این نوشته، مطلبی است که در ایام عید امسال آن را نگاشتم . با توجه به حال و هوای این روزها لازم می دانم این نوشته را منتشر کنم .

"

این روزها ، مطالب جالب توجهی از صعودهای فنی و دیواره نوردی در سرتاسر دنیا ، توسط مدیران وبلاگهایی ارزشمند که وقت زیادی را جهت ترجمه و ویرایش این مطالب صرف می کنند آماده و به صورت رایگان و عموماً از طریق وب در اختیار عموم خوانندگان و علاقمندان قرار می گیرد . این حجم اطلاعات و به روز بودن یکی از نیازهای کوهنوردی روز دنیا است . یعنی آگاهی باعث می شود که در تصمیمات و برنامه ریزیها ، بهتر بتوانیم در مورد نحوه فعالیت و شرایط مختلف آن تصمیم گیری کنیم . اما مساله ای که ذهن من را در اینجا درگیر کرده است و مدتی است که می خواهم در مورد آن بنویسم پتانسیل های موجود در کشورمان ایران است . چه بخواهیم و چه نخواهیم دیواره نوردی کلاسیک و محاصره ای ما تفاوت و فاصله نسبتاً زیادی با سبکهای آلپی ، سرعتی و سبکبار روز دنیا دارد . این مساله و پرکردن این فاصله نیازمند زمان ، تمرین ، آموزش و کسب تجربه است . مطمئناً دیواره نوردان ایرانی می توانند سرعت زیادی در رسیدن به سطح جهانی این کار داشته باشند و این مساله در طی چند سال قابل دسترسی می باشد . اما گاهاً اظهار نظرهای ما می تواند به مانند یک کاتالیزور در این فرآیند داخل شود . اگر بخواهیم این مساله را بازتر کنیم نگاه آدمهای این جامعه به سطح دیواره نوردی ایران و مقایسه گاهاً غیرمنصفانه آن با دیواره نوردی سطح جهانی است . هیچ وقت  نمی شود مسائل و مشکلاتی که کوهنوردان داخل کشور ( از لحاظ مالی و معنوی ) متحمل می شوند را با کوهنوردان حرفه ای در سطح کشورهای دیگر مقایسه کرد . در مقابل آن می توان به لیست قوی اسپانسرهای خصوصی برای کوهنوردان دیگر کشورها اشاره کرد . البته این مساله قابل حل است . به این صورت که با انجام برنامه های موفق و ارائه گزارش آن و خصوصاً نبود حادثه در برنامه های اینچنینی ، امکان جذب حامی خصوصی وجود خواهد داشت و قطعاً بخش خصوصی به حمایت این رشته خواهد شتافت . حال اثر ما در ندیدن این فاصله چگونه می تواند خود را نشان دهد ؟ ندیدن تلاش جوانان ایرانی در اجرای برنامه های جدید و صرفاً اتکا و مقایسه به برنامه هایی در سطح جهانی در گفتار و رفتار خود ، پله های صعود را برای جوانان ایرانی بی ارزش می کند و توجه آنان را به آخرین پله و صعود در سطح جهانی منعطف می کند در حالیکه هنوز ویژگیها و تجارب آن در آنها ایجاد نشده است . ما مسئول گفتار و کردار خود هستیم در شکل دهی به افکار عمومی جامعه . اگر فردی تاثیر گذار هستیم باید بدانیم که رفتار و عملکرد ما زیر ذره بین جوانان این سرزمین است . اعلام برنامه های نو و جهانی می تواند همراه با حمایت از صعودهای نوین چه در داخل و چه در خارج از کشور همراه باشد و با تفکری مناسب در عین حال که نگاهی به سطح بالای کوهنوردی در جهان داریم جوانان کشورمان را نیز طوری حمایت کنیم که بتوانند پله های ترقی  ورشد را یکی یکی و با موفقیت بپیمایند . مطمئناً با اجرای این روش به زودی زود شاهد خواهیم بود که در لیست برنامه های تاپ و شاخص ، برنامه های جوانان این مرزو بوم نیز خودنمایی می کند . "

آری ندیدن تلاش جوانان ایرانی در اجرای برنامه های جدید و صرفاً اتکا و مقایسه به برنامه هایی در سطح جهانی در گفتار و رفتار خود ، پله های صعود را برای جوانان ایرانی بی ارزش می کند و توجه آنان را به آخرین پله و صعود در سطح جهانی منعطف می کند در حالیکه هنوز ویژگیها و تجارب آن در آنها ایجاد نشده است . این جمله ای است که به آن اعتقاد دارم . صحبت کردن از صعودهای ناب انجام شده در دنیا و بی توجهی به صعودهای انجام شده در داخل کشور ( حتی از مسیرهای تکراری ) این صعودها را در نظر جوانان این سرزمین بی ارزش کرده و آنها را به سمت تجربه های جدید سوق می دهد .چرا اجازه نمی دهید جوانان این فاصله را به مرور پر کنند و شرایط را جهت صعودهای جدید مهیا سازند ؟ چرا با نقش کاتالیزوری خود آنان را مهیای رویارویی با چیزهایی می کنید که شناخت کافی نسبت به آن ندراند ؟ چرا فعالیتهای عادی آنها را تحسین نمی کنید و به آنها اجازه نمی دهید در محیطی امن نسبت به برنامه ریزی برای صعودهای آتی بپردازند و چراهای دیگر ؟!

این روزها نفرات زیادی را می بینم  که خود را آماده پیمایش دیواره علم کوه می کنند . تجربه آنها در حد صعودهای بسیار سبک در دیواره پل خواب است و آمال آنها در حد کارهایی بس سنگین در دیواره علم کوه . این است که قبل از آنکه لیست تجهیزات عادی خود را تکمیل کنند به دنبال خرید کیسه بیواک و ... هستند . صعود علم کوه بسیار ارزشمند است حتی از یک مسیر عادی اما صعود دیواره های دیگر ایران را از مسیرهای مختلف به عنوان یک پیش نیاز می طلبد .پیش نیازی که عموماً پاس نشده است !! علم کوه یک مثال است . یک مثال از چند تا یکی کردن پله های صعود .

و به نویسندگان وبلاگها ، شما زمانی که فعالیتهای افراد خارجی را در وبلاگ خود فریاد می زنید و تلاشهای جوانان این سرزمین را نمی بینید . زمانی که فعالیت مرزشکنانه جوانان سرزمین خود را تحقیر می کنید ، بدانید که قسمتی از تقصیرات حوادث را به گردن گرفته اید .

به آیدین عزیزم ، پویای مهربان و خنده رو و مجتبای برودپیک : شما هرگز برای ما نمرده اید . شما در قلب ما زنده اید تا همیشه و کسانی که در حق شما کوتاهی کرده اند در ذهن ما مرده اند .دیگر حنای خیلیها برای ما رنگی ندارد ... شما بسیار زنده و پویا و با بزرگی منشیتون در شاهرگهای جامعه کوهنوردی در جریانید ...


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩٢/٥/٦