آیا تا به حال به دهات دور افتاده کوهستانی رفته اید ؟! آیا مهربانی و لطف و مهمان نوازی آنها را دیده اید ؟! آیا چهره آنها را دیده اید ؟! همان چهره ای که خدا خلق کرده است و تغییری در آن بوجود نیامده است !! آیا سرخی گونه های این افراد را دیده اید ؟! آیا دیده اید چه زندگی ساده ای برای خود دارند ؟! آیا لطف و مهربانی را در محیط خانواده آنها درک کرده اید ؟!

آیا دیده اید که چگونه بر روی یک زمین کوچک تلاش می کنند تا روزی خود را بدست آورند ؟! آیا می دانید که آنها چه اعتقاد قویی به خدا دارند ؟! آیا طویله گاوها را دیده اید وقتی که شیر گاوها را می دوشند ؟! آیا دیده اید که چگونه نان خود را درست می کنند ؟! آیا دیده اید که نسبت به شما کوچکترین بدبینی ندارند ؟! آیا ...

حتماٌ تا به حال شهرهای کشورهای در حال توسعه !! را دیده اید ! حتما مهربانی و لطف آنها را نسبت به افراد اطراف خود دیده اید !! حتماٌ چهره مضطرب و خسته آنها را دیده اید !! چهره ای که بسیار با واقعیت فاصله پیدا کرده است !! حتماٌ سرخی مصنوعی گونه های آنها و پژمردگی درونی آنها را دیده اید ؟! حتماٌ دیده اید که نسبت به زندگی اطرافیان خود چه حسادتی می ورزند و چگونه زندگی را برای خود وحشت آور کرده اند !! حتماٌ فاصله بین اعضای خانواده ها را دیده اید !! حتما ٌ دیده اید که آنها به هیچ چیزی رضایت نمی دهند !! حتماٌ می دانید که آنها در اعتقادات خود چقدر ریا می کنند !! آیا طویله ... را دیده اید ؟!حتماٌ دیده اید !! و کسانی که در این وسط چیزی می فهمند عذاب می کشند و آنها که نمی فهمند در نادانی خود خرسندند . 

نظر شما چيست ؟!

آيا ترجيح می دهيد در دل طبيعت زندگی کنيد و هميشه در آن باشيد يا اينکه دوست داريد هميشه در کنار شهر و تکنولوژی آن باشيد ؟!‌يا اينکه يک حد وسط را انتخاب می کنيد ؟!  

برنامه بلده به سی سنگان

/ 9 نظر / 26 بازدید
FLuenCy

به منم لینک میدی؟

شاهین

به چیزی از این زندگی مدرن چنان دل نبسته ام که نتوانم ازش دل برکنم/فقط مساله معاش است که با همین ابزار تکنولوژی باید تلاش شود/بنابراین زندگی بینابین را انتخاب کرده ام ولی در اولین فرصتی که فرصتش برام فراهم شه می روم چنان زندگی کنم که عشقمه...

mona

درود... من کمتر کسانی (حتی در بین کوهنوردان) دیدم که این چنین فکر کنند... البته چرا، دو نفر رو می شناسم! متنتون برام خیلی جالب بود چون خودمم چند روزیه که دارم در مورد این موضوع فکر می کنم. نمی دونم آیا تا به حال به روستاهای مازندران آمده اید؟؟ درست مثل روستاییانی که شما شرح دادید هستند و چقدر صمیمی( یادمه در تابستان که با یکی از دوستان تهرانی به ارتفاعات آلاشت رفته بودیم، به ما می گفت که به روستاهای زیادی رفته ولی هیچ کدوم به مهربونی و صمیمیت روستاییان مازندرانی نمی رسند، شما رو نمیشناسن ولی همیشه بهتون سلام می کنند. همین باعث تعجبش شده بود...) خلاصه من هنوز به نتیجه ای نرسیدم چون برای هر کدوم از حرفام دلایل زیادی دارم و مطمئناً در این کامنت نمی شه گفت... از اینکه یک چیزی برام عادت بشه و دیگه زیباییشو از دست بده هم بدجوری می ترسم. ممنون از شما.

خردمند

سلام ، ممنونم از اينكه به من سرزدين... وبلاگتان را خواندم و ايده هايتان برايم جذاب است ... حتمن در اولين فرصت با نام..كوهنوردي نشان زندگي.. به شما لينك ميدهم ........در مورد سوالتان اگر دوباره بدنيا بيايم باز هم ترجيح مي دهم كوهنورد باشم.. شايد بعنوان شغل جنگبان، يا امداد گر كوه را انتخاب كنم ... اما در كل شهر را دوست دارم ودلم مي خواهد كه دوستاني شهر نشين داشته باشم ولي با روح وحشي.

soghooteazady

وقتی توصيفات زيبات رو خوندم ...آه.... اما من بدون تکنولوژ ی و فعاليت اجتماعی ديگه من نيستم ... همه چيز خوبه اما به اندازه........الان هم فقط دلم يک کوه نورد پير ميخواد که با صدای پر صلابتش شعر آرش کمانگير رو بخونه...آرزو بر جوانان ...

Mos

سلام.از اين که به من سر ميزنيد مچکرم.در مورد سوالتون بايد بگم که من حد واسط را انتخاب ميکنم.چون در اين شهر هم چيز هاي غير شهری!و غير تکنولوژيکي پيدا ميشوند و من آن بخش را دوست دارم به همان دليلی که کوه و طبيعت را دوست دارم.البته اگه ميشد اونا رو هم با خودم ببرم به طبيعت.خوب ديگه ۱۰۰٪هميشه تو طبيعت بودم.

mohsen

آقا ما خيلی مخلسيم... و شرمنده از اينکه کمتر به رفقا سر ميزنيم... و ممنون از اينکه شما به بی وفايی ما کاری نداری و لطف می کنی و به همنوردت سر می زنی....دمت گرم...

mona

سلام... واقعاً ازتون ممنونم. نمیدونید با نظرات واقعگرایانه بعضی از دوستان چقدر خوشحال می شم. میتونم امید داشته باشم که هنوز افرادی پیدا می شن( به خصوص آقایون) که واقعاً انسانی فکر می کنند:) همین که شما این احساسو دارید خودش یک دنیا ارزش داره. البته خدا رو شکر من در خانواده ای به دنیا اومدم که کوه و طبیعت می رم و مشکلی ندارم ولی خوب تو این اجتماع مشکلاتی برای من زن وجود داره! وقتی به دختران و زنانی فکر میکنم که مشکلات زیاد و عجیبی دارند حس می کنم که دیگه دارم دیوونه می شم:) و این تلاشو برای اونها و به خاطر اونها باید ادامه بدم... ممنون.

maryam

درود. نوشته های زیبای شما را به تمامی خواندم و لذت بردم. امیدوارم که همیشه همچنان پر تلاش نوشتن را ادامه دهید. راستش را بخواهید از کودکی در طبیعت زیاد به سر برده ام. دوست دارم علاوه بر طبیعت کشورم، زیباییهای کشورهای دیگر را هم ببینم. همیشه تلاشم در این راه بوده است که علاوه بر دوست داشتن، در راه حفظ طبیعت بکوشم تا روزی بتوانم با آرامش در کنار این دوست دیرین روزگار به سر برم. این تکنولوژی نیست که آدمها را از طبیعت دور می کند، آدمها هستند که از طبیعت دور می شوند.