نقد در کوهنوردی ایران ، مدتهاست که وجود داشته و افرادی از جنس و رنگهای مختلف ، نسبت به این مساله اقدام کرده اند . مهمترین چیزی که به چشم می آید این است که وقتی نفری بی طرف نقد را می خواند احساس کند که جملات نوشته شده در جهت اعتلای آن مساله و رفع نواقص آن است . چیزی که در نقدهای نوشته شده کمتر به چشم می خورد . در کتاب مدیر 1 دقیقه ای میخوانیم که اگر کسی کاری را درست انجام نداده و در خصوص رفع ایراد او برمی آییم حتماً باید ابتدا مزایا و نقاط قوت او را ذکر کنیم و در کنار اعتماد به نفسی که به او میدهیم مدت کوتاهی را نیز در جهت ذکر نقاط ضعف او صرف کرده و هدف کمک به وی در جهت رفع این ایرادات باشد .

متاسفانه و یا خوشبختانه افرادی که بیشتر درگیر کارهای جدی در ایران هستند کمتر به این نوع نقادی دست می زنند . دلیل آن می تواند یکی از مسائل زیر باشد : 

1. این افراد عموماً چیزی از نقد نمی دانند .

2. این افراد نقد را می شناسند ولی نوشتن بلد نیستند . 

با مراجعه به افراد مختلف موجود در کوهنوردی ایران می توان گفت که هر دو فرضیه بالا رد هستند به خاطر اینکه افراد زیادی هستند که هم دست به قلم هستند و هم قدرت نقد دارند. حال چرا نوع نقد کردن این افراد متفاوت است ؟ دلیل این مساله کاملاً مشخص است . این افراد خود آن شرایط را درک کرده اند و نسبت به مسائل مختلف آگاهی کاملتری دارند . 

بازگشتن از برنامه ای سخت ، در حالی که پس از چندین روز تلاش و بارکشی در شرایط سخت و دشوار در راه رسیدن به منزل هستی ، هزینه بالا ، دور بودن از شهر و زندگی و مشکلات ایجاد شده ، سختیهای برنامه و همه و همه در کنار ماهها تلاش و آمادگی جهت اجرای برنامه .... منتظر یک خسته نباشید حداقل از جامعه محدود کوهنوردی هستی ... اما با جملاتی مواجه میشوی که عرقی سرد بر پیشانیت می نشاند . جملاتی که بیشتر بوی تخریب از آنها می آید نه نقد . زیرا که در پی این جملات میل به اصلاح بسیار کم است و مخاطب نقد را در موضعی دفاعی فرو می برد . این نقد نه تنها کارساز نیست بلکه مانع از تکرار فعالیتهای اینچنینی و رفع ایرادات می گردد . 

افرادی که راحت از کلمات مختلف  در توصیف برنامه های اجرا شده استفاده می کنند باید بدانند که هماهنگی برای یک برنامه فنی واقعاً سخت و دشوار است . مسئولیت این برنامه ها نیز بسیار بالا است و افراد پس از اجرای برنامه ( چه در صورت موفقیت و چه عدم موفقیت ) از خستگی جسمانی و ذهنی زیادی آزرده هستند . 

چه خوب است که در کلام اول یک خسته نباشید به آنها بگوییم . اجازه بدهیم و باور داشته باشیم که کار آنها ، تکانی مناسب به کوهنوردی خسته و تکراری این مرز و بوم است . با روی خوش به آنها خوش آمد بگوییم و آنها را در آغوش بکشیم زیرا همه فرزندان این سرزمین هستند که هدفشان کاری فراتر از روزمرگی کوهنوردی ما بوده است . 

حال که آنها شما را در موضع خود دیدند و شما را از خودشان احساس کردند می توانیم بشنویم که چه اتفاقاتی برای آنها افتاده . چه شرایطی را لمس کرده اند و چه خطراتی را تجربه کردند ؟ حال در صورتی که علمی نسبت به آن شرایط داریم می توانیم آن فعالیت را نقد کنیم . باز هم این نقد ، تابع شرایطی خاصی است و نباید نفر را در حالت دفاعی فرو ببریم . باید کاری کنیم که او با آغوشی باز نقدمان را گوش کند . هم نقد کننده باید صبر و حوصله داشته باشد و هم فردی که مورد نقد واقع شده است . 

در مورد برنامه دره یخار ، من خودم نقدهایی دارم که حتماً آن را در یک نوشته منتشر خواهم کرد . این نقد فقط در مورد آن برنامه نیست در مورد اکثر برنامه هایی است که در حال برنامه ریزی و اجرا است . اما من در این تیم نه بزرگ نمایی دیدم و نه اغراق . خیلی وقتها شده که خیلی از کوهنوردان بزرگ نیز اعلام کرده اند که قصد صعود مسیری را دارند ولی در عمل گشایش خاصی در آن منطقه انجام داده اند . این مساله با توجه به شرایط منطقه اتفاق می افتد و افراد می توانند در مورد آن تصمیم گیری کنند و محتویات پوستر ، کلیات برنامه را مشخص می کندنه جزییات فنی آن را . 

به شخصه به همه نفرات این تیم تبریک می گویم ... فارغ از نتیجه و عدم صعود قله ، میدانم که تلاش و پاگذاشتن در مسیرهای اینچنینی جسارت و تفکری بزرگ می خواهد که این نفرات شامل این فاکتورها بودند . دست مریزاد به همه اعضای تیم و آرزو می کنم که این تیم بتواند کار خود را تکمیل و مسیری کامل در این دره زیبا گشایش نماید . منتظر گزارش برنامه خوب شما هستم و نظرات خود را بعد از گشایش به شما اعلام خواهم کرد. 


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۳/۱٠/۱٠