راستش بعضی مواقع اگر صبر عيوب هم داشته باشی قاطی می کنی ... با ديدن عکس جنينی که گوشه خيابان افتاده بود واقعاٌ از انسان بودن خودم متنفر شدم . چرا که حيوانات هم با هم نوع خودشون اينطوری برخورد نمی کنند . راستش خيلی ناراحت شدم و يه يک روزی با خودم کلنجار می رفتم . در نهايت نتونستم طاقت بيارم و مجبور شدم اينطوری آپديت کنم . هر چه قدر از خوبيها صحبت می کنيم بسته !! کثافت و بديها اطرافمان را احاطه کرده و ما چشمان خود را بر روی حقايق بسته ايم . هر وقت چيزی را در ظاهر می بينی بدان که در خفا فاجعه بسيار عميق تر است . وقتی اين جنين را در گوشه خيابان می بينی بدان که وضع خيلی وخيم تر از اينهايی است که فکر می کنی ! فکر می کنيد موشهای تهران برای چه اينقدر بزرگ شده اند !؟ گوشت جنين قويترين گوشتی است که می توانند مصرف کنند و ساير کثافات و چيزهای ديگری که ما انسانها توليد می کنيم !!! راستش خيليها فکر می کنند که اين تفکر نشاندهنده بی اعتمادی به جامعه است و بايد انسانها را دوست داشته باشيم و از اين جور شعارها ... من خودم انسانها را دوست دارم و انسانهای زيادی در اطرافم هستند که واقعاٌ از بودن با آنها لذت می برم ولی انسانهای زياد بيشتری هم هستند که از ديدن آنها حالم بهم می خوره و نمی تونم خودم رو کنترل کنم . از يک طرف برای اين کوچولو ناراحتم که بدون هيچ گناهی اين بلا به سرش آمده و از طرفی اهم برايش خوشحالم که اين جامعه کثيف و رذل را نديد و راحت و آسوده برای هميشه خوابيده است ...

چشمانمان را باز کنيم و تلاشمان را برای بهتر کردن خود و اطرافيان انجام دهيم ولی مهمترين نکته اين است که اين کار را از خودمان شروع کنيم ...

راستش بنا به درخواست يکی از دوستان خوبم عکس رو از وبلاگ برداشتم ( به خاطر ناراحت کننده بودن آن ) ولی مطلب سرجای خود است شايد باعث شود کمی بيشتر فکر کنيم ....

/ 14 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهین

وقتی توی مملکتی راه های قانونی بسته باشه نتيجه ای جز اين نداره/ اين چيزا می ره زير پوست شهر و هر از گاهی ما قسمتی از وجود کریه اون می بینیم و اینجوری دلمون به...

خاله ريزه

روزی که اون عکس رو ديدم خيلی عصبانی و غمگين شدم.

پسري با كفشهاي كتاني!

سلام حميد جون!.............خوبی؟...........خوش ميگذره؟................منم اون عکس رو ديدم! و ساعتها با خودم فکر کردم که واقعآ تو اين شهر چی ميگذره؟................ما داريم با خودمون چيکار ميکنيم؟!!! ):...........................ولی خب، با افسوس خوردن کاری از پيش نميره!...............اميدوارم که يه روزی به اون جايگاه و مقام انسان بودنمون برسيم و ديگه دست از اين کثافت کاريها برداريم!!!!..........................خوشحال باشی و خوش تیپ هم دانشگاهی گلم...

عمو علي

شاه پسر؟ محض گل روی جنابهالی که احساس تنهايی و قربت نکنين، آپديتيدم!!!!!! يه سری بزن و نظرت رو بهم بگو.... شاد باشی جوون

ولف

منهم اون عکس رو دیدم...یکی از دلایلی که پس از برگشتن کوه ناراحتم و در خودم فرو می رم به خاطر برگشتن به میان افراد و محیطی است که ....این که خوبه حالا مونده.چند سال دیگه ببین چی میشه...اخبار حوادث ساعت نه شب رو ببین که چقدر مشتری داره و گوینده هم حوادث جدید را با چه تبسمی بیان می کنه....

حسین

با سلام وبلاگ اینجانب با عنوان (( کوه نوشت )) فعال شد : http://koohnevesht.blogfa.com/ مشتاق مشاوره و اعلام نظر شما هستم . با سپاس خدانگهدار

sahar

حميد آيا واقعا ميشه کاری کرد؟ وای بر ما.....

محمد

سلام. ازت ممنونم. من اون عکس رو نديدم ولی اونقدر تو جامعه از اين دست رفتار ها زياد شده که حتی خوش بين ترين افراد هم نميتونن اونها رو ناديده بگيرن. کودکان بزهکار هر روز بيشتر ميشن و تمام شعار ها در مورد ساماندهی اونها هم از حرف فراتر نميره. وقتی که کودکان شيرخوار برای گدايی خريد و فروش ميشن شايد بشه گفت اونها که پاک از دنيا ميرن مورد لطف خدا قرار گرفتند. دعا کنيم خدا ما را مورد رحمت خودش قرار بده.