اگه یه چند تا جوون با ظاهر مقبول در جامعه رو دیدید که دارند توی خیابون و کنار رودخونه ظرف ١.۵ لیتری نوشابه جمع می کنند فکر نکنید که اونها می خواند از این راه پولدار بشند یا مخشون ایراد پیدا کرده ... شاید اونا می خوان یه قایق بسازن برای رودخونه نوردی ...

توربین اسمیه که سال ٨۶ براش انتخاب کردیم . اولین بار اسمشو گذاشتم آلفا . قایقی که با ظرفهای ضایعاتی نوشابه ساخته می شه . باور نمی کنید . این قایق تونسته کل سفید رود رو از سدمنجیل تا کوچصفهان طی کنه . اما در مورد نحوه ساخت این قایق می تونید مراجعه کنید به اینجا

اما اینبار تصمیم جدیدی گرفتم . تصمیم برای پیمایش رودخونه کرج . از بعد از خوزنکلا تا پل بیلقان . رودخانه کرج با سفید رود قابل مقایسه نیست . رودخانه ای با شیب زیاد و فشار آب بالا و سنگها و درختان بیشمار که برفراز و داخل رودخونه قد علم کردن . با حساب ریسک بالای این برنامه تیم کوچک ما برای اینکار آماده شد . سعی کردیم تا جایی که میشه از لوازم ایمنی جهت جلوگیری از آسیب استفاده کنیم . اما در مورد رودخونه بگم . با سرعت فوق العاده بالا در امواجی که بدلیل وجود سنگها تا ١.۵ متر جابه جایی عمودی را با فشار آب و پاشش آب  به سر و صورت و بارها پرت شدن از روی قایق به داخل آب و درگیری با آب و همچنین ریسک برخورد با درختان و شاخه های آنها که چندین بار هم اتفاق افتاد ، از مخاطرات این رودخانه هستند . به جرات می تونم بگم که اجرای این برنامه رو به کسی پیشنهاد نمی کنم چون شدت سرعت و فشار آب به حدی است که کنترل چندانی بر مسیر حرکت وجود ندارد . تنها سماجت ما و اصراری که داشتیم توانستیم نیمی از مسیر را طی کنیم . در طول این مسیر و در قسمتهای انتهایی بهنام با یک موج بلند از روی توربین به آب پرت شد و از ٢ کیلومتر انتهای مسیر که واقعاً وحشتناک بود بی نصیب ماند . حرکت با سرعت بالا همراه با بالا و پایین شدنهای متوالی ولی ما مثه کنه چسبیده بودیم به توربین و در نهایت در وینه از رودخونه بیرون آمدیم . دلیل این تصمیم هم ریسک بالای ادامه رودخونه به دلیل وجود شاخه ها و آشغال فراوان بود . اینم چند تا عکس از برنامه . از مناطق خروشان نتونستیم عکسی تهیه کنیم .

 

پی نوشت :

هنوز بدنم از ضربات برخورد با سنگها  و فکم از برخورد با درخت تو رودخانه درد می کنه !

از همراهی علی بادپر و بهنام عندلیب که همسفران جسوری در این ١.۵ ساعت بودند خوشحالم و ازشون تشکر می کنم .

یه تیکه رودخونه در حالیکه با خروشانها درگیر بودیم از طرف تعدادی از بچه های کنار رودخانه مورد حمله قرار گرفتیم . آنهم توسط بطری نوشابه و سنگ !

با عبور از ویلاهای پشت وینه گاهاً صحنه هایی دیدیم که نباید میدیدیم ! بهنام دائم در حال معذرت خواهی بود :)

در صورتیکه از وسایل ایمنی استفاده نمی کردیم احتمالاً‌چیزی از ما باقی نمی ماند . به هر حال اجرای مجدد این برنامه توصیه نمی شود !


 

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/٥/٢٤