روز سوم و چهارم :

صبح زود از خواب بیدار شدیم . تمام شب یه تیکه سنگ زیر کمرم بود که باعث شده بود کمر درد بگیرم . نه چایی در کار بود نه صبحانه . بلافاصله وسایل را جمع کرده و قرار شد در طول مسیر و در حین آماده کردن کارگاهها صبحانه را میل کنیم . مواد خوراکی به مقدار کافی داشتیم اما آبی که داشتیم بسیار کم بود و آن را از روز قبل جیره بندی کرده بودیم . مسیر را ادامه دادیم و کمی جلوتر به آبشار بلندی رسیدیم . کف آن آب زلالی به نظر می رسید ولی با فرود به داخل آن با قورباغه هایی که مشغول شنا بودند مواجه شدیم . در راستای دره به حرکت خودمان ادامه می دهیم و چند آبشار دیگر را نیز رد می کنیم . ارتفاع این آبشارها از 20 متر تا 30 متر متغیر است . با صدای بلند SHIIIIIIIITttttt سعید به سمت جلو می دویم و آبشار بسیار بلندی روبه رویمان ظاهر می شود . یک آبشار با طول حدود 65 متری که به یک فرود دو مرحله ای نیاز دارد . در مرحله اول یک درخت را به عنوان کارگاه استفاده می کنیم اما برای مرحله دوم دورول کوبیده و فرود را تا قسمت پایینی آبشار ادامه می دهیم . دره بسیار زیباتر شده و تنوع آبشارها و حوضچه های عمیق آنها بسیار جذاب است . بعد از عبور از چند آبشار دیگر به یک آبشار 25 متری دیگر می رسیم . باورتان نمی شود که در صورت بودن آب ، حوضچه این آبشار می تواند به محلی برای برگزاری مسابقات جهانی شنا تبدیل شود . صخره ای بسیار بزرگ که مسیر عبور آب را بسته و حوضچه ای با بستر سنگی و عمق حدود 6 متر و طول و عرض بزرگ فراهم نموده است . حتی شاید بشود این آبشار را از قسمت بالای آن به سمت پایین پرید . در ادامه مسیر از تعداد زیادی آبشارهای 2 تا 4 متری عبور کرده و از بیشه زار هایی که فقط 1 متر جلوتر خود را می بینیم رد می شویم . بچه ها شروع کردند به خوردن تمشک . کم کم بوی لاشه ای به مشام می رسد . آهویی از ارتفاعات جنوبی دره و از صخره ها به پایین پرت شده و تمام طبیعت در حال تجزیه سریع جسد او هستند . بلافاصله از این منطقه رد شده و کمی جلوتر بالاخره به رویای خود می رسیم . آب از دل زمین بیرون زده و با حجمی نسبتاً مناسب در پیمایش دره با ما همراه شده است . همچنین آب چشمه ای که از خزه های سمت شمال دره به پایین می ریزد نقطه توقفی برای بی آبی ما شده است . ظرفهای آب را پر می کنیم  و خنکای آب بدرقه راه ما تا انتهای دره است . در ادامه از چند آبشار کوتاه 3 متری عبور کرده و حتی امکان پرش به حوضچه این بار پر آب برخی از آنها نیز وجود دارد . کمی هم با بچه ها شوخی کرده و طناب فرود آنها را کوتاه گرفته تا پرشهای آنها را ببینیم . یک آبشار 8 متری را نیز فرود رفته و کمی جلوتر به یک آبشار 30 متری می رسیم با نمایی فوق العاده زیبا و باز از جنگلهای مازندران . در پایین آبشار ، حوضچه ای زیبا به طول 6 متر و عرض 5 متر تشکیل شده است که زیبایی آبشار را دوصد چندان می کند . چاره ای جز پریدن به داخل حوضچه وجود ندارد . کمی جلوتر به یکی از زیباترین آبشارهایی که در طول عمرم دیده بودم می رسیم . آبشاری آذین بندی شده به خزه های سبز که با مهارت و دقت خاصی تزئین شده اند .طول آبشار حدود 30 متر و زیبایی آن وصف نشدنی است . این آبشار را نیز با یک کارگاه دو روله آماده کرده و فرود می آییم . فرودی که شاید جزو زیباترین فرودهای مسیر می باشد . در پایین آبشار زیبایی دره چندین برابر شده و ما هم به همراه آب و داخل آن حرکت خود را به قسمتهای انتهایی دره ادامه می دهیم . با توجه به اطلاعات GPS تا آبشار آخر دره 200 متر بیشتر نمانده اما این 200 متر سراسر پوشیده از آبشارهای خزه بسته و سبز و زیبا است که رد شدن از هر کدام از آنها زمان نسبتاً زیادی را می طلبد . در ادامه به یک آبشار 15 متری می رسیم که برای عبور از آن چاره ای جز رول کوبی وجود ندارد . رول مسیر را آماده کرده اما هوا گرگ و میش است و با توجه به آنکه ممکن است با ادامه مسیر مجبور باشیم شب را در بین آبشارهای پر از آب سپری کنیم تصمیم به شب مانی در همان نقطه می گیریم . از مسیر آب خارج شده و کمی ارتفاع می گیریم و بالاخره اولین شواهد از حضور انسان را در این دره مشاهده می کنیم . سنگ چین هایی که جهت شب مانی شکارچیان در منطقه ایجاد شده است .یکی از آنها را آماده کرده و مجدداً آتش ولی اینبار همراه با آب فراوان و غذای فراوان و جای شما خالی ...

صبح زود از خواب بیدار شده و از کارگاهی که شب قبل آماده کرده ایم فرود می رویم . با رسیدن به آبشار بعدی متوجه می شوم که این آبشار همان صخره بزرگ است که من بارها در آن شنا کرده ام و در واقع ما به آخرین آبشار در انتهای دره مور رسیده ایم . برای این آبشار نیز یک کارگاه دو روله آماده می کنیم و فرود همراه با پرش در آب عمیق حوضچه آبشار می باشد . پس از فرود کمی هم در این آبشار شنا کرده و سپس آبشار کوتاه 3 متری آخر را نیز پریده و وارد پاکوب مسیر کجور سی سنگان می شویم . حدود 2 ساعت هم طول می کشد تا خود را به ده ملاکلا برسانیم . در آنجا با شانسی عجیب یک وانت گیر آورده و خود را جاده ساحلی رسانده و از آنجا هم با مینی بوس به نوشهر می رویم .ساعت 6 به سمت کرج حرکت کرده و ساعت 10 شب با بدنهای خسته ولی دلتنگ از اتمام برنامه به کرج می رسیم ...

ادامه دارد ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/٤/٢٢