گزارش صعود اکسپدیشن دیواره نوردان اسلوونی سال 2006

تیم زنان

صعود کنندگان : تینا دی باتیستا(1) ، تانجا گرمووشک(2) ، الکساندرا وولگرا (3)

ترجمه ای آزاد از حمید شفقی بر مبنای گزارش نوشته شده توسط تانجا

 مقدمه مترجم : در سال 2006 تیمی 9 نفره از برترین دیواره نوردان اسلواک جهت صعود در منطقه ترانگو عازم کشور پاکستان می شود . این تیم در منطقه ترانگو به سه قسمت تقسیم شده که تیم زنان آن ، قصد تکرار صعود از مسیر اسلووانی را دارند  . رزومه نفرات این تیم به شرح زیر می باشد :

تینا دی باتیستا : یکی از برترین صعود کننده های کشور اسلوونی در سالهای اخیر می باشد . او در سال 2004 موفق به صعود برج فیتز روی شد و در سال 2006 برج بی نام ترانگو را صعود کرده است . تینا اکثر مسیرهای دشوار یخ ، سنگ و میکس را در منطقه آلپ ، امریکا ، پرو ، شیلی ، آرژانتین و نپال را صعود کرده است . درجه صعود طبیعی او در سنگنوردی 8a می باشد. او گاید بین المللی کوهستان در اسلوونی می باشد .

 تانجا گرمووشک : او نیز یکی از برترین آلپینیست های اسلوواک در طی چند سال اخیر می باشد . صعود برج سروتوره در 2005 و برج بی نام ترانگو در سال 2006 در کارنامه او می باشد . او نیز در کشورهای مختلف صعودهای سختی انجام داده و جزو برترین صعود کننده های دنیا به شمار می آید . در صعود میکس درجه صعوداو M9 می باشد .

الکساندرا ووگلرا : او ، جزو صعود کننده ها و آلپینیستهای اسلوواک در چند سال اخیر بوده و مسیرهای دشواری را در سالهای اخیر صعود نموده . برج بی نام ترانگو و مسیر اسلوونی بزرگترین فعالیت زندگی او بوده است . او همچنین مادر یک پسر به نام ماتیچا می باشد .

  گزارش صعود به قلم تانجا :

10 روز طولانی و خسته کننده طول کشید تا خود را به کمپ اصلی ترانگو برسانیم . تعدادی از ما با آشپزخانه کثیفی که در بیس کمپ ایجاد شده بود مشکل داشتیم و دچار اسهال و بیماریهای دیگر شدیم که برای برخی تا آخر برنامه همراهشان بود . در طول زمانی که در کمپ اصلی بودیم هوای بسیار خرابی داشتیم . تنها دو روز هوا صاف بود و بقیه روزها از صبح تا ظهر هوا صاف بود و بعد از ظهر به ناگاه شرایط تغییر می کرد و هوا سرد می شد و همیشه همراه با بارش باران یا برف بود . باران ، برف و برف آورد ناشی از بهمن ها در منطقه ره آورد ما در کمپ اصلی بود . مجبور بودیم منتظر هوای خوب بمانیم . برای هم هوایی ، دو بار آبریز ترانگو را تا بالا پیمایش کرده  و به پایین برگشتیم . همچنین ما قله ترانگوی بزرگ(4) را از مسیر SELTER _ WOOLUM در گرده شمالی صعود کردیم . این مسیر با شیب بین 40 تا 60 درجه ( در پرشیب ترین قسمت 80 درجه ) می باشد .

اما برنامه اصلی ما در این سفر چند روزه صعود مسیر شعله های ابدی(5 ) بود . برف تازه این مسیر راپوشانده بود  . هدف ما صعود بدون هیچگونه کمک و به شیوه آلپی با کمترین میزان تجهیزات و سبکترین حالت بود . همچنین هدف ما این بود که به سلامت صعود کرده وبه سلامت نیز برگردیم . تیم صعود ما یک تیم سه نفره بود و عموم بارها بین دو نفر ته طناب تقسیم شده بود . ما دو کیسه خواب به همراه داشتیم به همراه یک گاز خوراک پزی ، یک جفت تبر و یک جفت کرامپون . ما عموماًطولهای پایین را به صورت طبیعی صعود کردیم تا قبل از آنکه به طولهای سرد و میکس بالاتر برسیم . در قسمتهای بالاتر ، عموماً به صورت میکس صعود خود را انجام دادیم و در بین آن هر جا امکان داشت  به صورت طبیعی صعود می کردیم تا سرعت انجام کار بالاتر برود . ما توانستیم ظرف مدت 3 روز به شیوه آلپی خود را به قله برج بی نام برسانیم . روز اول هوای مناسبی نداشتیم بنابراین ما تلاش کردیم تا ذهن خود را آسوده نگه داریم و تا جایی که امکان داشت صعود کردیم . روز دوم توانستیم با تلاشی سرسختانه به صورت معجزه آسایی خود را به طاقچه بزرگ مسیر ( بعد از طول 23 برسانیم ) شب مانی سخت ما در محلی که فقط برای یک نفر جا داشت با سرمای شدید و لرزه هایی که یک لحظه از بدن ما بیرون نمی رفت به صبح رسید . ما خوب به کروکی مسیر توجه نکرده بودیم و طول 20 و 21 را از قسمتی دیگر صعود کرده بودیم . روز سوم در ابتدای روز هوای صاف داشتیم ولی در ادامه بادهای کشنده در منطقه قصد داشت ما را از روی دیواره پرتاب کند . 9 سپتامبر 2006 ساعت 9 شب ما به قله رسیدیم . تقریباً دیگر هیچ انرژی در بدن ما باقی نمانده بود اما منظره زیبای ماه مارا محو خود کرده بود . ما در حالیکه 2000 متر بالاتر از کمپ اصلی خود ایستاده بودیم با چشمانی گریان همدیگر رادر آغوش کشیدیم . ما آن را انجام دادیم " انشاالله "(6) ساعت 2 صبح ما توانستیم خود را به جشنی که توسط علی برای ما گرفته شده بود برسانیم . همه خوشحال بودیم و همنوردان خود را در آغوش می کشیدیم .

وقتی که به صعود خود نگاه می کنیم می بینیم که توانستیم کار عظیمی را انجام دهیم . ما سرمای زیاد و سختی صعود زیادی را تحمل کردیم . تعدادی از انگشتان دست و پای ما سرمازده شد . در طول صعود همواره بر روی یک لبه حرکت می کردیم " ادامه بدهیم یا برگردیم" اما هیچ کدام از ما سه نفر حرفی نمی زد و فقط کار خود را انجام می دادیم . ما همواره به فکر صعود طول بعدی بودیم که چه اتفاقی در آنجا در انتظار ما است ؟ یک صعود سخت و زیبا ، بر روی یک لبه زیبا ، بر روی یک برج بی نظیر و دختران زیبایی که همدیگر را در آغوش کشیده بودند .

بعد از ۵ روز فعالیت ... آنها خسته اند ولی از موفقیت بدست آمده شادند ...

 

ترانگوی بزرگ

 

کروکی مسیر شعله های ابدی ( گشایش توسط ولفگانگ گولیچ )

 

 

حلقه اتحاد

 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱۱/۱۳