قهرمانان گمنام اورست

اریک شیپتون Eric Shipton

قسمت اول ...

 اریک شیپتون

کوهنوردان زیادی هفته بعد به قصد صعود به قله اورست وارد منطقه می شوند  تا در مسیری قرار بگیرند که نیاکان و قهرمان کوهنوردی جهان سالها پیش طلسم آن را شکستند .  آمار صعود به قلل مختلف همیشه همراه با تراژدیها و داستانهای مختلف می باشد . و مسلماٌ در این میان بلندترین بام دنیا ، اورست ، نیز سهم عمده ای برای خود اختصاص داده است . شاید با مرور تاریخ اورست بتوان اریک شیپتون را بزرگترین قهرمان اورست نامید .

قسمت اول از سه قسمت :

ماجراجویی در تمام نقاط دنیا و کشف مناطق وحشی و غیر قابل دسترسی بشر ، برای او کار بزرگی بوده است . اریک شیپتون یکی از قهرمانان این داستانهای واقعی است . نام او در کتابهای تاریخی همواره به عنوان یکی از بزرگترین کاشفان و اولین پیشگامان صعودهای آلپی ثبت خواهد شد .

 

او یکی از اعضای تمامی چهار تیم اکسپدیشنی بود که برای یافتن مسیر صعود به قله در منطقه فعالیت می کردند و آنها در دهه 1930 توانستند مسیری را بیابند که بعدها هیلاری و تنزینگ راه صعود به قله را از آن مسیر پیمودند . به هر حال آن تیم بزرگ اکسپدیشن برای روحیه اریک خیلی جذاب نبود . او تصمیم گرفت که در تیمهای کوچک و کارآمدتر فعالیت کند . تیمهایی که با حداقل امکانات و سبکترین وسایل ممکن مسیر صعود خود را از میان کوههای سرسخت و سربه فلک کشیده می گشودند .

Eric Earl Shipton تصمیم گرفت صعودهای اکتشافی خود را آغاز کند . او در سال 1907 در سیلون ( سری لانکای فعلی ) به دنیا آمد ولی در مقام یک جنتلمن انگلیسی او برای تحصیلات به سرزمین مادری خود رفت . ولی انگلستان سرسبز ، برای ماجراجوییهای اریک فوق العاده کوچک بود . صعودهای او در آلپ برای او کافی نبود . او در سن 22 سالگی به آفریقا رفت تا زندگی او در مسیر جدیدی قرار بگیرد .

 

قله های صعود نشده : اولین کشف او

در آفریقا ، اریک صعودهایی انجام داد که مسیر زندگی او را کاملاٌ عوض کردند . اریک جوان به قله صعود نشده کنیا علاقه زیادی نشان می داد .

 

کشف دوم : سادگی

اریک جوان متوجه شد که چقدر می تواند یک صعود و هزینه های آن قابل تحمل باشد اگر بتواند به همه چیز خیلی ساده نگاه کند و سخت نگیرد . او صعود به قله کنیا را فقط با 40 پوند انجام داد .

 

سومین کشف او : یک دوست

سومین کشف او پیداکردن دوستی بود که هیچگاه از هم جدا نشدند و به مانند یک روح در دو بدن برای همیشه ماندند . او کسی نبود جز Harold William Tilman . در استراتژیهای صعود ، این دو تفکری مشابه همدیگر داشتند .

 

از کنیا تا هند .

بعد از ملاقات آن دو با یکدیگر ، آنها به سمتی رفتند که در سرشتشان رقم خورده بود . آن دو به قله کنیا برگشتند تا تراورس بین دو نقطه مشکل این قله را کامل کنند . اریک 3 سال در آفریقا بود و در این مدت توانست این قله را  از 4 مسیر مختلف صعود نماید . ولی روح آزاد اریک به زودی او را به سمت سرزمینهای تازه کشاند . در سال 1931 او خود را در یک تیم برای صعود به قله kamet  یافت . این قله 7756 متری بلندترین نقطه ای بود که بشر تا آن زمان به آن دست یافته بود . این تیم توسط شخصی به نام Smythe رهبری می شد .

سحر و جادوی اورست ...

شیپتون به آفریقا برگشت تا در آنجا به همراه تیلمن پیمایشی بر روی خط الراس Ruwenzori  داشته باشد . ( این خط الراس توسط برتون  به قلل ماه نامگذاری شده بود . ) این صعود در اوگاندا انجام شد . ولی سحر و جاذبه هیمالیا او را جذب خود کرده بود .

در سال 1933 Smythe  بار دیگر از اریک تقاضای همکاری در یک تیم صعود بزرگ را نمود . هدف این بار چیزی نبود جز بام دنیا ... اورست . تیم صعود خود را از تبت شروع کرد . ( نپال تا سال 1950 بر روی افراد خارجی بسته بود و اجازه هیچ صعودی داده نمی شد . ) و اریک توانست تا ارتفاع 8400 متری دست یابد . هیچ مشکلی نبود . او جوان بود و جویای نام و فرصتها برای او بسیار زیاد بودند .

 

ادامه دارد ...

منبع :

http://www.mounteverest.net/story/ExWebseriesEverestunsungheroes-EricShipton,part1Mar182005.shtml

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٤/۱/۱