چند تا فرق بین آدم بزرگا و آدم کوچیکا ...

آدم کوچیکا وقتی توی خیابون راه می رن همش دارن به بالا نگاه می کنن و دوست دارن که به سمت بالا برن و برای همین هم هست که مدام زمین می خورن . آدم کوچکها پرنده هایی رو می بینن که از این ور به اون ور پرواز می کنن . آدم کوچکها ابرهایی رو می بینن که هر کدومشون به یک شکلی هستن . آدم کوچکها می تونند ستاره ها رو بشمارن و با ماه صحبت کنن . آدم کوچکها می تونن رنگ آسمون رو قشنگ ببینن .

اما آدم بزرگها وقتی توی خیابون راه میرن همش نگاهشون به زمینه یا به آدم بزرگهای دیگه . اونا الگوهاشون زمینیه . آدم بزرگها خیلی کم پیش میاد که پرنده ای رو توی آسمون ببینن . آدم بزرگها به شکل کفشهاشون خیلی اهمیت میدن چون تمام روز دارن بهش نگاه می کنن . آدم بزرگها خیلی وقته که ستاره ها رو نشمردن . اونا خیلی وقته که با ماه صحبت نکردن.  شاید خیلی وقت هم باشه که اصلاٌ شکلی از توی ابرها در نیاوردن ...

آدم کوچیکا فکر حال هستند و آدم بزرگها همش در حال محاسبه آینده . اونها یک لحظه از محاسبات خود دست برنمی دارن . چون آینده همش در حال تغییره و اونا هی بایس محاسباتشون رو از سر انجام بدن . بعضی مواقع محاسباتشون درست از آب در میاد  و بعضی مواقع اشتباه . به هر حال حسابگرهای خوبی هستن . اما آدم کوچیکها کمتر حسابگری دارن . هدفشون اینقدر براشون قشنگه که بدون هیچ تردیدی به سراغش می رن . براش اینقدر ارزش قائلند که هیچ وقت از شکست نمی ترسن حتی اگر بارها زمین بخورن باز هم بلند می شن و به راه خود ادامه میدن .

آدم بزرگا دوست دارن همه چی رو توی خودشون خالی کنن . بیشتر مواقع اعصابشون خورده . حرفهای دیگران را نمی شنوند . احساس می کنن که در این دنیا همه بارها به دوش خودشونه ... ولی آدم کوچیکها اگر ناراحت بشن گریه می کنن و اگر خوشحال بشن می خندن . ولی گریه آنها آنقدر پاکه و خنده آنها اونقدر شادمانه که همیشه راحتن ... هرچیزی توی دلشون هست رو نمی تونند از دیگران مخفی کنن . میدونن که توی این دنیا همه چیز دست یافتنیه ...

... و خیلی چیزهای دیگه ...

از همه مهمتر : آدم بزرگها آدم بزرگند و آدم کوچیکها آدم کوچیک !!

کوهی در دوردستها ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٤/۱/٢٧