میدونی ... اون زمونا وقتی تازه شروع کرده بودم به سنگنوردی و اشتیاق زیادی وجودم را پر کرده بود با نوشته هاش آشنا شدم . اول به دست خط هاش عادت کردم و مطالبش رو دنبال می کردم . اولین بار هم توی بندیخچال دیدمش . موقعی که با یه پیتزا و یه نوشابه نصفه شبی پا شده بود اومده بود بالا برای سنگنوردی . حالا از اون موقعها خیلی گذشته . اون الان یه جای دیگه است . بعضی وقتها یه سری به نوشته های قدیمیش می زدم ولی واقعیتش دلم می گرفت . چون دور بودنش سخت بود . گرچه اون موقع هم که بود مخالف و موافق زیاد داشت . خیلیها حرفهای مختلفی می زدند ولی چه اهمیتی داره . اون کار خودش رو کرد و جا داره که هیچ وقت افرادی مثل علی پارسا رو که برای علمی کردن کوهنوردی زحمت کشیدن فراموش نکنیم . از اینجا می خوام بهش بگم که هر جایی هستی ... اگه کوه داره و نداره ... اگه خوش می گذره یا سخت ... هر طوری که هست ... بدون که ارزش کارهات از بین نرفته ...

و این هم یکی از نوشته های قدیمی وبلاگش :

 همیشه آسمان زیبایی هست ...

همیشه کوه بلندی هست ...

همیشه یخچال های باشکوهی هستند ...

جایی هست جایی همین دورو بر .

و همه این سکوت و آرامش در انتظار است . شاید به فاصله ای نه چندان دور . یک روز دوروز شاید هم یک هفته .

اما این فاصله را فقط خواستن پر می کند .

اینکه بخواهی بروی

اینکه حسابگر نباشی

اینکه قدم در راه بگذاری و بروی . بروی تا آن بالا تا آنجایی که می شود بالا رفت و بعد ...

حتماٌ کوه دیگری آسمان دیگری هم هست که تو را صدا کند . جایی که دلت هوایش را بکند و بگویی ببار ... آسمان

ببار

همین .

؛ و اگه دوست داری یه سری به وبلاگش بزن . اگه نوشته هاش رو دوست داری خوشحالت می کنه ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٦/۸/٧