینکار را با صحبت و رایزنی با کسانی که می شناسم و احترام به شخصیت آنها انجام می دهم نه با توهین و بایکوت !

با احترام به تمام کسانی که این بحث را منطقی دنبال کردند ...

همین !


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۸/۱