من بهترین دوستانم را در کوه پیدا کرده ام ولی باید اعتراف کنم که بدترین شخصیتها را نیز در کوه دیده ام . واقعاٌ در طبیعت هیچ چیزی را نمی توان ایده آل در نظر گرفت . هر خوبی در کنار یک بدی جلوه پیدا می کند و تا نیکی نباشد زشتی مشخص نمی شود . گل درکنار خار آن زیباست . ما کوهروها در حالی که بخش اعظم زندگی خود را به گشت و گذار و به قول برخی دوستان فعالیتهای حرفه ای می گذرانیم ادعاهای زیادی هم داریم . ادعای رفاقت ادعای دوستیهای فوق پایدار و ...

کوهنوردی امروزه در ردیف سایر ورزشها دارد حالت قهرمانی به خود می گیرد . یعنی یک رقابت در کنار این ورزش جلوه می کند . شاید زمانهایی نه چندان دور افرادی مانند جلیل کتیبه ای - محمد داوودی - محمد نوری - باقر عیوضی و بیشمار کوهنوردان خوب ایران زمین نیز در حال رقابت بودند اما آن رقابت کجا و این رقابت کجا ؟ آنها به دنبال چه چیزه بوده اند و ما به دنبال چه ؟ ما کجای کار افرادی مثل آنها را پر می کنیم ؟ رقابت آنها رقابتی سالم بود ولی رقابتی که این روزها مشاهده می شود یک رقابت ناسالم است . حتی در شهر کرج نیز کوهنوردان قدیمی و جدید با هم اختلافات زیادی دارند و این مساله باعث می شود آنها حتی حاضر شوند سر یکدیگر داد بزنند و به زور سر یک میز حاضر شوند . در تهران نیز وضع بهتر از این نیست . کوهنوردان دماوندی با بچه های آرش مشکل دارند و ... . همانطور که می دانید کرمانشاه نیز خود یک قطب کوهنوردی کشور به شمار می آید . امسال در بیستون که با کوهنوردان قدیمی کرمانشاه صحبت می کردم آنها نیز ابراز داشتند که دو کوهنورد قوی در این خطه با هم کنار نمی آیند . پس ظاهرا این یک مساله حاد در کوهنوردی به شمار می رود .

شاید بعضیها از پرداختن به این مسائل بدشان بیاید و اظهار داشته باشند که این مسائل به این صورتها هم نیست . باید به این دوستان گفته شود که کمی بیشتر در اطراف خود دقیق شوند . آیا در همین افرادی که در اطراف خود می بینید این مساله صادق نیست ! پس چرا می خواهید همه چیز را پوشیده نگاه دارید ؟ شاید از برملا شدن شخصیت خود ناراحت هستید ؟! شاید شما ترجیح می دهید در ظاهر افراد اطراف خود را تحمل کنید بر روی قله پرچم ایران را در بیاورید و سرود ای ایران بخوانید ؟! ای نامردها ! شما خائنین به این ورزش(روش زندگی ) هستید که با اخلاق نادرست خود الگوی این همه جوان علاقمند به کوهنوردی شده اید .

البته نباید بیشمار کوهنورد خوش برخورد و با اخلاق را ندید گرفت ولی متاسفانه اکثر آنها از حضور در گروههای کوهنوردی سرخورده شده اند و به فعالیتهای شخصی مشغول هستند . این مساله باعث می شود که این الگوهای مناسب اخلاق در دسترس نباشند .

خوب حالا این مساله به چه مشکلی می انجامد ؟!

به نظر حقیر فعالیتهای حرفه ای کوهنوردی باعث ایجاد تحولات شخصیتی عجیبی در افراد می شود و تعدادی از آنها را صد در صد عوض می کند . فعالیتهایی مثل دیواره نوردی و کوهنوردیهایی که با کار فنی فوق العاده همراه باشند شخصیت فرد را بسیار متحول می کنند . این فعالیتها جنبه بالایی می خواهد و فرد باید با شخصیت خود ساخته ای شروع به این فعالیتها کند . وقتی شما بعد از صعود 450 متری مثلا دیواره علم کوه ( آرزوی بسیاری از سنگنوردان ) بر روی قله پا می گذارید باید جنبه بالایی داشته باشید . چون این فعالیتها باعث ایجاد غروری فوق العاده در انسان می شوند که نتایج آن در برخی موارد اسف بار است . کسانی که در اجتماع از لحاظ شخصیتی دچار مشکل هستند و سعی می کنند با انجام این فعالیتها به حدی از سرشناسی برسند بدترین پیامد این مساله هستند . این مساله سرشناسی در فعالیتهای حرفه ای کوهنوردی باعث می شود افرادی که در زندگی اجتماعی به بن بست رسیده اند احساس کنند می توانند در این مساله خودی نشان دهند و توانایی خود را در انجام برنامه در نظر نگرفته و حاضر به اجرای برنامه به هر قیمتی بشوند حتی به قیمت جان همنوردان خود !

مساله دوم افراد خالی بند هستند . این افراد در جامعه ما به وفور پیدا می شوند !! ( ریشه این مساله احتمالاٌ فرهنگی است ) . این افراد با اجرای برنامه های ساده و شاید کمی پیچیده و بزرگ کردن کار خود سعی در جلوه و جلا دادن به فعالیت خود را دارند . آنها تصور می کنند که تنها کسانی که این کار را انجام داده اند خودشان می باشند و دائما دیگران را از انجام این کار می ترسانند تا تقدس خود شکسته نشود . ولی به محض اینکه برنامه ای مشابه برنامه آنها و چه بسا با کیفیت بهتری اجرا می شود کارشکنیها شروع می شود .

مساله بعدی کوهنوردان فوق العاده خوب کشورمان هستند که شاید در تعریف کردن از خاطرات خود به نوع مخاطب خود توجهی نمی کنند . مخاطب جوانی که جویای نام و شهرت است و با چشمانی براق به سخنان این کوهنورد خوب گوش می دهد . این مساله باعث می شود که بعضی اوقات افراد جوانتر جامپ و جهش کنندتا به فرد با تجربه برسند و اگر توانایی کافی نداشته باشند نمی توانند گیره بعدی را بگیرند و سقوط می کنند .

مساله چهارم به نظر من افراد پیش کسوت هستند . این افراد برای کوهنوردی بسیار زحمت کشیده اند و این حقیر عقیده دارد که تحت هر شرایطی باید احترام را به این افراد گذاشت چون خود شما نیز یک روز پیش کسوت می شوید . اما در موارد بسیار نادری این افراد قدیمی و با تجربه باعث کندی پیشرفت این ورزش می شوند . شاید این افراد فکر می کنند که افراد جوان با فعالیتهای فوق العاده حضور آنها را کمرنگ می کنند و آنها به دست فراموشی سپرده می شوند . در حالی که این افراد لذت حمایت کردن از بچه های جوان و پشتیبانی از آنها را هرگز نچشیده اند تا ببینند که جوانان چقدر به کمک آنها نیاز دارند .

مساله پنجم ایجاد حس حسادت است . گروههای کوهنوردی احساس می کنند که با پیشرفت تیم همشهری فعالیت آنها زیر سوال رفته است ؟ یکی نیست به این افراد بگوید که ما همه کوهنوردیم . در این مملکت که برای این ورزش کاری انجام نمی شود . پس تنها کسی که می تواند به ما کمک کند خود ما هستیم . آنها در این گونه موارد سعی می کنند فعالیتهای همدیگر را از لحاظ فنی و حرفه ای زیر سوال ببرند . وای که چه کار اشتباهی ! دوست عزیز اگر شما فعالیت خوبی انجام دهید ما خوشحال می شویم و اگر ما کار خوبی انجام می دهیم شما باید خوشحال باشید که کوهنوردی در حال پیشرفت است . اگر یک تیم به کمک بچه های تیم دیگر می رود این مساله نباید باعث شود که تیم دوم احساس کسر شان کند و در مقام جبهه گیری در بیاید . اگر کمکی از جهت یک گروه به گروه دیگر می شود بدون هیچ گونه منتی بوده و افرادی که می خواهند از این مساله استفاده کنند کوهنورد نیستند .

در نهایت به نظر حقیر در حالی که امر آموزش مسائل فنی در کوهنوردی رشد خوبی پیدا کرده است نیاز به مربیان اخلاق بسیار احساس می شود . مربیان بیشماری که مدرک درجه 1 مربیگری اخلاق را دارند و به دلایل بالا از گروهها رانده شده اند .


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٢/۱٢/٢