همه چیز غیر قابل باوره ... انگار یه شوخی اشتباهیه . انگار که دارن سربه سرمون می ذارن . انگار دروغه واقعی نیست . انگار می خوان ظرفیتمون رو بسنجن ... ولی همه اینا ... وقتی آخرین خبرها رو می خونی . وقتی آینه واقعیت رو میگیری جلوی چشات ، میفهمی که واقعیت دارن . می فهمی که انگار آره ... اون جوون خنده رو که هیچگاه و حتی در سخت ترین حالتها هم بدون خنده روی لبش ندیدمش ! اون جوونی که آروم بود و پاک و انگار زمینی نبود . انگار از دیار فرشتگان بود . هیچ وقت در صورت او نشانی از بغض ندیدم . هیچ وقت در رفتار او کینه ای ندیدم . همیشه می خندید اما نه خنده ای ساده لوحانه ... خنده ای سرشار از انرژی و پر از معنا . خنده ای که وسعت آن به اندازه دشتها و کوهها بود . بدن قوی و روحیه فوق العاده تو پشت صورت مهربانت پنهان می کردی و روح بزرگت همه را جذب تو کرده بود . پویای عزیز ...

اینقدر بزرگ و خوب بودی که نمی توانم با کلمات معنای وجود تو را بیان کنم ...

سرم هنوز درد می کنه . چندین روز فشار و استرس که برای بعضیها از روز بیواک دوم شروع شد و برای برخی از لحظه رفتن شما از فرودگاه . باورم نمیشه آیدین . پسر تو مگه قول ندادی تو گشایش برنامه علم کوه امسال خودت رو می رسونی . خداشاهده دست نگه داشتم تا خودت بیای .مگه قول و قرارمون تو بیستون رو یادت رفته ؟! مگه دوستات رو که تو پل خواب بغض می کنن و سعی می کنن با صعود خودشون رو آروم کنن یادت رفته ؟! مگه قرار نبود که امسال با هم بریم ... . آیدین . بغض فشاری که تحمل کردی رو همه دوستانت روی گلوشون حس کردن . سختیهایی که کشیدی . تلاشی که کردی . آیدین ... یادته با هم با لهجه گلپایگانی صحبت می کردیم ؟! یادته زبان ارتباط گوسفندی راه انداختیم . پس چی شد پسر ؟! میخوای همه رفیقاتو که بارها بغضشون تو این روزها شکسته رو نا امید کنی ؟! میخوای به این زودی اونا رو تنها بذاری ؟! باورم نمیشه .

هیچکی نمی تونه سختیهایی که تو این چند روزه اون بالا کشیدی رو درک کنه . هیچکی نمی تونه بفهمه که پر پر شدن یارانت جلوی چشمات چقدر برات سخت بوده . هیچکی نمی تونه مثل تو اون بالا شرایط رو مدیریت کنه . تو نشون دادی که خیلی قویتر از اونی هستی که همه فکر می کنن . تو فراتر از همه انتظارات ظاهر شدی . تو مثل همیشه بودی . همون پسر قوی و خوشفکر که تونستی شرایط  رو اون بالا به نحو احسنت مدیریت کنی ولی حیف که همه چیز جور در نیومد . می تونم صدای درخواست کمکت رو که خسته اس و کلافه ولی با امید از پشت تلفن حس کنم . می تونم بفهمم که چقدر اون بالا با دوستانت پویا و مجتبی جنگیدید به امید زنده ماندن . می دونم که اینقدر با معرفت بودی که تنهاشون نذاشتی . انگار خودت هم میدونستی که اگه دوستات رو تنها بذاری کس دیگه ای سراغشون نمیاد . 

احمقانه س ولی رفتنتون رو باور ندارم . منطقم چند روز پیش باور کرد ولی احساسم با شماس . آیدین ... خوبیش به اینه که تو با دوستان واقعیت پویای عزیز و مجتبی با همید . خوبیش اینه که تنها نیستید . خوبیش اینه که با هم مردانه جنگیدید و شرایط رو مدیریت کردید. دیگر بقیش مهم نیست . این دنیای خاکی کشش نگهداری از شما را نداشت . بدونید که توی این چند روز همه دوستانتان با گلوهای فشرده شده منتظر شما بودن و هروقت کلامی بینشون رد و بدل میشد هق هق گریه ای بود از برای نبود شما در جمعشان ...

.....................................................................................................................................................................................

خیلیها در این چند روزه منتظر معجزه بودن . معجزه رخ داده بود و ما نتوانستیم از آن استفاده کنیم . معجزه آن بود که این بچه ها بعد از چندین بیواک در ارتفاع بالای 7700 متری همچنان با مدیریت شرایط منتظر رسیدن کمک بودن . معجزه آن بود که آنها توانستند با کمبود آب و غذا خود را سرپا نگه دارن . معجزه این نیست که خدا آنها را سالم و پایین کوه تحویل ما دهد . معجزه رخ داد اما ما نتوانستیم از آن استفاده کنیم .

اصلاً نمی خواهم کسی را متهم کنم. حداقل تا زمانی که گزارش شفافی در مورد اتفاقاتی که اون بالا افتاده ارائه شود چیزی نمی توان گفت . ما جای رامین شجاعی ، کیومرث بابازاده و بقیه نبودیم که بدانیم آنها چه کشیده اند . ولی باارائه گزارش خیلی چیزها مشخص می شود و درسهای بزرگی خواهیم گرفت . حیف که بهای این درسها، جان 3 تن از بهترین کوهنوردان این سرزمین بود ...اما یک چیز را میدانم . میدانم که برخی بیش از حد سرمست صعود بودن و بلافاصله دنبال بهره برداری و شاخ و شانه کشیدن برای همدیگه . میدانم که آدمهای احمقی بودن که وقتی اون بچه ها بالا در حال زجر کشیدن بودن ، که وقتی این بچه ها کمک می خواستن – این افراد مشغول نطقهای احمقانه و نوشتن اراجیف در وبلاگ خود بودند . این آدمها بدانند که برای جامعه کوهنوردی خیلی پست تر از افراد پوچ و بیفایده هستند ...

این آدمها و حماقتشون حالمو بهم می زنه ...

و به آقای حبیبی در وبلاگ بیواک : من زمانی که شما  در بازگشت از صعود ترانگو لقب یک کار عادی را به آن صعود دادید اصلاً ناراحت نشدم چون معتقد بودم که شما نیز از منظر خود به قضیه نگاه می کنید . اما از اینکه کار این جوانان را حرکت انتحاری نامیدید بسیار متاسفم . صعود لهستانیها در مسیر زمستانه و تلفات دو نفری آنها از نظر شما کاری ارزشمند و صعود آلپی بچه های ما حرکتی انتحاری است ؟! من معتقدم بچه ها اشتباهاتی داشته اند ، ولی خواهش می کنم شما ، من و سایر دوستانی که تجربه ای در مورد صعودهای 8000 متری و از مسیر جدید نداشته ایم از پشت کامپیوتر و در اتاق گرممان در حالی که چای می نوشیم در مورد این صعودها اظهار نظر نکنیم . امیدوارم در موقعیتی که شما را ببینم بیشتر بتوانیم در مورد این قضیه صحبت کنیم ولی چون شما در مورد این صعود در فضای وبلاگی اظهار نظر کردید منهم در فضای وبلاگی جواب شما را دادم . با امید به آنکه افرادیکه در آن شرایط بوده و درک درستی از آن موقعیتها دارند در فضایی مناسب و بدون حاشیه ، اشتباهات و مشکلات آن برنامه را نقد کرده تا دیگر شاهد موارد اینچنینی نباشیم .  

و به مسئولان فدراسیون کوهنوردی : همکاری شما در پیگیری وضعیت بچه ها و کمک به آرشیها علی رغم ندادن مجوز قابل تقدیر بود ولی اظهارات اخیر شما در شرایطی که همه دنبال مقصر میگردند فقط خاکستر زیر آتش را بیرون انداخت . بهتر بود اینگونه نمیگفتید .


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٢/٤/۳۱


امروز سالگرد صعود برج بی نام ترانگو است . صعودی که با عاشقی و از خودگذشتگیهای فراوان اعضای تیم انجام شد . کار تیمی که بدون هیچ گونه نظارتی از بیرون و توسط خود نفرات تیم با موفقیت به اتمام رسید . مدتهاست تعدادی از عکسهای این صعود را با کیفیت اصل در اینجا گذاشته ام و این سالگرد فرصت خوبی است تا آن را در اختیار همه علاقمندان به دیواره نوردی قرار بدهم .

برای دیدن عکسهای کمپ پیشرفته تا طاقچه خورشید اینجا را کلیک کنید.

برای دیدن عکسهای طاقچه خورشید تا قله اینجا را کلیک کنید .

Today is the anniversary of Scaling the big wall of Trango Tower By Iranian team.Those members  did struggle and made a great effort to accomplish the job without any other supervision and actually they did a teamwork I've put some photos of the expedition so you could see them in original quality .

To see the photos from Advance Base Camp to Sun ledge , click here .

To see photos from Sun Ledge to summit of Trango Tower ,click here.. 

 

برای نفرات تیم آرش و دوستان خوبم در آن تیم که قصد به نتیجه رساندن کار بزرگی را دارند آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٢/٤/٢٤


دیدن گزارش برنامه های اینچنینی همواره برای من خوشحال کننده بوده خصوصاً آنکه دوستان خوبی مانند مجید قاسمی ، احسان دارابی ، امین معین و حامد حواله دار جزو اجرا کنندگان آن باشند . گشایشهای دیواره ای بلند در ایران بسیار محدود بوده و عموم افراد فعالیتهای سنگنوردی خود را محدود به تمرینهای روزمره و یا گشایش مسیرهای یک طوله می کنند . می خواهم با درج مجدد این گزارش در این وبلاگ ، بار دیگر به این دوستان خسته نباشید و دست مریزاد بگویم خصوصاً به خاطر ثبت این کار و تهیه کروکی مناسب از مسیر گشایش شده .

اصل گزارش در اینجا یا اینجا


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٢/٤/٥