برنامه دیواره بیستون بود . این بار هم سراغ مسیری جدید رفته بودیم . مسیری که آن را با نام شیرین می شناختم . قصد داشتیم این مسیر را صعود کنیم . راهنمایانی هم که قرار بود با ما بیایند در لحظه آخر و در قهوه خانه برنامه شان را کنسل کردند . و ما مجدداٌ مجبور شدیم که بدون راهنما یک مسیر دیگر را برویم . راهنماها که خود نیز قبلاٌ مسیر را نرفته بودند  و فقط حدود آن را می دانستند . حرکت خود را به سمت دیواره آغاز کردیم . یک طول 50 متری صعود کردم و یک تسمه کهنه و پوسیده قدیمی دیدم . حدس زدم باید کارگاه باشد .یک تسمه مرتب روی آن انداختم و شروع به حمایت نفر دوم کردم . طول بعدی را آغاز کردم . یک طول 50 متری دیگر صعود کردم ولی کارگاه را ندیدم . در حقیقت راهنمایان اشتباه کرده بودند و ما مسیر را از ابتدا اشتباه شروع کرده بودیم و فکر کنم مشغول گشایش مسیر جدید بودیم !!  به هر حال یک کارگاه با ابزار زدم و دوستم را حمایت کردم . مسیر کاملاٌ نامشخص بود و بعضاٌ کلاهکهای کوچکی هم در مسیر دیده می شد . در سمت چپ و 40 متر اونورتر مسیر آبی وجود داشت که من حدس زدم مسیر اصلی شیرین از آنجا باشد . به هر حال سعی کردم حرکتم به صورت مورب باشد تا داخل مسیر بیفتیم و از کارگاهها و میانیهای مسیر نیز استفاده کنیم . به هر حال مسیری که ما داخلش بودیم بسیار بد قلق و سنگین شده بود . یک Face حدود 20 متر را صعود کردم . هیچ جایی برای زدن میانی نداشت و البته آنقدر هم سنگین نبود که مشکلی بوجود بیاورد . چشمم به شکاف مناسبی که کمی بالاتر بود و پیش خودم داشتم فکر می کردم که کدام شماره ترای کم در آن شکاف می نشیند تا به محض رسیدن از آن استفاده کنم . با چند حرکت دیگر خود را به سمت راست شکاف رساندم . توی فکر خودم به یک حرکت زیبای افقی فکر می کردم . به هر حال دستم را به سمت شکاف دراز کردم . قبل از آنکه دستم داخل شکاف برود یک نیرویی به من گفت که هییییسسسسس !! قبل از آنکه داخل شکاف را بگیری یه نگاهی توش بنداز !! به احساسم پاسخ مثبت دادم و نیم نگاهی به داخل شکاف انداختم . سه مار خوش خط و خال که به دور هم پیچیده بودند داخل شکاف بودند . کله یکی از آنها درست جلوی صورتم بود . بهش گفتم : ببخشید آقای مار ! مثله اینکه اشتباهی پیش آمده ! و از همان راهی که آمده بودم کله ام را دزدیدم . به هر حال مزاحم یک خانواده شده بودم و مارها هم در کمال تواضع و فروتنی این تجاوز من را به حریم شخصیشان بخشیدند . توی فکرم این بود که من این 20 متر را به امید این شکاف صعود کرده ام و حالا که شکاف بی شکاف ابزارم را کجا بزارم ؟ تصمیم گرفتم در هر شرایطی به محدوده شخصی خانواده آقای مار نرم ! شکافی در 10 متر بالاتر سمت راست دیده می شد . ناچاراٌ حرکت خود را به سمت بالا ادامه دادم . تمام فکر و ذکرم به دنبال گذاشتن یک میانی مطمئن بود . 10 متر را که به سمت بالا صعود کردم مجبور بودم یک تراورس 2 متری هم به سمت راست انجام بدهم . تراورس بسیار مشکلی بود ولی خوب از ترس جان این کار را انجام دادم  و خود را به شکاف رساندم و در آنجا با یک ترکیب فرند و ترایکم یک میانی کار گذاشتم که خودش یه پا کارگاه بود ! بعد با خیال آسوده مسیر را ادامه دادم  و بعد از گذاشتن یک میانی دیگر 10 متر بالاتر یک کارگاه زدم . من اونروز نفهمیدم آیا ما مسیر شیرین را صعود کردیم یا اینکه مسیر دیگری را ؟! ولی مهمتر از آنها خاطره آن مار بود که همیشه در ذهن من نقش بسته است ! <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

                       

 

/ 24 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلام جوووون. اول اينکه من بجات خوردم خيالت راحت فقط پولش رو بعدا ازت ميگيرم. دوم اينکه ما آخر نفهميديم بايد بگيم رسيدن بخير يا بگيم کجا بودی تا حالا. آخه اسمت رو تو سايت فدراسيون نديدم ولی تبريک دوستات نشون از رفتنت ميداد. به هر حال تبريک. سوم اينکه مگه تو هم مسموم ميشی؟ نکنه غذای خارجی خوردی. چهارم اينکه اين باعث نميشه من بيخيال شيرينی بشم. پنجم اينکه خوشحال شدم

mohammad

حميد بازگشت پيروزمندانه ات را بهت تبريک می گم. / دوست وبرادر همنوردت محمد

كوهستان

سلام ، فكرش هم آدمو مي ترسونه، ولي فكر كنم آقاي مار شانس آورد كه زورش زياده !!!! اگه بجاي ايشون خانواده آقاي مارمولك بودند احتمالن يه جوراي خوابشونو آشفته مي كردي!.. .. موفقيتهايتان مستدام باد

پروانه

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالت خوبه؟! دستمال جهت گردگيری بدم خدمتتون!!! D:

mozhdeh

روبراه نيستين برای زدن مطلب جديد؟؟؟

عمو علي

عمو جون ...................... نمي دونم حميد! اما واقعا خوشحالم ! از ته دلم اين رو ميگم! نتيجه اين همه زحمت.................... مباركت باشه جوون! ايشالا به هيمالايا...... شاد باشي و بر فراز و برقرار هميشه

عمو علي

راستي از عشقم(بخوان عشق و بدان وحشت!!!!) به مار چيزي گفته بودم بهت تا حالا؟؟؟؟؟

كوهستان

با سلام و عرض تشكر، آقا ما يه سوال داشتيم راجع بعه درد زانو وشنيدم شما در اين باره تجربياتي داريد. اگه توي كرج يه پزشك معتبر جهت مراجعه معرفي بفرماييد و تجربياتتونو به ما بگين ممنون مي شم.