بعضی مواقع احساس می کنی که ای کاش هیچی نمی فهمیدی . شاید اونطوری راحتتر زندگی می کردی …

بعضی از اطرافیان فکر می کنند دیگران هیچی نمی فهمند …

مردم آنقدر درگیر زندگی روزمره خود شده اند که زندگی کردن را فراموش کرده اند …

کمتر کسی پیدا می شود که در این دور و زمانه برای شخصیت خود ارزش قائل شود …

احساس انسان بودن در این دور و زمانه کمتر به کسی دست می دهد …

چه صبری دارد خدا …

و یک جمله از کتاب " چه کسی پنیر مرا جابه جا کرده است ؟! " نوشته اسپنسر جانسون 

 

توجه به تغییرات کوچک ، به تو کمک می کند تا بهتر بتوانی خودت را با تغییرات بزرگ هماهنگ کنی .

 

و در نهایت اینکه حتی آهنگ گل یخ نیز دیگر من را آرام نمی کند …

عکس زیر را هم تقدیم می کنم به دوست خوبم : هادی صابری

به پاس لحظه های زیبای با هم بودن


نویسنده : حمید شفقی ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۳/٩/٢٥