بازخورد انتقال صحبتهای لزلی در این وبلاگ

در بازخورد مطلبی که تحت عنوان پیغام لزلی برای تحریم کنندگان جشنواره بیستون نوشتم سیلی از کامنتها به این وبلاگ سرازیر شد . ابتدا باید از برخوردهای مناسب و تحلیل های خوب موافقان و مخالفان این قضیه تشکر کنم و باز هم متذکر شوم که این یک دیدگاه است . اما در ادامه و با دیدن کامنتهای فراوانی که در آنها پر بود از توهین ، تهمت ، فحش و ناسزا لازم می دانم که چند کلمه ای با این دوستان حرفی داشته باشم .

در مورد برنامه ترانگو و نقش فدراسیون در آن نمی توان از نامه نگاریهای فدراسیون برای گرفتن اسپانسر مالی و همچنین تامین ارز دولتی و حداقل حمایتهای معنوی در صحبت و نامه نگاری برای اعضای تیم جهت سازمانهای مختلف و ... را نادیده گرفت ! حرکتی که شاید چیزی حدود 30 درصد هزینه های ما را تامین کرد. اما مساله ای که خود من از آن ناراحت هستم گوشه نشین شدن این بچه ها بعد از اجرای برنامه و عدم حمایت از آنها مانند سایر قهرمانان رشته های ورزشی و همچنین عدم تامین مالی قسمتی دیگر از هزینه های برنامه بود . ( بسیاری از اعضای تیم بعد از برنامه به دلیل مشکلات مالی کاملاً درگیر کارهستند و امکان سنگنوردی را ندارند ) . انتظاری که از فدراسیون در مورد تیم ترانگو می رفت این بود که مقتدرانه و مصر برای احیای حقوق اعضای این تیم که جان و مال و زندگی خود را گذاشتند تا طلسمی بزرگ شکسته شود تلاش کند .

باید گفت که خوشحالی ما از ایجاد یک وفاق ملی بین فدراسیون و انجمن و کوهنوردان مستقل در حمایت از این برنامه بود . وفاقی که انگار این روزها شکسته شده است .  

 اما در مورد بحث انجمن کوهنوردان و غارنوردان و تعلیق آنها به نظر شخصی من فدراسیون اگر گناهی نداشت تا به حال باید نسبت به روشنفکری عمومی اقدام می کرد و این سکوت سنگین فدراسیون نظر شخص من را در مورد این قضیه منفی می کند . همچنین در مورد اجرای جشنواره بیستون نیز می شد با همدلی بیشتر بین سنگنوردان ، زمینه اجرای بهتر آن را فراهم نمود و با تقدیر از دیواره نوردان برتر کشور ( در جایی که متعلق به دیواره نوردان است ) دل آنها را بدست آورد . بله اینها همه انتقاداتی است که به فدراسیون وارد است و  این یک نوع انحصار طلبی و دور کردن نیروهای مفید می باشد که هیچ سازمانی از برخورد اینگونه نفعی نخواهد برد . آقای شعاعی باید در مورد این گونه موارد با پاسخگویی و شفاف سازی زمینه اعتماد مجدد جامعه سنگنوردی را ایجادکند .

اما دوستانی که با فحش و ناسزا کامنت دونی وبلاگ را پر کردند در وهله اول خوشحالم که باعث شدم شخصیت درونی خود را به نمایش بگذارند . آنها از تمامی ابزار قدرت خود در طی یک روز استفاده کردند تا به من ضربه بزنند . ارسال کامنت تهدید آمیز ، فحش و ناسزا و تهمت و در آخرین اقدام جالب حذف من از یکی از انجمن ها در فیس بوک !! کارهایی بود که آنها در طی یک روز کاری خود به نحو احسنت انجام دادند . خوب یک سوال دارم . فرق شما با شعاعی که می گویید انحصار طلب است چیست ؟ شعاعی قدرتی بسیار بیشتر از شما دارد و برخوردش با مخالفانی مثل شما حداقل این است که اجازه دارید هر حرفی می خواهید در مورد او بزنید اما شماها با قدرتی بسیار کمتر از تمامی ابزار و امکانات خود برای حذف کردن و کوبیدن مخالفان خود استفاده می نمایید .دیگر قضاوت به عهده دیگران . برخورد شما من را یاد سیاستهای دولتمان می اندازد .

من در جشنواره شرکت کردم ولی مساله تحریم انجمن کوهنوردان و بسته بودن جو انتقاد در ایران و تک قطبی بودن ورزش را با اکثر خارجیهایی که می دیدم مطرح کردم و چیزی که خواستار آن هستم بازگشت انجمن به جریان عادی فعالیت خود و در آمدن وضعیت ورزش سنگنوردی از حالت تک قطبی آن است . اما اینکار را با صحبت و رایزنی با کسانی که می شناسم و احترام به شخصیت آنها انجام می دهم نه با توهین و بایکوت !

با احترام به تمام کسانی که این بحث را منطقی دنبال کردند ...

همین !

/ 8 نظر / 32 بازدید
ندای کوهستان

حمید عزیز سلام اول اینکه واقعا نقدی شایسته و درخور تقدیر نوشتی و البته جوانب انصاف رو به طور اصولی رعایت کردی و بی طرفانه قلم زدی. این واقعا جای تحسین داره. راستش اونقدر دلم پره که ترجیح می دم فقط از ممنون باشم که منطقی به چند موضوع مهم اشاره کردی. واقعا ای کاش می شد که ائتلاف بزرگی تشکیل داد و این مشکلات رو با رایزنی و گفتگو در فضای سالم حل و فصل کرد. ای کاش... بهروز باشی و همیشه سلامت حمید عزیز امیر حسین ناظمی

سیاوش

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

رضا فتحي 1

سلام اصولا نسيم دمکراسي!! از يه همچين جاهايي شروع به وزيدن مي کنه. اميدوارم من جز دسته اي باشم که به شما توهين نکرده اند. اما بعد: تو وبلاگ نداي کوهستان کامنتي بود از طرف شما که نوشتين" امیدوارم دوستان تحمل شنیدن این حرفها را داشته باشند . حرفهایی که نه به نفع فدراسیون است و نه به نفع انجمن. امیدوارم که واقعاَ افراد به درجه استقلال برسند هم در مقابل انجمن و هم در مقابل فدراسیون . " اين عبارت "درجه استقلال" رو مي شه تعريف کنيد؟ يعني در اين فضا ( يا به قول فرنگي ها کانتکسي) که ما الان توش هستيم منظورتون از مستقل بودن چيه؟! فکر مي کنم ريشه خيلي از اختلافات از همين جاهاست. و گرنه کسي در حسن نيت شما يا اخلاق خوبتون و ... و اهميت حفظ آبروي ايران در مقابل خارجي ها! و متحد بودن در مقابل اونها و برگزاري باکيفيت جشنواره و از اين حرف هاي کلي شک نداره. اما مشکل اين جاست که دقيقا انجام دادن يک کاري (مثلا تقدير همزمان از يک آدم فدراسيوني و اظهار تاسف براي آدم هاي انجمني) براي خواننده وبلاگ شما که از پشت پرده ارتباطات شما با اين آدم ها اطلاعي نداره چه جوري تعبير به استقلال مي شه؟

رضا فتحي 2

موضوع اينه که شما کاري رو انجام دادين که تعبير عدم استقلال رو مي شه از اون داشت. و بعد شما ديگران رو به نداشتن استقلال متهم مي کنيد. و اين موضوع جالب توجه ايه. نوشتين که " خوشحالی ما از ایجاد یک وفاق ملی بین فدراسیون و انجمن و کوهنوردان مستقل در حمایت از این برنامه بود . وفاقی که انگار این روزها شکسته شده است." خوب موضوع دقيقا همينه. شما قبل از حضورتون مي دونستين که وقاقي در کار نيست. و اون وفاق شکسته شده. در اين شرايط در جشنواره حاضر شدين. قاعدتا با حضورتون دنبال وفاق ايجاد کردن که نبودين. اين کار رو بايد قبل از حضور در جشنواره با رايزني با آدمهايي که برشي داشتن انجام مي دادين. مگر اين که باز بفرماييد شما که نمي دنيد و من کلي براي وقاق تلاش کردم و با فلاني و بهماني صحبت کردم و ..... اما در نهايت حضور شما به اين تعبير شد که حرف آقاي فلاني و بهماني پشيزي ارزش نداشته و اين همه آدم اومدن در جشنواره. اين اسمش استقلال نيست.

سیاوش

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

عباس محمدی

درود درست است؛ با بدگویی نمی توانیم به جایی برسیم... همه مان باید گوش های خود را بزرگ و دهان هامان را کوچک و انتقادهایمان را اصولی کنیم! پیروز باشی.

حامد حواله دار

با سلام به نکته ای قصد دارم اشاره کنم که چند وقته ذهنم رو درگیر کرده. با احترام به اعضای انجمن و اعضای محترم آن به این نکته باید اشاره کنم که بسیاری از افرادی که در جشنواره بیستون شرکت نکرده اند نه برای فراخوانی(اسمش را میتوان گذاشت نافراخان) که از طرف مدیران انجمن منتشر شد که به بسیاری دلدیل دیگر در این جششنواره شرکت نکرده اند (لطفا دقت کنید...شرکت نکردن با تحریم کردن تفاوت دارد) که در ذیل به آنها اشاره می کنم: 1- با توجه به سابقه جشنواره یکم این امر بر همه مشتبه شده بود که باز هم شرایط قبلی بر جشنوراه حاکم است و امکان استفاده از تجربیات در یک مکان برای همه امکان پذیر نیست(که شاید اگر به قول دوستان اگر تعداد ایرانیها بیشتر بود این تبادل اطلاعاتی که ایندفعه بین سنگنوردان برقرار شده و اکثرا از آن راضی هستند برقرار نمی شد و باز هم شرایط پیشین حکم فرما میشد)

حامد حواله دار

2- تعدادی از بزرگان این رشته به دلیل استفاده های ابزاری که از ایشان شده بود و میشود در این جشنواره شرکت نکردند تا در زمان نیاز پله ترقی دیگران نباشند و در موقع قدردانی (با احترام به عظیم قیچی ساز کوهنورد توانمند و با اخلاق کشورمان) نظاره گر تجلیل از دیگران(حتی اگر مجبور باشند قید کسب تجربه تبادل اطلاعات با چند تن از بهترین دیئاره نوردان دنیا را بزنند) 3-شرایط اقتصادی بدی که در جامعه حکمفرماست: د فصلی به سر میبریم که برگزاری کلاسهای آموزشی رونق دارد و کسب درآمد بسیاری از دوستان از این طریق است. لذا حضور یک هفته ای در چنین جشنواره ای علاوه بر هزینه حضور در جشنو اره برای یک مربی (با توجه به اینکه عملا دو آخر هفته را درگیر جشنواره میشود البتهبا فرض اینکه در طول هفته شاغل نباشد که اگر باشد خود این مرخصی هم هزینه است) میشود از دست دادن چهار روز آموزشی. باتشکر