پیام لزلی فوسکو برای تحریم کنندگان جشنواره بیستون

دومین جشنواره سنگنوردی بیستون نیز به پایان رسید . روزهای پشت سر هم سنگنوردی و شبها تا پاسی از شب حضور در کنار سنگنوردان بزرگ و آماتور و تبادل اطلاعات و فرهنگ و صبحت از اموری که مورد علاقه سنگنوردان است . این همه آدم در کنار هم و با فرهنگهای متفاوت ولی شبیه هم و شباهت آنها از این لحاظ است که عموماٌ زمینه مورد علاقه شان طبیعت است . در این جشنواره از جو امنیتی جشنواره قبلی خبری نبود و سنگنوردان ایرانی و خارجی دائماَ همراه هم بودند و جو صمیمانه و دوستی بسیار خوبی بین آنها ایجاد شد . همچنین روال برنامه ریزی نیز با توجه به تجارب جشنواره قبل بهتر انجام شد و عموماً سنگنوردان ساعت 5 الی 6 کار خود را بر روی دیواره شروع می کردند . 5 روز دوری از شهر و بودن با آدمهایی که رنج آنها از آماتورترین سنگنورد تا قهارترین دیواره نوردان دنیا تغییر می کرد و تسهیم دانش با آنها ، این چند روز را جزو بهترین روزهای سنگنوردی من قرار داد . سم بوژه که با اون تریپهای خاص خود سربه سر هم می ذاشت ، هوبر که با ابهت خود و کلاسهای پرواز خود همه را متعجب کرده بود ، امانوئل که وقتی به ظاهر پرتواضع او نگاه می کردی تنها چیزی که به نظر نمی رسید این باشد که او صاحب کلنگ طلایی است ، لزلی که با شیطنتهای خاص خود حریفی نداشت و... همه افرادی که واقعاً آرامش را تزریق کردند . اما می خواهم در این میان کمی از لزلی صحبت کنم .

لزلی فوسکو دیواره نورد 52 ساله و بزرگ فرانسوی جزو سنگنوردان حاضر در این جشنواره بود . روز اول که از گشایش مسیر برمی گشتم با سوالهای او مواجه شدم . مسیرتان چطور بود ؟ گشایش مصنوعی بود یا طبیعی ؟ ترانگو را چگونه صعود کردید ، طبیعی یا مصنوعی ؟ سوالهای او و شوخیهای او با حسن گرامی باعث شد که من و عمو حسن لزلی را برای ادامه گشایش مسیر دعوت کنیم و او با بزرگی قبول کرد . لزلی چندین مسیر مصنوعی با درجه A5 را در نقاط مختلف دنیا صعود کرده است و یکی از برترین سنگنوردان قرن می باشد .

 در طول گشایش لزلی تمامی حرکات ما را زیر نظر داشت . او هیچگاه بیکار نبود  . دائماً در حال چک کردن همه چیز بود . نکات ریزی که او در طی این سه روز آموزش داد را هیچگاه از یاد نخواهم برد . نکاتی که در هیچ کلاس مربیگری نمی توان آموخت . او مانند آموزگاری هوشیار رفتار ما را کاملاً زیر نظر داشت و دائماً می گفت که حمید از اینکه من این ایراد  را می گیرم ناراحت نمی شوی و من هم با لبخند از او می خواستم که ادامه دهد . وقتی هم که کاری نداشت اگر درختچه ای دم دست او بود شروع می کرد به کندن شاخه های خشک شده جهت رویش بهتر درخت و یا برداشتن سنگ ریزه ها از گوشه های کارگاه . هرکاری هم که انجام می داد دلیلش رو برام توضیح می داد . در واقع او یک شخصیت پویا داشت که لحظه ای آروم نمی گرفت . شوخی های او هم که سر جاش بود . وقتی می خواست سربه سرت بذاره به این راحتیها از پسش بر نمی اومدی . زمانی که حسن گرامی طول 3 گشایش شده با درجه 5.12b/c را به صورت طبیعی صعود کرده و بولت کوبی کرد ( این گشایش 30متری کمتر از یک ساعت به طول انجامید ، لزلی رو به من کرد و گفت باید فردا فرانسیسکو ( مستند ساز فیلمهای سنگنوردی ) را نیز با خودمان بیاوریم تا باور کنند که ایرانیان نیز دیواره نوردانی در سطح جهانی دارند . او همچنین با دیدن صعود حسن گفت که مطمئناً ترانگو را نیز به بهترین نحو ممکن صعود کرده اید ) . اما لزلی با 52 سال سن آدم بسیار پخته ای نیز بود . او در مورد تاریخ و فرهنگ ایران اطلاعات زیادی داشت و شهرهای زیادی از ایران را دیده بود و با آدمهای آنها نشست و برخاست داشته و در کل از ایران خیلی تعریف می کرد . او از سال 1998 که برای اولین بار به ایران آمد و با فدراسیون کوهنوردی تعاملاتی داشت و در ادامه سفرهای سال 2001 و 2003 و تعاملات آتی با انجمن و فدراسیون نیز برای من توضیح داد . تاریخچه این تعاملات بسیار جالب بود . اما مطلبی که من با او مطرح کردم بحث تحریم جشنواره بود . به لزلی گفتم که به دلیل اختلافات بین انجمن و فدراسیون و تعلیق انجمن ، آنها جشنواره را تحریم کرده اند و تعدادی از سنگنوردان به این خاطر به جشنواره نیامده اند . با تعجب و چشمهای درشت شده به من نگاه کرد و گفت : حمید ، می دانی که جشنواره متعلق به چه کسانی است ؟ و ادامه داد ... جشنواره سنگنوردی نه به فدارسیون کوهنوردی تعلق دارد و نه به انجمن کوهنوردان ،جشنواره فقط وفقط متعلق به سنگنوردانی است که به دور از دغدغه های روزمره جهت شرکت در آن و تسهیم اطلاعات در آن اقدام کرده اند . لزلی گفت که یکی از خواص جشنواره ها آن است که گردانندگان بزرگ آن خود افراد شرکت کننده هستند و هیچ ارگانی نمی تواند مدعی آن باشد که جشنواره متعلق به اوست . او در ادامه گفت که هر کدام از این ارگانها دنبال کسب قدرت بیشتر برای خود است ، در فرانسه نیز اوضاع بر همین منوال است ، فدارسیون و انجمن آن نیز با هم مشکل دارند  و ...

 صحبتهای لزلی تا حد زیادی درست بود . با احترام به نظر کسانی که در جشنواره حضور نداشته اند و اینکه اصلاً قصد ندارم نظر آنها را زیر سوال ببرم ولی نظر شخصی من نیز این است . اعضای یک خانواده هر چند هم که باهم اختلاف داشته باشند نباید برای نشان دادن این اختلاف میهمانی که به خانه آنها آمده است را اندوهگین کنند . بهترین راه برای گرفتن حق از نظر من حضور در مجامع و صحبت کردن است . گرچه خود من نیز تا به حال زیاد در جریان اعزام های برون مرزی انجمن کوهنوردان قرار نگرفته ام و بیشتر دوستان و نزدیکان همنشین این انجمن را در لیست اعزامها دیده ام ولی با تک قطبی شدن ورزش کوهنوردی کاملاً مخالف بوده و این نظر را هم به ایرانیهایی که می شناسم و هم به دوستان خارجی انتقال دادم و امیدوارم انجمن به زودی به فعالیتهای عادی خود بازگردد و بتوانیم به دور از جناح بازی به ورزش خود بپردازیم .

جای همه دوستان عزیزم در این جشنواره خالی بود ...

 

پی نوشت :

وقتی که مبانی تصمیم گیری در مورد بزرگان دیواره نوردی ، می شود حضور یا عدم حضور در جشنواره باید تاسف خورد .

وقتی که مبانی فکر کردن در مورد دوستان می شود پیش داوری و قضاوتهای ناعادلانه ، باید تاسف خورد .

وقتی که حسادت می شود ابزاری مخرب در دل ، دیگر نمی توان کاری کرد و باید سکوت کرد و حسرت خورد به روزهای خوب گذشته .

جا دارد از تلاشهای رضا زارعی عزیز که دو سال قبل نیز زحمات زیادی را برای اجرای اولین دوره جشنواره انجام داد سپاسگذاری نمایم .

/ 24 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عامر

5-بهتر است یک طرفه یه میدان نرویم. کسانی که تحریم کردند، حتی یک بار هم پای صحبت ابراهیم نوتاش نشسته اید. اگر پای صحبت ثابتیان نشسته اید یک بار هم به حرفهای نوتاش هم گوش کنید و سپس قضاوت کنید. نوتاش تمام توان خود را حداقل از جشنواره قبلی به کار می گیرد و از 1.5 ماه پیش برای هماهنگی های جشنواره به ایران می آید تا جشنواره به بهترین نحو انجام شود و به نظر من باعث و بانی اصلی این جشنواره ها و کلاس ها از چندین سال پیش نوتاش می باشد نه انجمن و نه فدراسیون. آیا فدراسیون و انجمن از قبل با سازمان GHM در ارتباط بودند؟ چه کسی این ارتباط را برقرار کرد؟ مگر شخصی به جز نوتاش نبود؟ نرفتن به جشنواره، تحریم و حمایت از انجمن و مبارزه با فدراسیون نبود بلکه بی احترامی به شخصی بود که برای پیشرفت کوهنوردی و سنگنوردی ایران زحمت کشید، بدون هیچ چشم داشتی این همه زحمت کشید و آیا این جواب زحمات بود؟ کسانی که در جشنواره قبلی حضور داشتند شاهد بودند که تنها کسی که هم چنان با بچه در ارتباط بود و اطلاعات بچه ها و کارهای آنها را جمع می کرد و قدر دان کارهای آنها نه فدراسیون بود و نه انجمن بلکه ابراهیم نوتاش بود.

عامر

6-دوستان عزیزی که حتی یک بار هم در این جشنواره ها و کلاسها شرکت نکرده اند و دورا دور شاهد همه این قضایا بودند نظرات سرکوب کننده خود را اعلام می کنند و بر آن اصرار می کنند. دور از انصاف است! حال باید منتظر بمانیم که آیا جشنواره ای دیگر توسط انجمن و یا فدراسیون در سالهای آینده برگزار می شود و به همین راحتی می توانند با امثال لسلی و اوبق ارتباط برقرار کنند و انها را به ایران دعوت کنند؟ بعید می دانم هم چین ارتباطی به این راحتی در آینده بر قرار شود و جشنواره ای داشته باشیم که آنرا تحریم کنیم. 7-هدف از انتشار پیام لسلی، کمی تفکر بود نه به بحث و جدل کشیدن دعوای بین فدراسیون و انجمن.

پرسش از آقای عزیز حبیبی

سلام چگونه است که شما هیچ توجهی به عدم وجاهت اخلاقی، اجتماعی و قانونی برگزاری انحصارطلبانه جشنواره بیستون توسط فدراسیون نمی کنید؟ چگونه است که باید در جشنواره ای که مردمی برگزار نمی شود شرکت کرد؟ چگونه است که شما در برابر تلاش های غیراخلاقی فدراسیون برای تخته کردن انجمن کوه نوردان ایران سکوت می کنید؟ باز هم ممنون از شما

عباس محمدی

حمید عزیز، درود بله! لسلی از من هم با تعجب پرسید: "تحریم چه کسی؟! تحریم ما؟!" به او گفتم که گاه - از سر ناچاری- برای رساندن صدای اعتراضت مجبور می شوی که پا روی دل خودت بگذاری! به او گفتم که بچه هایی که به جشنواره نیامدند، از این بابت متاسف اند... اما می خواستند و توانستند که به این طریق به شما و دیگران پیام دهند که یک جای کار در فدراسیون ما ایراد دارد. این بازی "تحریم" را بچه های سنگ نورد و من و امثال من، شروع نکردند... آن را مدیریت فدراسیون شروع کرد که پیگیر تعطیل ساختن انجمن بوده است. از نظر من، کسانی هم که در جشنواره شرکت کردند، نه گناهی مرتکب شده اند و نه در خور سرزنش اند؛ به هر حال هر کسی ممکن است که به نوعی، و با روشی متفاوت، در اصلاح وضع کنونی بکوشد (یا اصلا نکوشد!). آشنا شدن با کوه نوردان "کلاس جهانی" مانند لسلی فوسکو، هوبر ژیو، فرانسوا برنار، آنتوان کایرول، و... برای هر یک از ما افتخاری بزرگ است. امیدوارم که بتوانیم این آشنایی ها و دوستی ها را حفظ کنیم و تعمیق بخشیم و دوره های بعدی جشنواره را هم برگزار کنیم.

عباس محمدی

به عامر عزیز اتفاقا این نیامدن تعدادی از سنگ نوردان خوب کشورمان، کاملا در شناساندن ایرادهای فدراسیون ایران موثر بود و من این را در صحبت با لسلی دریافتم که می گفت در فرانسه هم وضع همین طور است و فدراسیون که بودجه ی دولتی می گیرد، همیشه با کلوب آلپن اختلاف دارد. لزلی به زبان خودمان می گفت که آسمان همه جا همین رنگ است! البته فکر می کنم که بخشی از این نوع گفتار او برای تسکین دل ما بود! در مورد ابراهیم نوتاش (که یادت باشد: عضو انجمن است)، با تو موافقم که او نقش بسیار موثری داشته است. اما در هر صورت، این برنامه (که مشابه آن را چند تای دیگر، بدون حضور نوتاش عزیز هم داشته ایم) در ابتدا در مجموعه ی انجمن کوه نوردان ایران شکل گرفت و قایم به یک نفر نبوده است.

عزیز حبیبی

سلام به پرسش کننده گرامی یکی از دوستان محترم در همین صفحه سوالاتی از من پرسیده اند که به دلیل فضای کم کامنتینگ از یکطرف وناتوانی من در تایپ کردن از طرف دیگر پاسخ کامل میسر نیست ، مختصر اینکه : دوست گرامی ! بنظر من اساسا هیچ رابطه منطقی وعقلانی نمی توان بین "تحریم" و "جشنواره سنگنوردی" بر قرار کرد . بعنوان مثال میتوان خرید یک کالا یا شرکت در یک انتخابات یا حتی شرکت در یک کنگره بین المللی یا سمینار را تحریم کرد و به هدف هایی نیز رسید . اما تحریم یک جشنواره به لحاظ ذات وماهیت موضوع اساسا فاقد معنا ومفهوم است . هر سال دهها جشنواره بین المللی سنگنوردی ( نه مسابقه یا رقابت ) توسط کشورهای مختلف در سراسر جهان برگزار می گردد . لطفا دقت کنید : هدف این جشنواره ها به اشتراک گذاشتن تجربه های سنگنوردی ، تبادل فرهنگی ، گسترش صلح ، دوستی وعشق بین جوانان کشورهای مختلف است . ما می توانیم در یک جشنواره بین المللی سنگنوردی شرکت بکنیم یا نکنیم . اما تحریم ؟ اجازه می خواهم به صراحت بگویم : یا دوستان تحریم کننده "معنا" و "مفهوم" و "کاربرد" ترم های تحریم و جشنواره را نمی دانند یا

بهادری

عامر عزیز واقعا ممنونم از کامنت هایت که سبب شد از خودم خشمگین شوم که چرا خاطراتم را از انگیزه و سابقه آغاز برگزاری دوره های آموزشی دیواره نوردی مانند اردوی سنگنوردی برتر و در ادامه آن دوره آموزشی صعود دیواره های بلند توسط انجمن کوهنوردان ایران را ننوشتم. و همانطور که به آقای نوتاش هم عرض کردم، می توان همانند آن روزها با فدراسیون با موضع آزادانه و برابر برخورد و تعامل داشت. اتفاقا من علاوه بر شنیدن سخن آقای ثابتیان، بارها پای صحبت آقای نوتاش هم نشستم و دیروز هم با ایشون و لزلی دیدار داشتیم و گفتگو کردیم...

بهادری

عامر عزیز گفتی: نرفتن به جشنواره، تحریم و حمایت از انجمن و مبارزه با فدراسیون نبود بلکه بی احترامی به شخصی بود که برای پیشرفت کوهنوردی و سنگنوردی ایران زحمت کشید، بدون هیچ چشم داشتی این همه زحمت کشید و آیا این جواب زحمات بود؟ من یک پرسش از شما و آقای نوتاش دارم: پیشرفت کوهنوردی و سنگنوردی ایران با برگزاری یک جشنواره یا هم طناب شدن چند دیواره نورد با خارجی، پایدار و پویا پیش می رود یا با روشن ماندن چراغ انجمن ها و گروه ها و باشگاه ها و همبستگی کوه نوردان؟

بهادری

عامر عزیز شما گفتی: حال باید منتظر بمانیم که آیا جشنواره ای دیگر توسط انجمن و یا فدراسیون در سالهای آینده برگزار می شود و به همین راحتی می توانند با امثال لسلی و اوبق ارتباط برقرار کنند و انها را به ایران دعوت کنند؟ بعید می دانم هم چین ارتباطی به این راحتی در آینده بر قرار شود و جشنواره ای داشته باشیم که آنرا تحریم کنیم. انفاقا نکته همین است، جشنواره نباید غیرمشارکتی و غیرمردمی و یا با اتکا و جانفشانی یک نفر مانند آقای نوتاش عزیز برگزار بشود! جشنواره یا هر حرکتی اگر مردمی و با کار گروهی برگزار شود، کم هزینه تر، پایدارتر و مستمر خواهد بود. امیدوارم آقای نوتاش سلامت و همیار جشنواره های آینده باشند...

بهادری

لازم است تصریح کنم که انجمن کوه نوردان ایران، در سال 1386 با پیشنهاد من (براساس نیاز احساس شده به آموزش حین صعود، پس از سقوط زنده یاد اسماعیل محامد از دیواره بندیخچال) و استقبال سایر اعضای هیات مدیره، اردوی سنگ نوردی برتر را که سرآغاز مابقی برنامه ها بود، طراحی و اجرا کرد... من در آن زمان آقای نوتاش را نمی شناختم و ندیده بودم، این دوره بستر و همبستگی لازم را برای طراحی دوره آموزشی صعود دیواره های بلند را با همیاری آقای نوتاش و بسیاری از دوستان دیگر فراهم کرد... ایده تلفیق و ادامه اردوی سنگ نوردی برتر به دوره صعودهای بلند با حضور مربیان فرانسوی را نیز آقای عباس محمدی مطرح کردند... لازم است یادی کنم از همیاران برگزاری "اردوی سنگ نوردی برتر" که تجربه نویی در شیوه برگزاری و آموزش بود... خانم افسر شاندیز، آقایان زنده یاد اسماعیل متحیرپسند، جواد نظام دوست، حسن نجاریان، رسول کشوری، حسین هیزم کار، حسین بلنداختر، رضا زارعی، افشین یوسفی، مجید قاسمی، عباس محمدی، حامد عرب ورامین، آقا مصطفی پل خواب و خانواده محترمشان و ....