شروع زیبا ...

اونجا نشسته بود ... زير آسمون تاريک شب ولی نور شهر همه جای کوه رو روشن کرده بود .نسيم ملايمی می وزيد و بدنش رو خنک می کرد ... اين بار ديگه فقط اون و خدا و  مشکی نبودن ... يکی ديگه هم بود ... و بودن ، قشنگتر شده بود ...

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کوچی

سلام حميداينجا جايی نوشته بوديد ازدواج کردی مبارکه ولی من با اينهمه خرج که کردم چه کنم عزيزدلبرادر رفتم ۲ميليون پول چی پی اس دادم يک گارمين ۲۷۶سی را گرفتم اونوقت توايران سی دی جاده ها نيست درضمن من شکارچی م خيلی به کمکت نياز دارم ناگفته نماندبا آنتن ولوازم جانبيش وميموری ...اينقدر شده حالا اين شدنامه نه نظردادن ببخشيد ولی ايميل کن سربزن جواب بده اگه ممکنه شماره موبايلت واسم بفرست

سوگل

اميدوارم هميشه شاد باشيد و دنياتون زيبا باشه...

حامد

به به به.باطم فعال شدی که.دمت گرم. امروز تو فکرت بودم.

رضا مصلحتی

سلام قربان ممممممممبببببببااااااااااررررررررررکککککککککککککک باشه:به سلامتی چه عجب شما آمدين؟ دست حامد رو هم بگير

رضا مصلحتی

نمایشگاه بین الملی تخصصی دوربین های دیجیتال و تجهیزات وابسته اطلاعات بيشتردر http://pesareariaee.blogfa.com

طاهر

یادته گفته بودم یه برنامه قشنگ و به یاد موندنی رفته بودم.جای همتون رو خالی کردم،ناراحت نباش

عکس های زيبايی داريد بگذاريدشان در فليکر....با یک فیلتر شکن موفق می شوید دنیای تازه‌ای را کشف کنید. www.flickr.com

کوچی

حميد جون آپ کن ديگه ای بابا

حامد

بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک بادا.