یادته ؟!

اینقدر دور نیست که به این زودیها یادت رفته باشه .

اینقدر برایت نا آشنا نیست که دیگر نتوانی آن را به یاد بیاوری .

یادته که هیچ کس باور نداشت که ما این کار را انجام بدهیم . یادته ...

بر روی سنگی در مسیر علم چال نوشته شده بود :

علم کوه کوه عشق و کوه درد است هر آنکس پانهد بر قله مرد است

یادته مجید ثقفی می گفت یک شب روی دیواره خواهید داشت ؟!

روی ... مسیر را پیدا نمی کردیم . یادته اشتباه رفتم روی مسیر ... . یادته با چه حرکتهای وحشتناکی توی اون یه تیکه زدم ؟! یادته طنابمون گیر کرد . یادته وقتی رسیدیم روی قله بزرگترین سنگ قله را بغل کردم و گریستم . یادته اون نمازی که با محمد سرپایی خوندیم . یادته اون غروب قشنگ خورشید . یادته اون یخچال با عظمت . یادته که هیچ کس دیگری اون دوروور نبود .

می دونی شاید اصلاٌ کار بزرگی نبود ولی من به قول خودم وفا کردم .

اصلاٌ می تونی یادت بیاری ؟!

مهم نیست ...

چالون و سیاه کمان

/ 5 نظر / 23 بازدید
علیرضا

به همنوردهای محترتان بگوئید از رفتن به داخل دره وشیبهای بهمن گیر جدا خودداری کنند با این همه تجهیزات و ماهواره وجی دی اس وسالن اختصاصی و گاهنامه و انواع و اقسام کمیته های مختلف ودر نهایت با ان رئیسان سراسر سوتی این اواخر سراز علم کوه دراوردید خدا رحم کنه!

.....

دیدن سیاه کمان از روی تاقچه قمقه همیشه خاطره بر انگیز است . چه عکس زیبایی. موفق باشید

mohsen

سلام رفيق. به جمع وبلاگ نويسها خوش اومديد.

محمد

آره ... يواش يواش يه چيزهايی داره يادم می ياد !!!