برای کسایی که بیستون رو دوست دارند شیرزادی جزوی جدانشدنی از این دیواره بود. شیرزادی پدر همیشه همراه و هم صحبت سنگنوردانی بوده است که خسته از روی دیواره برمیگردند . او همواره از خاطرات اولیه خود با سنگنوردان تا آخرین نفراتی که در پای دیواره حضور داشته اند سخن می راند . اما متاسفانه آخرین بیستون من همراه بود با غمی بزرگ در دل این مرد و آنهم ترک به اجبار کافه بود . محیط کافه توسط سازمان گردشگری و میراث فرهنگی خریداری شده و شیرزادی مجبور به ترک کافه خود است . کافه ای که چندین دهه تنها کافه این منطقه بود . چشمان غمبار عمو حشمت بسیار دردناک و پر از حرف است . برای من که خاطرات زیادی با این کافه و روزها و شبهای آن در کنار دوستان خوب نیز داشتم و برای بقیه سنگنوردان نیز مطمئنا این قضیه دردآور است . آری ... شیرزادی از بیستون رفت ...

شیرزادی و پسران در حال ترک کافه ...

بی ستون


نویسنده : حمید شفقی ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٤/۸/٤