هی ‌‌رفیق ... یه مدتیه که هیچی تو این وبلاگ نذاشتم ... میدونی آخه یه جورایی دارم شال و کلاه زندگی م رو آماده می کنم ولی خب خیلی تو فکر صعودم ... تو فکر بالا رفتن از کوههای قشنگ توی زمستون و برف کوبی و خوابیدن توی چادر و سگ لرز زدنهایی که تنهادلیلش وسایل بدت بود ... ای بابا .نمیدونم زندگی بهم چی رو نشون میده ولی دوباره بر می گردم به اون محیط ...  دیروز داشتم وبلاگ بهنام رو می دیدم رفته بود سمت عظیمیه اسنوبرد ... راستشو بگم دلمو بدجوری آب کرد آخه میدونی این رشته همیشه یکی از أرزوهای من بوده ولی به خاطر هزینه های بالا و مشکلاتی که داشتم نتونستم هیچ وقت به صورت مستمر دنبالشو بگیرم . ولی خوب داش بهنام قند تو دلم آب کردی. عکسات هم خیلی قشنگ بود . اما بچه های گروه هم ظاهراٌ این هفته رفتند هملون یخ نوردی بی مراما نکردن یه زنگ به ما بزنن ...

بهنام  در حال اسکی


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٦/۱۱/٢٠