توی این گیرو دار درس خوندن و کار و تمرین ، اخبار صعود پروانه کاظمی رو دنبال می کردم . تلاشهای فراوان و هوای خراب و قله که با غرور از اجازه صعود امتناع می کرد . پروانه کاظمی قبل از این ثابت کرده بود که کاملاً کوهنوردی توانا و خوش فکر است و می تواند در مورد شرایط جسمانی خود به طور صحیح تصمیم گیری کند . اما در این مرحله چه تصمیمی مناسبتر بود ؟ صرف هزینه های فراوان ، وقت زیاد و تلاش فراوان بدون نتیجه ؟ او که تمرینات زیادی را برای این صعود انجام داده آیا باید به راحتی از این صعود صرفنظر کند ؟ در بازگشت چه پاسخی برای جامعه کوهنوردی خواهد داشت ؟ هزینه های فراوان او در راه این صعود مستقل بی نتیجه بماند ؟ در جمع کوهنوردان از عدم صعود خود سخن بگوید ؟ و .... سوالهای بیشمار بیشتری که در شرایط حساس و ملتهب در ارتفاع بالای 8000 به ذهن آدم می رسد و قله ای که به سان معشوقه ای دلبری می کند و کوهنورد را به چالش می طلبد ... پروانه کاظمی یک برنده است ... او بر روی این احساسات و خواسته های زودگذر پا گذشت و تصمیم به بازگشت گرفت . او کاری کرد که خیلیها نمی توانند تصمیم درستی در مورد آن بگیرند . شاید اگر به جای این تصمیم درست ، تصمیمی احساسی می گرفت الان وضعیت اینطور نبود ...بسیار خوشحالم که می تونم دوباره چهره خندان و پرانرژی پروانه کاظمی را ببینم . او نشان داد که اهمیت گرفتن تصمیم درست در رسیدن به هدف ضامن موفقیت است نه فقط داشتن پشتکار و اصرار بر هدف ... تو یک برنده ای ...

ای کاش جعفر هم تصمیم درست را می گرفت ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٢/۳/۱٢