صبح زود با حسن گرامی هماهنگ کردم . بعد از کلی غرو غر که بد آدرس دادی بالاخره میاد دنبالم . توی تاریکی شب این شهر کثیف و نامرد رو ترک می کنیم . شهری که آدماش به جای فکر راجع به کارشون دنبال قیمت دلار و سکه و طلا و کلاه گذاشتن سر همدیگه هستن . تمام دروغها و ناروها رو پشت سر می گذاریم تا در تاریکی شب این پلیدی رو که مجبور به زندگی توش هستیم ترک کنیم ...

نزدیکای صبح است که به رستوران کوهستان می رسیم . بچه ها اکثراََ آمده اند . حسین بلند اختر که زحمت زیادی برای این برنامه کشیده و سرپرست است شروع به ارائه توضیحات در مورد نحوه انجام کار می کند . نفرات تیم همه حضور دارند به جز حمید امیری که درگیر امتحانات است و جایش واقعاَ خالی است . حمید دوست داشتنی ... حسین برگه های آب و هوا و همچنین برگه های گزارش برنامه رو به تک تک بچه ها میده و توضیحاتی راجع به نحوه پرکردن اونا ارائه می کنه . نظم و دسیپلین حسین بی نظیره ...

صبحانه خورده و رستوران را به سمت آبشار ترک می کنیم . تیم های اول من و سعید و مجتبی و شهرام هستند . ما کمی زودتر با کوله بار سنگین خود را به پای آبشار می رسانیم . ساعت ایکس تن جدید که دارم تستش می کنم بهم میگه که مختصات آبشار اینه .:

N 35.87399 , E 52.21986  ( فرمت مختصات بر اساس دسیمال است )

کرامپون ها رو می پوشم . بعد از آخرین نوا که پارسال بود اصلاً سر طناب یخ صعود نکرده بودم ولی این چیزا هیچ وقت برام مانع نبوده . سعید آماده حمایت شد و تبر اول رو که زدم به یخ باهاش ارتباط برقرار کردم . تبرهای بعدی و کرامپونها را سعی می کردم با نظم و ریتم خاصی بکوبم تا صعودم دلچسب بشه . پیچ اول رو نصب می کنم . یخ خرخر کنان از داخل پیچ بیرون می زنه و نشون دهنده اینه که پیچ مطمئن نشسته . مسیر رو ادامه میدم و از درون دهلیز دوست داشتنی نوا خودم را به سمت بالا و کارگاه اول که در فاصله 40 متری از کف قرار گرفته می رسانم . سعید را حمایت می کنم و او نیز خود را به من می رساند . طول 2 که یک  طول 15 متری است را سعید صعود می کند . به کارگاه قدیمی سیم بکسل روی طاقچه خود را رسانده ایم . نفرات تیم در پایین با زحمت فراوان مشغول حمل بارها و برپایی کمپ می باشند . همه اونها در وجود ما هستند و با هم مشغول صعود هستیم . طول 3 را شروع می کنم . یک طول 25 متری 90 درجه با شرایط جالب و هیجان انگیز برای صعود سر طناب . سعی می کنم تا جایی که می تونم نیش کمتری بکوبم ولی یخ سرسخت این اجازه را به من نمی دهد . پیچ یخها رو نصب می کنم تا پس از صعودی حدود 30 متر خود را به محلی که برای کارگاه مناسب است می رسانم . در این قسمت یک کارگاه معلق زده و طناب خود را فیکس می کنم . بنا به خواسته حسین از همین قسمت پایین می آیم تا شروع به نصب پرتلج در قسمت کلاهک زیر یخ ها نماییم . عباس محمدی و پژمان زعفری آماده انجام این کار هستند . آنها یک کنج زیبا را تا زیر کلاهک صعود می کنند و پرتلج را در آن قسمت نصب می کنند . با انتقال بارها با کمک سعید و مجتبی و شهرام به طاقچه شرایط جهت شب مانی عباس و پژمان در پرتلج مناسب است . طاقچه را به سمت پایین فرود می آییم تا این دو مرد را در شبی سرد زیر یخ های معلق تنها بگذاریم . ..

روز دوم : صبح بیدار می شویم . قرار است کنجی که عباس رفته را از قسمت چپ صعود کرده و مسیر را در بیاریم تا محمد حاج ابوالفتح که یکی از عکاسان و فیلمبرداران تیم است بتواند تصویر مناسبی تهیه کند . این بار با حسن گرامی خود را به طاقچه می رسانیم . حسن سر طناب و من این بار ته طناب  . روی طاقچه با حسن درگیرم تا بالاخره او را قانع می کنم که من این طول را سرطناب صعود کنم . با ضربات تبر خود را به زیرکنج می رسانم . یک میانی نصب می کنم . محمد نمایی از من دارد که در پشت تصویر کوه دماوند زیبایی خود را به رخ ما می کشاند . مسیر را از زیر کنج ادامه می دهم و خود را از قسمت عمود به بالا می رسانم . کارگاه معلقی زده و عمو حسن را حمایت می کنم . طول بعدی عمو حسن بدون اینکه بپرسد شروع می کند . سعید و محمد میرمطهری و حسین هم از قسمت چپ آبشار خود را به کارگاه 3 رسانده اند . با حسن مسیر را ادامه می دهیم . هوا دیگر گرگ و میش است و رو به خرابی گذاشته . در قسمت بالای تاج یخچال دو کارگاه آبالاکوف زده و یک فرود 50 متری دلنشین میاییم . در طول این روز نیز بچه های تیم در حال نصب پرتلج دوم بر روی پیچ یخ بودند و همچنین در مورد کارهای عکاسی و آماده کردن کارگاهها فعالیت می کردند . محمد و فرشاد قرار است در پرتلجی که روی پیج یخ نصب شده است شب مانی کنند ( فکر کنم این کار برای اولین بار در ایران انجام شد )

روز سوم : صبح زود عباس محمدی و پژمان برای صعود از تاج آبشار آماده حرکت می شوند . من و حسن و حسین بلند اختر به سمت جاده می رویم تا وسایل تیم فیلمبرداری را به بالا منتقل کنیم . وسایلی فوق العاده سنگین و بد بار ...

وسایل را به سمت پایین دهلیز منتقل می کنیم و با استفاده از تجهیزات مناسب تکه فیلمی مناسب از صعود سر طناب و پاندولی تهیه می کنیم . در این میان عباس و پزمان نیز به سمت پایین فرود آمده و به همراه بقیه بچه های زحمت کش تیم مانند مهدی فرهادی ، فرشاد میجوجی ، سعید محمودی ، شهرام عباس نژاد و محمد میرمطهری پس از ترمیم کارگاهها و زنجیر کردن آنها و همچنین جمع کردن پرتلج به سمت پایین می آیند . وسایل را جمع کرده و به سمت پایین حرکت می کنیم . شب شهر را ترک کردیم و شب دوباره به شهر برمی گردیم . شهری که قیمت ارز و طلا در طول این سه روز در آن افزایش چشمگیری داشته ... چی بگم ؟! ....

در طول این برنامه کارهای زیر تمرین شد : 

صعود سرطناب کلیه قسمتهای یخشار 100 متری نوا

بارکشی در قسمتهای مختلف یخشار

صعود بر روی طناب ثابت و بالاکشی و تکنیکهای بالاکشی

نصب و برچیدن پرتلج و شب مانی بر روی پرتلج ( 4 نفر )

انجام فیلمبرداری و عکاسی حرفه ای برای اولین بار  بر روی آبشار یخی نوا

آموزش  و مرور تکنیکهای یخ نوردی

نفرات  تیم : حسین بلند اختر ( سرپرست ) ، عباس محمدی ، حسن گرامی ، شهرام عباس نژاد ، مهدی فرهادی ، مجتبی ثقفی ، محمد میرمطهری ، حاجی نجفی ، فرشاد میجوجی ، سعید محمودی ، علی کریمی ، پژمان زعفری و حمید شفقی

عکاسان تیم : محمد حاج ابوالفتح و یکی از دوستان حسین که اسمش را فراموش کردم .

با تشکر از اسماعیل که مهمان زحمت کش برنامه بود . همچنین ممنون از عامر و دوستش که روز اول در انتقال بارها کمک فراوانی کردند .

عکسها در ادامه مطلب ...


این تیم می خواد کار بزرگی انجام بده ... به امید خدا

سعید و من در کارگاه 2 و طاقچه یخشار

گذر آب از زیر یخ رو اگه دقت کنی می بینی ...

میدندورف تیم ...!

دو شب فوق العاده سرد رو سپری کردیم ...

پرتلج نصب شده زیر کلاهک یخی !

نظم و ترتیب حسین را می تونید با دقت در تصویر ببینید ...

صعود کنج معروف به عباس محمدی ... فشار این طول واقعاً دوست داشتنی بود .

بلک دیاموند باید به خاطر این عکس اسپانسری این برنامه رو قبول کنه ؟! نه ؟

دماوند که گاهی از پشت ابر و گاهی رودررو ما را تماشا می کرد ...

کارگاه معلق طول 3 و بجه ها که پایین در حال آماده کردن پرتلج دوم هستند .

طول 4 مسیر ، صعود در هوای خراب و فوق العاده سرد ..

پرتلج دوم کاملاً روی پیج یخ نصب شده !

خسته نباشی حسین عزیز و همه بچه های زحمت کش تیم ...

به امید موفقیت ...

در همین رابطه بخوانید در وبلاگ ترانگو

فعلاً همین


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱۱/۳